رسم بعضي از زنها اينکه كه وقتى از دست‏شوهراشون ناراحت‏ مي شن قهر ميكنند،صورتشون در هم كشيده ميشه و ديگه حرف نميزنندو يادر گوشه‏اى مي شينند و دست‏به هيچ كارى نمى‏زنند...
پارسیان (شاپرزفا)
غذا نمى‏خورند، بچه‏ها را ميزنند،يواش يواش غرولند ميكنند.به عقيده اونها قهر و دعوا بهترين وسيله‏اى كه ميتونن به اون متوسل بشن و از شوهر انتقام بگيرند،ولي برنامه‏مذكور نه تنها شوهر رو تنبيه نميكنه بلكه ممكنه که عواقب بسيار بدى رو هم در برداشته باشه،زيرا ممكنه ‏شوهرت نيز مقابله به مثل بکنه و قهركنه،در اينصورت تا چند روز بايد با حالت ناراحتى زندگى كنيد،تو غر بزنى او غر بزنه،تو اوقات تلخى كنى او اوقات تلخى كنه،تو حرف نزنى‏او حرف نزنه،تا بالاخره خسته شيد و به وساطت‏يكى از خويشان يادوستان يا با يك بهانه ديگر با هم آشتى كنيد،اما اين آخرين قهر و دعواى‏شما نيست‏بلكه طولى نميكشه كه باز از دست‏شوهرت ناراحت ميشى وقهر و دعوا شروع ميشه يعنى يك عمر رو بايد با حالت قهر و دعوا و كينه‏و كدورت زندگى کنيد،اينطوري هم خودتون رو بدبخت مي کنيد هم‏فرزنهاي بيگناهتون رو به بدبختى و سيه روزى ميندازيد.


ممكنه ‏شوهرت در مقابل قهرهاى تو عكس العمل شديدترى‏نشان بده و کار به ناسزاگوئى و كتك كارى برسه.اونوقت تو ناچار ميشى به عنوان‏قهر به خانه پدرت برى و شكايت اون رو پيش اونا ببرى.و با دخالت اونااختلافات شما شديدتر و عميق‏تر بشه،ممكنه ‏شوهرت از اين قهر و دعواهاى متوالى بستوه بياد و جدايى را بر اين زندگى كثيف ترجيح بده.


در اينصورت هم شوهرت رو بدبخت كردى هم خودت رو ولي به طورحتم تو بيشتر از اون ضرر ميکني ،شايد ناچار بشى تا آخر عمر تنهابمونى يا سر بار پدر و مادرت بشى.حتما بعدا پشيمان خواهى شد ولي اونوقت ديگه ‏پشيمانى سودى نداره.

«زنى ميگفت:با جوانى ازدواج كردم اما زندگى ما ديرى نپاييد.نه‏من از رموز شوهردارى اطلاع داشتم،نه او راه و رسم زندارى راميدونست،دائما با هم كشمكش داشتيم،يك هفته من قهر ميكردم و هفته بعداو،فقط جمعه‏ها با پا در ميانى بستگان با هم آشتى ميكرديم،اين قهر وآشتى‏ها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدريج‏به فكر پيدا كردن همسرديگه اى افتاد،من هم به علت كمى سن اهميتى به طلاق نميدادم و حاضر به‏تجديد نظر در رفتارم نبودم،از هم جدا شديم،اطاقى براى خودم اجاره‏كردم و به تنهايى زندگى ميكردم،خيلى زود متوجه خطرات شدم،اغلب‏كسانى كه با هم آشنا ميشديم در صدد اغفالم بودند،تصميم گرفتم با شوهرم‏آشتى كنم،به خانه‏اش رفتم.اونجا با خانمى روبرو شدم كه خود را همسراو معرفى کرد،با چشم گريان به اطاقم بازگشتم‏» اطلاعات 8 آذر ماه 1350.


«زن جوان 22 ساله‏اى كه با وجود يك فرزند طلاق گرفته و به‏منزل پدرش رفته بود شب عروسى خواهرش دست‏بخودكشى زد». اطلاعات 17 اسفند ماه 1348.

بنابراين قهر و دعوا نه تنها درديرو دوا نميكنه بلكه ممكنه که صدها گرفتارى و دردسر هم بوجود بياره.

خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب كن،اگه از شوهرت‏عقده‏اى داشتى کمي صبر كن تا حواست جمع بشه،اونوقت با نرمى وملايمت موضوع ناراحتى خودت روبا شوهرت در ميان بذار،مثلا با زبان‏خوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهين كردى، يافلان حرف را به من زدى،يا به فلان پيشنهاد من عمل نكردى،آيا سزاواراست نسبت‏به من اينقدر كم لطف باشى؟با اين قبيل حرفها هم عقده‏ات‏حل ميشود يا به اصطلاح خالي ميشي،هم شوهرت تنبيه ميشه. و به طور حتم در صدد تلافى‏بر مياد.ترو يك خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگى مى‏شناسه وهمين احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبى مي زاره.
گناه قهر با شوهر: رسول خدا(ص) فرمود: هر زني که از شوهرش قهر کند در حاليکه خودش مقصر باشد در روز قيامت با فرعون و قارون و هامان در پايين ترين جاي جهنم خواهد بود مگر اينکه توبه کرده و نزد شوهرش باز گردد