لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: نگاهی کوتاه برزندگی اقا محمد خان قاجار

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض نگاهی کوتاه برزندگی اقا محمد خان قاجار

    نگاهی کوتاه برزندگی اقا محمد خان قاجار

    برای نگارش زندگی آقا محمد خان قاجار باید به سابقه قاجار نگاه

    کرد .نام قاجار از اواسط قرن دهم در تاریخ کشور ما به چشم می

    خورد که 150 سال در ایران حکمرانی کردند قبل از به حکومت

    رسیدن دراسترآباد (گرگان) مامور دفع تجاوزات وفتنه گری های

    چادر نشینان ترکان بودند که صفویه وافشاریه و زندیه از ایشان

    حمایت می کردند.در میان اجداد آقا محمد خان کسی که برجسته

    تر بود فتحعلی خان قاجار است و شجاعت و تهور قابل توجهی

    داشته در اواخر عهد صفویان یعنی عصر پادشاهی شاه طهماسب

    دوم عنوان سپهسالاری را بدست آورد.

    فتحعلی خان دارای دو پسر بود محمد حسن خان و محمد حسین خان .
    محمد حسین خان در کودکی می میرد .محمد حسن خان پس از

    مرگ پدرش در زمان نادرشاه بنای سرکشی می گذارد که تا

    زمان کریم خان زند نیز ادامه داشت تا اینکه توسط شیخعلی خان

    سرش از پیکر جدا می شود و برای کریم خان فرستاده می شود.

    آقا محمد خان فرزند محمد حسن خان با خانواده اش به چنگ

    عادلشاه می افتد و برای اینکه نسل قاجار از برود او را در شش

    سالگی مقطوع النسل می کنند.

    کریم خان آقا محمد خان را به شیراز در کاخ خود می برد و از

    این جوان در امور کشور استفاده می کند .وقتی کریم خان می

    میرد آقا محمد خان با برادرانش فرار می کنند و به استرآباد - می روند.
    برای اینکه به تشریح آقا محمد خان و کارهای او بپردازیم اول

    باید احوالات کریم خان را توصیف کنیم.

    کریم خان پس از سقوط خاندان آل بویه اولین ایرانی بود که به

    سراسر ایران حکومت می کرد سلاطین قبل یا از نژاد ترک

    بودند یا ازمغولان
    .
    کریم خان در صدد وحدت ایران بود و چند برخورد با کشورهای

    اروپایی داشت در ابتدای حکومت تسهیلاتی برای شرکت

    انگلیسی قایل شد ازجمله حق وارد کردن پارچه های پشمی ولی

    شرط کرد تجار انگلیسی نباید طلا و نقره از ایران خارج کنند

    بلکه د رمقابل متاع انگلیسی متاع ایرانی خریداری کنند. کریم

    خان از آقا محمد خان درباره انگلیسی ها می پرسید وی می گفت

    انگلیسی ها فقط در فکر اندیشه منافع خود هستند که با عقل و

    تدبیر می خواهند همه چیز را صاحب شوند.
    درباره روابط تجاری و بازرگانی با خارجیان کریم خان به

    انگلیسی ها اجازه می دهد تا در بوشهر مرکز تجاری بسازند و

    دست آنها را در خرید و فروش باز گذاشته بود اما این روابط در

    مدت کمتر از هشت سال به تیرگی گراییدو کریم خان نسبت به

    مقاصد و انگیزه واقعی انگلیسی ها که نیات استعماری بود

    بدگمان شدند و به نمایندگان خود دستور داد تا با انگلیسی ها

    روش بی اعتنایی اتخاذ کنند . خدیجه خانم عمه آقا محمد خان در

    زمان اسارت وی در خانه کریم خان زند نفوذ فراوان به هم

    رسانید و خبرها را به برادر زاده خود اقا محمد خان می داد .

    ایل قاجار به مذهب شیعه گرایش داشت تدریجا وارد قشون

    مخلوط شده صفویان قرار گرفتند .

    قاجارها وقتی به صفوف جنگجویان صفویان وارد شدند نسبت به


    پادشاهان این سلسله وفا پیدا کردند مخصوصا به شاه اسماعیل
    فتحعلی خان بعد از آن که به جنگ افغانها برای کمک به شاه

    سلطان حسین شتافت وارد ورامین شد بعد به خراسان در خدمت

    شاه طهماسب دوم رفت پس از پیروزی شیخعلی خان زند بر

    محمد حسن خان قاجار گفتیم آقا محمد خان شش ساله را مقطوع

    النسل کردند و مانند تبعیدی ها با اورفتار نمی کردند بلکه

    درشیراز به مکتب رفت و با هوش سر شار خود کریم خان را

    مجذوب خود کرد .وچندین دختر از قاجار با زندی ها وصلت

    کردند و عمه آقا محمد خان همسر وکیل الرعایا شد.

    آقا محمد خان بر اثر بدبختی های دوران کودکی خشمناک بود

    محمد حسن خان قاجار در دوره زندگی خود محمد خان خردسال

    را با راه و رسم و ماجراهای زندگی آشنا کرد محمد حسن خان

    در گرگان سر به شورش برداشت و با نوادگان نادرشاه رو هم


    قرارداشتند و محمد خان به اسارت عادلشاه در آمدند وقتی عمر
    عادلشاه به سر آمد محمد خان را به پدرش پس دادند.

    زمینه برای به قدرت رسیدن آقا محمد خان آقا محمد خان وقتی از

    تپه های شهر شیراز علامت آشنای خود را دید فهمید که کریم

    خان در گذشته است آقا محمد خان راه مقصد تهران را درپیش

    گرفت و در بین راه از بین عشایر لر – افشارو عرب سپاهی

    برای خود جمع کرد و با پولی که به همراه داشت یک کاروان

    تشکیل داد و به طرف استرآباد به راه افتاد ایل قاجار هم چشم

    امیدبه او داشتند و او توانست رقابت دیرین بین دو شاخه یوخاری

    باش و آشاقه باش را برطرف کند از میان برادران آقا محمد خان

    رضاقلی خان بیش از دیگران باعث دردسرش بود و دائما با او

    جنگ و ستیز داشت در ده سالگی کودکی عباس میرزا را مورد

    ارزیابی قرار داد آقا محمد خان از کارهای کودک ده ساله

    فتحعلی خان سخت مسرور بود و مدتی را در تهران در کنار این کودک گذراند .

    تهران بعد ازحمله مغول به دلیل نزدیکی با استرآباد و ساوجبلاغ

    آقا محمد خان آن را به پایتختی برگزید که آن موقع قریه کوچکی

    بود از توابع شهر ری و به عمران و آبادی آن کوشش نمود.

    آقا محمد خان پس از به اطاعت در آوردن ایل افشار و تسلط بر

    آذربایجان توجه خود را به سوی کناره های دریای مازندران

    وگیلان معطوف می گرداند.

    آقا محمد خان برای درهم شکستن نیروهای جعفر خان ابتدا

    راهی اصفهان شد و با بهرگیری از نیروهای عشایر جعفرخان

    زند را ناگزیر به عقب راند.

    آقا محمد خان پس از این که وحدت ایل قاجار را تحقق می بخشد

    برای تصرف سرتا سر مازندران و گیلان وارد عمل می شود.

    لطفعلی خان زند تنها هماورد شجاع آقا محمد خان بود اما او نقاط ضعفی هم داشت.

    میرزا ابراهیم کلانتر در رسیدن لطفعلی خان به حکومت نقش

    عمده داشت اما پس از مدتی روابط او ولطفعلی خان به تیرگی

    گرایید و به سقوط لطفعلی خان زند کمک کرد.

    وی پس از استقرار آقا محمد خان از سوی او به منصب صدارت

    عظمی برگزیده شد و لقب اعتماد الدوله را گرفت.

    آقا محمد خان از شکست سردارش سخت به وحشت افتاد ه بود

    بار دیگر سپاهیانش را به سرداری جان محمد خان و رضاقلی

    خان برای رزم به شیراز گسیل داد در این هنگام وقایع ناگواری

    در شیراز اتفاق افتاد لطفعلی خان دو روز پیش از ورود به

    شیراز شهر را تصرف درآورد ومراد خان را به قتل رسانید .

    لطفعلی خان حاج میرزا ابراهیم خان شیرازی را به سمت

    وزارت برگزید و به جای پدر بر سلطنت نشست.

    لطفعلی خان شاهزاده زیبا روی که دلی بمانند شیر ژیان در سینه

    داشت در دوران کودکی از استادان خردمند بهره مند شده بود

    ازاو دو دختر به دنیا گام نهادند این شاه جوان سرانجام به فجیع

    ترین وضعی کورو نابینا و سپس خلاص گردید .

    پس از لطفعلی خان آقا محمد خان به روی کارآمد حاج میرزا

    ابراهیم وقتی آقا محمد خان برای تصرف شیراز و کرمان وارد

    گردید و با لطفعلی خان روبه روشد خیلی سریع از ولینعمت خود

    روی برگرداند و به آقا محمد خان پیوست و پس از خدمت به آقا

    محمد خان قاجار مشاور نزدیک او گردید وبعدها نیز صدر اعظم او شد.

    خواجه خوفناک پس از پیروزی در شیراز اورا متقاعد کردند که

    هنوز نام لطفعلی خان را مردم گرامی می دارند وقتی یکصد نفر

    از ایل افشار را به حضور خواجه آوردند و اواز آنها پرسید

    چقدر به لطفعلی خان علاقه داشتند می گویند ما تا پای مرگ ازاو

    نگهبانی می کردیم خواجه آنها را به جان هم انداخت تا یکدیگر

    را بکشند ولی آنها تیر را به سوی خود نشانه گرفتند.

    پس از این حوادث قاجارها به دستور خواجه از تباه ساختن

    خاندان زند چیزی فروگذار نکردند.ولی در روزهای سوگواری

    مذهبی آل عباس این بازماندگان خاندان درحسینیه ها پیش از

    آغاز نوحه امام حسین از دلاوریهای لطفعلی خان زمزمه می کردند.

    مدفن لطفعلی خان در ایوان کوچک امامزاده زید است .

    تهران در گذشته قریه حقیر و بی مقدار در گودی دشتی بود که

    سلسله جبال سر به آسمان کشیده البرز در شمال آن قرارداشت

    این شهرک را شاه طهماسب برای استراحت درست کرده بود

    ودر عصر زندیه کریم خان برای شکار به آنجا می رفت و بعد

    آقامحمد خان به این حصار کریم خان آمد و آنقدر کینه جو بود

    دستور داد تا استخوانهای کریم خان را از مزار شیراز خارج

    کنند و آن را در سراسری کریم خانی دفن کنند تا هر وقت بدان

    جا می رود با پاهایش استخوان سر سلسله زند را لگد کوب نماید

    و بعد آقا محمد خان تهران را دارالخلافه نامگذاری کرد و در

    همان روز 11 جمادی اول سال 1200 هجری تاج شاهی را بر

    سر نهاده رسما خود را شاه ایران خواند و سکه آقا محمد خانی

    ضرب کردند و میرزا ابراهیم شیرازی را به وزارت اعظم

    خویش برگزید.

    آقا محمد خان وقتی چشمش به سکه طلایی افتاد که نام لطفعلی

    خان روی آن نقش بسته بود چنان عصبانی شد که دستور داد

    فرزند او فتح الله خان را مانند خودش مقطوع النسل کنند .

    آقا محمد خان در دیوانخانه نشسته بود و با امر او بزرگان

    قاجاریه سرگرم گفتگو بود که ناگهان سخن گفتن را ناتمام گذاشت

    حاضران فکر کردند دارد با وزیر خود مشورت می کنند ولی

    اعتضادالدوله حضار را به بیرون راهنمایی کرد و خواجه را به

    محل استراحت بودند میرزا حکیم باشی با میرزا احمد اصفهانی

    به بالینش آمدند و بیماری را سکته تشخیص دادند آقا محمد خان

    ساعت ها با مرض صرع و سکته ناقص در کشمکش بود تا

    اینکه کم کم کمی بهبودی پیدا کرد و حاضران از مشاهده صحت

    و سلامت او مسرور شدند.

    کما کان رضاقلی خان قاجار و جعفرقلی خان برادران آقا محمد

    خان با هم درگیری داشتند و جنگی سخت بین دو برادر در گرفت

    که رضاقلی خان شکست خورد و جعفر قلی خان سراسر خطه

    نورو کجور را تسخیر کرد و بعد جعفر قلی خان خود را آماده

    تسخیر لاریجان کرد و آنجا را فتح کرد و اسیران لاریجانی را به

    ستاد آقا محمد خان روانه گرداند.

    ولی کم کم بین جعفر قلی خان وخواجه روابط تیره شد زیرا

    جعفر قلی خان حکمرانی اصفهان را از شاه خواسته بود ولی

    خواجه به جای اصفهان وی را حاکم شعرهای کوچک مازندران کرد.

    و جعفر قلی خان هم رنجیده شد و گوشه نشین گردید و هربار که

    خواجه اورا نزد خود می خواند به بهانه ای تمرد می کرد ولی

    همین باعث نگرانی خواجه شد و جیران مادرش را برای آوردن

    او فرستاد و جیران با حرفهایش پسر را پیش برادرآورد اما آقا

    محمد خان بر خلاف قولی که به مادر داده بود او را در کمین

    گاه به قتل رسانید.با قتل برادرش جعفر قلی خان خیالش راحت

    شد و به برادرزاده اش گفت همه این ها بخاطر توست که درآینده

    جانشین من باشی دوره فرمانروایی خواجه نوزده سال طول

    کشید.دراین دوران تجارت در ایران بسیار تنزل پیمود و طریق

    بازرگانی کشور ما با ممالک دیگر مسدود گردید.

    آقا محمد خان با زیر دستان خود و کارگزاران رفتاری تند داشت

    و به طبقه سوم جامعه اعتنایی نمی کرد و ارزش هر کس را با پول می سنجید .

    یکی از کارهای آقا محمد خان رفتن به خراسان و شکنجه کردن

    شاهرخ شاه بود و توانست گوهر ها و جواهرات را ازاو بگیرد و

    به تهران بیاورد و بعدها در کاخ گلستان نگاهداری گردید.

    بعد از رسیدن به گوهرهای نادری به فکر تجاوز به ازبکان و

    گرجستان افتاد و به قفقاز حمله کرد و همچنان به تخت و تاز خود

    ادامه می داد. و با آن که چنان می نمود که همه کارها به دلخواه

    و مراد او در گردش است معذالک به ندای الهام قلبی مرموزی

    دلشوره و آشفتگی درونی خاصی با او بود و اغلب د رچنین

    مواقعی به اسماعیل مستوفی که همیشه با او بود می گفت قبل از

    خواب برایش کتاب بخواند و در اولین روز ورود به شوش این

    دلشوره را داشت چون خوابش نمی برد دستور داد تا خربزه

    دلخواهش را بیاورندتا بخوردولی دو کارگزار او قبلا آن را



    خورده و از وجود خربزه اظهار بی اطلاعی می کردندشاه وقتی

    فهمید دستوردادسر آن دو را از بدن جدا کنند ولی صادق خان

    شوشی فرمانده نگهبانان به شفاعت آمد و گفت چون شب جمعه

    است و شب رازو نیاز تا شنبه از کشتن آنها دست نگه دارد که

    شاه پذیرفت وقتی آنها را تا شنبه زندانی نکرد آن شب آقا محمد

    خان زودتر به بستر خواب رفت و به کتابخوان دستور داد برایش

    کتاب بخواند ولی ده بار هم حماسه ای را برایش خواند باز

    خوابش نمی بردشاه درتلاطم بود ولی هرگز فکر نمی کرد آن آن

    دو نفر کارگزار قصد جان او را بکنند اما آن دو خدمتکار که می

    دانستند شاه از حکم خود نمی گذرد قصد جان شاه را کردند و

    بالاخره آن دو مرد محکوم صادق خان گرجی و خداداد پس از

    آنکه عباس نامی را که در دستگاه نوکری شاه محکوم به مرگ

    خدمت می کردبا خود همدست کردند و شاه را به قتل رساندند و

    جواهرات گرانبها را برداشتند و فرارکردندو درروز 21 ذی

    الحجه شاه قاجار پس از شصت و سه سال در گذشت.

    مرگ شاه قاجار که پس از نوزده سال تاخت و تاز و دو سال

    پادشاهی اتفاق افتاد ناگهان کشور را دچار لرزشی شدید کرد و

    همه امنای دولت و سرکردگان مملکت و سران ایل را دچار

    سرگشتگی و پریشانی نمود و این امر تا به سلطنت رسیدن

    فتحعلی شاه ولیعهد آقا محمد خان ادامه داشت .

    قاتلان شاه دو قطعه جواهر معروف تاج ماه و دریای نور را به

    صادق خان شقاقی سرکرده نگهبانان دادند.

    صادق خان شقاقی با عده ای از فرماندهان که پانزده هزار نفر

    بودند به راه افتاد و ادعای پادشاهی کرد ولی میرزا ابراهیم

    کلانتر فتحعلی شاه را به تهران آورد و برتخت سلطنت نشاند .

    اولین اقدام شاه دستگیری صادق خان بود او را در یک اتاق


    زندانی کردند و بعد سنگسار نمودند و آنقدر آنجا ماند تا از گرسنگی مرد .

    به دستور فتحعلی شاه جنازه آقا محمد خان را به تهران آوردند و

    درحرم حضرت عبدالعظیم به امانت نگاه داشتند و بعد از آنکه

    موافقت دولت عثمانی را جلب کردند جسد را به نجف اشرف بردند و به خاک سپردند .

    آقا محمد خان قبلا یک ضریح نقره و مطلا برای آرامگاه

    حضرت علی علیه السلام ساخته بود فتحعلی شاه شصت نفر

    قاری قرآن با جنازه به نجف فرستاد تا قرآن برایش تلاوت کنند و

    در راه رفتن به هر شهری که می رسیدند مراسم عزاداری برپا

    می کردند اما این همه برای آمرزش گناهان مردی که کارنامه
    زندگیش را با خون بی گناهان رقم زده بود هرگزکفایت می کرد .
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Abolfazl (Thursday 9 July 2009-1)

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...