لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 64 از 74 نخستنخست ... 1454606162636465666768 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 505 تا 512 , از مجموع 590

موضوع: بانک مقالات مهندسی کشاورزی

  1. Top | #505
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اهمیت اقتصادی و کاربردی جلبکهای دریایی

    اهمیت اقتصادی و کاربردی جلبکهای دریایی

    مقدمه
    جلبکهاي ميکروسکوپي ( ريز جلبکها ) از قديمي ترين ساکنان اقيانوسها و آبهاي شيرين مي باشند، خلقت آنها نه تنها به ميليارد ها سال قبل از تاريخ حيات بشر بر مي گردد، بلکه پيش از تمامي گونه هاي جانوري و گياهي مي زيسته اند و هم اکنون در طبيعت پيرامون ما وجود داشته و نقش بسيار مهم و کليدي را در اکوسيستم ايفا نموده و در دسترس مي باشند ( جلیلی 1386). جلبکها در آبهای سطحی در جاهایی که نور خورشید وجود دارد رشد می کنند. بیشتر آنها توسط قلابهایی به کف اقیانوس یا صخره ها محکم چسبیده اند. جلبکها متشکل از سه گروه قرمز، قهوه ای و سبز هستند. امروزه جلبک کلرلا ولگاريس به شکل پودر در مواد غذايي خميري نظير نان، کيک، بيسکوئيت و ماکاروني و همراه با ماست، شير، بستني و غيره کاربرد دارد .کلرلا به شکل قرص و کپسول به ميزان 10 تا 3 گرم در روز در انسان مصرف جهاني داشته و براي دام، طيور و آبزيان به عنوان مکمل غذايي با خواص عديده مصرف مي گردد. ديواره سلولي کلرلا قابليت جذب و دفع فلزات سنگين، سموم شيميايي و برخي سموم پايدار را داراست. جلبكهای دریایی یا Seaweed یا Macroalgae به لحاظ اهمیتی كه در جهان دارند، تخمین زده می شود كه كل تولید محصولات متنوع آنها معادل ۶ ـ ۵/۵ میلیارد دلار آمریكا در سال باشد(FAO)، كه حدود ۵ میلیارد دلار آمریكا به بخش فرآورده های غذایی و خوراك انسانی اختصاص می یابد و مابقی آن را كود و افزودنی های خوراك دام تشكیل می دهند. استفاده های صنعتی آن تقریبا ۸ ـ ۵/۷ میلیون تن (وزن تر جلبك استحصالی از دریا یا پرورشی) در سال است. برداشت تجاری آن در ۳۵ كشور جهان از نیمكره شمالی تا جنوبی، در آبهای سرد، معتدل تا تروپیكال صورت می گیرد. در ایران جلبك های دریایی در سواحل جنوبی كشور بویژه در سواحل سیستان و بلوچستان ( چابهار ) فراوان یافت می شوند كه بر اساس تقسیم بندی گیاه شناسان از هر سه گروه جلبك های سبز یا كلروفیت، جلبك های قهوه ای یا فیتوفیت و جلبك های قرمز یا رودوفیت در این منطقه وجود دارند. كشور چین یكی از بزرگترین تولید كنندگان جلبكهای خوراكی در دنیا بوده كه سالانه حدود ۵ میلیون تن برداشت می كند، بطوریكه در سال ۱۹۹۹، برداشت لامیناریای آن حدود ۵/۴ میلیون تن بوده و در حال حاضر نه تنها خود كفا بوده، بلكه یكی از بزرگترین صادر كننده لامیناریا بوده است. كشورهایی نظیر ژاپن، تایوان، كره و ... نیز مدت طولانی است که در زمینه برداشت از دریا و پرورش فعالیت دارند و هر ساله میلیونها دلار ارز از تولید و صادرات آن بصورت خام یا بصورت عمل آوری شده، بدست می آورند. امروزه نیز جلبک شناسان در کشورهای مختلف، در کنار تحقیقات زیستی خود دربارۀ جلبکها، به دنبال کشف خواص مفید و روشهای استفاده اقتصادی از آنها هستند . میکروآلگ ها برای مصارف گوناگون بصورت صنعتی تولید می شوند. تعدادی از آنها در مقیاس وسیع تولید و به عنوان غذاى سالم منبع ویتامین و مواد معدنى در غذای انسان و خوراک دام، پرورش آبزیان و برای تصفیه بیولوژیک آبهای صنعتی بکار می روند.
    استفاده های مفید از جلبکها
    1- جلبکها به عنوان غذای انسان
    ژاپن اولین کشوری که روش صنعتی کشت و پرورش جلبک را ابداع کرد. تنها در سال 1995 در ژاپن 220000 تن جلبک بصورت غذای انسان مصرف شده است. استفاده از جلبک‌هاي دريايي بعنوان غذاي جايگزين حاوي كمي پروتئين، تمام اسيدآمينه ضروري، ويتامين‌ها، مواد معدني، اسيدهاي چرب غيراشباع با چند پيوند دوگانه مانند آراشيدونيک اسيد، ايکوساپنتئنويک اسيد و دوکوسوهگزائينويک اسيد هستند. حدود 60% تا 70% وزن خشک اسپیرولینا پروتئین می باشد. امروزه از اسپیرولینا در کلوچه ها، نانها، سالاد و سوپ استفاده می نمایند و در کشورهای اروپایی برای بهبود رژیم غذایی قرصهای اسپیرولینا بصورت روزانه مصرف می شود. مصارف انساني ترکيباتي همچون لامينارين و فوکوايدان‌ها متابوليت‌هاي ثانويه استخراج شده از جلبک‌ها (مانند ترکيبات هالوژنه)، عصاره‌هاي برگرفته از برخي جلبک‌هاي قرمز، آنزيم سوپراکسيد ديسموتاز، هالوپرواکسيدازها مي باشند. استفاده از جلبکها برای تغذیه انسان سابقۀ طولانی دارد و به سالهای قبل از میلاد می رسد. طی قحطی بزرگی که در اواسط قرن نوزدهم در انگلستان بر اثر آلودگی قارچی سیب زمینی رخ داد، یک نوع جلبک قرمز دریایی جایگزین مهمی برای محصولات سیب زمینی شد. امروزه نیز در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی، به ویژه در کشورهایی که دارای سواحل طولانی با دریاهای آزاد هستند، به شکلهای مختلفی از جلبکها به منظور تغذیه استفاده می شود. مشتقات اسيد آلژنيك همچنين در تهيه سوپ، ‌خامه و سس و ديگر مواد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرند. با توجه به رشد جمعیت و کمبود منابع کشاورزی در خشکی، این روشها می تواند به استفادۀ بهینه از منابع کمک نماید. در بخشهای مختلف جهان بیش از یکصد نوع جلبک که عمدتاً از جلبکهای قهوه ای و قرمز هستند به عنوان غذا استفاده می شوند. تعداد اندکی از جلبکهای سبز نیز که مواد معدنی، ویتامین، قند و پروتئین بالایی دارند، به این منظور مورد استفاده قرار می گیرند. برخی جلبکهای غذایی مهم عبارت اند از :
    - از جلبکهای قهوه ای جنسهای لامیناریا، سارگاسوم و آلاریا معروفند. در ژاپن غذاهای خاصی از لامیناریا و آلاریا تهیه می شود. در آمریکای جنوبی، نوعی جلبک قهوه ای را جمع آوری کرده و پس از خشک کردن و نمک زدن، به تدریج به مصرف تغذیه می رسانند. جلبکهای قهوه ای در حدود 15٪ پروتئین، 17 نوع اسید آمینه، 56/1٪ چربی و 57٪ کربوهیدرات دارند. به علاوه، مقادیر مناسبی از مواد معدنی، کاروتن و برخی مواد دیگر را دارا می باشند.
    - از جلبکهای قرمز جنسهای پورفیرا و کوندروس معروفند. پورفیرا از مهمترین جلبکهای قرمز است که توسط انسان به عنوان غذا مورد استفاده قرار می گیرد. در کشورهای ژاپن، اسکاتلند، انگلستان و آمریکا، با این جلبکها غذاهای محلی خاصی تهیه می کنند. در ژاپن سالانه مقادیر زیادی از این جلبک را به طور انبوه پرورش می دهند. روش مرسوم در ژاپن اینست که بخشهایی از ساحل را در ماههای اکتبر تا نوامبر به وسیلۀ فرو کردن نی های بامبو، محصور می کنند و سپس با استفاده از تورهای نایلونی یا الیاف گیاهی، بستر کشت جلبک پورفیرا را فراهم می سازند. استفاده از پورفیرا در ژاپن قدمتی 300 ساله دارد و کشت انبوه آن سالانه درآمد هنگفتی را برای کشور ایجاد می نماید. در ژاپن به تنهایی حدود 30 هزار تن پورفیرا در سال مصرف می شود. جلبک پورفیرا غنی از ویتامینهای D ,C ,B ,A و E است و مقدار قابل توجهی پرئتئین دارد.
    هر 100 گرم پورفیرا به طور میانگین 4/11 گرم آب، 6/35 گرم پروتئین، 7/0 گرم چربی، 3/44 گرم کربو هیدرات و 8 گرم مواد معدنی دارد. جلبک قرمز کوندروس به مقدار زیادی در آمریکا و اروپا به مصرف می رسد.
    - از جلبکهای سبز، جنسهای اولوا و کلرلا معروفند. از اولوا که به خاطر شباهت پهنک آن به برگ گاهوی دریایی شهرت دارد، برای تهیه سالاد و سوپ استفاده می شود. یک گونۀ معروف آن Ulva lactuca است.
    کلرلا از جلبکهای تک یاخته ای آبهای شیرین است و به راحتی به صورت انبوه کشت می شود. در کشور کوچک تایوان سالانه بیش از 1500 تن پودر جلبک کلرلا تولید می گردد. این جلبک در حدود 30٪ پروتئین، 15٪ چربی، 30٪ کربوهیدرات و 5 ٪ مواد معدنی دارد و در شرایط مناسب تا 50٪ وزن خشک این جلبک را پروتئین و 5/8٪ آن را چربی ها تشکیل می دهند. پروتئینهای کلرلا تمام اسیدهای امینه ضروری را دارا هستند، از این رو در مسافرتهای فضایی به عنوان فضایی به عنوان غذا مورد استفاده قرار می گیرند. برای تأمین غذای فضا نوردان در مسافرتهای طولانی، دانشمندان با استفاده از کلرلا، یک چرخه اکولوژیک طراحی کرده اند. میکروجلبکها با همه امتیازات برجسته، ارزنده ترین ماده زیستی روی کره زمین محسوب می شوند. آنها پایه و اساس زنجیره غذایی بوده و از قدرت تکثیر بالایی برخوردارند.

    2- جلبکها به عنوان علوفه و مکمل غذایی برای دام و طیور و آبزیان
    استفاده از آرد جلبك در غذای دام و آبزیان، اولین بار در سال ۱۹۶۰ در كشور نروژ بوده است كه آن هم از جلبكهای قهوه ای،
    خشك و آسیاب شده تهیه شده كه تقریبا از هر ۵۰ هزار تن جلبك تر برداشت شده، حدود ۱۰ هزار تن آرد جلبك بدست می آید كه ارزش دلاری آن ۵ میلیون دلار آمریكا می باشد. در برخی از کشورهای آسیایی مثل ژاپن ، چین و برخی از کشورهای اروپایی مثل فرانسه ، فنلاند ، اسکاتلند و نیوزلند ، از جلبکهای دریایی به ویژه جلبکهای قهوه ای برای خوراک حیوانات اهلی استفاده می کنند. در اسکاتلند، جلبکهای قهوه ای سارگاسوم، فوکوس و لارمینا بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. در فنلاند از لامیناریا و آلاریا استفاده می شود. از ماکروسیس تیس نیز برای تغذیه دامهای اهلی استفاده می شود، زیرا سرشار از ویتامین A و E است.
    استفاده از جلبکها به عنوان علوفه، تا 10٪ تولید شیر را افزایش می دهند، بدون اینکه هیچ تغییری در مزه و طعم آن ایجاد نماید . مقدار چربی و کرۀ شیر نیز افزایش می یابد. Rosowskii در سال 1989 بیان کرد که از 20 گونه جلبک، فقط 4 گونه باعث القای بلوغ آرتمیا شدند. نتایج تحقیقات مخدومی و همکاران (1381) نشان داد که پرورش آرتمیای دریاچه اینچه با تغذیه تک گونه ای از جلبک سبز و جلبک سبز آبی باعث القاء بلوغ می گردد. جلبکهای ریز در تمامی مراحل رشد دوکفه ایها، مراحل لاروی بعضی از سخت پوستان و ماهیان پروشی مصرف می گردند. جلبکهای فوق توسط زئوپلانکتونهایی نظیر روتیفرها و آرتمیا مصرف می گردند که بعنوان غذای زنده مناسبی در اغلب مراحل پرورشی آبزیان بکار برده می شوند ((Brown et al, 1989 .
    جلبک کلرلا ولگاریس در صنعت دام، طیور و آبزیان نقش مهمی را ایفا می کند. همچنین بعنوان داروی جایگزین آنتی بیوتیک مورد استفاده در این صنایع کاربرد های وسیعی دارد. مواد معدنی و ویتامینهای زیادی که در جلبکهای دریایی وجود دارد، استفاده از آنها را در صنعت مرغداری افزایش داده است. زردۀ تخم مرغ بعد از تغذیه مرغ با جلبکهای دریایی، دارای ید و کاروتن بیشتری است. به علاوه، مرغهایی که با جلبک تغذیه می شوند در دفعات بیشتری تخم گذاری می کنند و به دلیل خوابیدن بیشتر روی تخمها ، جوجه بیشتری نیز تولید می نمایند.
    جلبک ها به عنوان یک منبع غذایی برای ماهیان، پستانداران و دیگر جانوران از اهمیت ویژه ای برخوردارند. وابستگی انسان به ماهی و سایر جانوران آبزی برای تکمیل خوراک خود واقعیتی است که بر کسی پوشیده نیست. بنابراین جلبک ها به طور غیر مستقیم ارزش بسیار ارزنده ای برای انسان ها دارند. الف) در ايالات متحده آمريكا و ژاپن و در بسياري از نواحي ديگر جلبكهايي نظير: Fucus, Ascophyllum, Sargassum, Laminaria به عنوان غذاي حيوانات مصرف مي شوند. ب) مرغهايي كه به غذايشان جلبک های آسكوفيلوم و فوكوس افزوده مي شود، تخم مرغهايي را توليد مي كنند كه غني از يد مي باشند. پ) در مواقعي كه جلبكهاي دريايي به غذاي دامها افزوده مي شوند آنها شيرهاي پرچربي توليد مي نمايند.
    ج) غذاهاي تجاري و وارداتي كه خاص دامها و به خصوص گوسفند ساخته مي شوند غالباً‌ حاوي لاميناريا،‌ آسكوفيلوم و فوكوس مي باشند. ح) كلپ عظيم الجثه قهوه اي (Macrocystis) در غذاي دامهاي بزرگ مورد استفاده قرار مي گيرد. به علت اين كه غني از ويتامين A و E مي باشد (هرمزدیار، کیانمهر 1381). استفاده از ریزجلبک ها در آبزی پروری میکرو الگ ها را در تغذیه لارو آبزیان پرورشی از قبیل برخی ماهیان، عمده نرمتنان و سخت پوستان پرورشی و نیز در پرورش زئوپلانکتونهای پرورشی مورد استفاده در آبزی پروری ( غذای زنده مثل دافنی، روتیفر و..) بکار می برند. کاربرد ریزجلبکها در پرورش دو کفه‌ای ها برای پرورش دوکفه‌ایها معمولاً از چند گونه ریزجلبک به طور ترکیبی استفاده می‌شود تا اینکه تمام نیازهای جانور تامین گردد. عمدتاً شامل
    Iso chrysis galbara (خانواده‌ی T. Iso) و farlova lutheri و Chaetoceros calcitrans می‌باشد. البته گونه‌ های دیگری نیز در این زمینه کاربرد دارد. در پرورش دوکفه‌ایها Abalone از دیاتومه‌ها مثل Nitzschia.وNavicula استفاده می‌شود. Barsanti.L, 2006)). کاربرد جلبک ها در تغذیه سخت پوستان در پرورش میگو از دیاتومه های Chaetoceros spp , Skeletonema spp استفاده می شود. در پرورش روتیفر نیز از گونه های Isochrysis sp, P.lutheri,T.suecia , Nannochloropsis spp استفاده می شود.گونه های دیگری که ارزش غذایی برای تغذیه لارو سخت پوستان دارند شامل :C.calcitrans, Cmuelleri, P.lutheri T. suecica, برخی از ماهیها فقط از دیاتومه ها تغذیه می کنند. یک نوع ماهی، تنها از جلبکهای سبز آبی و سبز برای تغذیه استفاده می نماید. جلبکهای دریایی منبع خوبی برای تامین کبالت هستند. میزان کبالت این جلبکها حدود 10 برابر بیشتر از گیاهان تیره گندم است. کبالت از عناصر معدنی ضروری در رژیم غذایی موجودات به شمار می رود. افزایش کود جلبکی باعث افزایش مقدار پروتئین در علف های مرتعی داشته و ر مقدارگوشت دام های تغذیه کننده از این مراتع تاثیر گذار است Chapman and Chapman 1980) و Dawes 1981)
    3- استفاده از جلبکها در کشاورزی
    استفاده از جلبك ها بعنوان كود به قرن نوزده بر می گردد كه برای اولین بار بوسیله ساحل نشینان و جلبكهای قهوه ای مورد استفاده قرار گرفت. جلبكها بخاطر دارا بودن میزان بالای فیبر از یك طرف نقش مهمی در نرم كردن بافت خاك و حفظ رطوبت و از طرف دیگر بخاطر دارا بودن مواد معدنی و عناصر كمیاب اهمیت دو چندانی دارند. از دیگر زمینه های كاربردی كود های جلبكی است. مطالعات مختلف علمی ثابت كرده است كه كارایی این محصولات (فرآورده ها) بطور گسترده ای در علوم و صنعت باغبانی مورد استقبال قرار گرفته است، بطوریكه بعد از استفاده از این فرآورده ها، افزایش محصول، افزایش جذب مواد غذایی خاك، افزایش مقاومت به آفات خاص، افزایش جوانه زنی بذر و مقاومت در مقابل یخ زدگی را در پی داشته است. به هر حال، از زمان پی بردن به چنین خواص كارآمدی در جلبك ها، به نظر می رسد با توجه به پیشرفت كشاورزی و آبزی پروری ارگانیك، بازار روبه رشد فزاینده ای داشته باشد. الف) جنسهايي نظير Chara, Lithothamnion, Lithophyllum در مزارعي كه با فقدان كلسيم روبه رو هستند به كار مي روند؛ ب) فوكوس (جلبكهاي قهوه اي ) در مزارع ايرلند به عنوان يك كود مورد استفاده قرار مي گيرد، از میان جلبک ها نوع سبز مایل به آبی آن ها از اهمیت بیشتری برخوردارند. زیرا آنها قادر به تثبیت نیتروژن اتمسفر به بدنه خود می باشند. جلبكهاي دريايي به علت داشتن فسفر، ‌پتاسيم و برخي از عناصر كم مقدار در بسياري از مناطق ساحلي به عنوان كود بيولوژيكي مورد استفاده قرار مي گيرند. برخی از این جلبکها را با مواد آلی دیگر مخلوط می کنند و برای حاصلخیزی خاک به کار می برند و تعدادی دیگر را مستقیماً به زمین کشاورزی اضافه می نمایند و اجازه می دهند به مرور زمان پوسیده و مواد آنها جذب خاک شود. برخی از موارد استفاده از جلبکها به عنوان کود عبارت اند از :
    - در مزارع آزمایشی نشان داده شده که افزودن جلبکهای سبز آبی تثبیت کننده ازت هوا به مزارع برنج ، تا 30٪ محصول برنج را افزایش می دهند. این جلبکهای سبز آبی دارای یاخته های ویژه ای برای تثبیت ازت هستند که هتروسیست نام دارند. هتروسیستها عمل تبدیل ازت ملکولی هوا به نیتروژن آمونیاکی را انجام می دهند. مزارع برنج به طور طبیعی محیط مناسبی برای رشد انواع جلبکهای سبز آبی هستند. در یک مطالعه نمونه ای که در مزارع برنج شمال کشورمان انجام شده، حداقل 12 گونه از جلبکهای سبز آبی در یک مزرعه برنج شناسایی شده است. امروزه این جلبکها را به صورت انبوه کشت می دهند و از کود تهیه می کنند که اصطلاحاً به این نوع کودها کود زیستی می گویند. این کودها را به شالیزارهای برنج اضافه می نمایند. مزیت کودهای زیستی نسبت به کودهای حیوانی یا شیمیایی اینست که این کودها به دلیل داشتن فعالیتهای حیاتی و زنده بودن، از بین نمی روند و دائم در حال تکثیر و افزایش هستند و عوارض جانبی کودهای شیمیایی یا حیوانی را نیز ندارند. از برخی از جلبکها مثل کارا برای جبران کمبود کلسیم در مزارع استفاده می شود.
    در انگلستان از جلبکها بعنوان کود برای محصولاتی چون سیب زمینی، کلم و سبزیجات استفاده می شود. همچنین گزارش شده است که دادن کود جلبکی به مزارع سیب زمینی باعث می شود قدرت مقابله این گیاه در مقابل بیماری قارچی افزایش یافته و نسبت به بیماریهای ویروسی چون پیچ خوردگی برگ مقاومت پیدا کنند. در مورد گوجه فرنگی دادن کود جلبکی سبب افزایش دوره میوه دهی گوجه فرنگی شده و زمین را از وجود شته ها عاری می سازد ( (Dawes 1980.
    در نیوزیلند نیز کاربرد کود های جلبکی بسیار معمول است و بر اساس آزمایشات زمین های حاصلخیز با کود جلبکی به تنهایی بیش از زمین هایی که با کود های شیمیایی 30 درصد پتاس کوددهی شده باشند، محصول می دهند.
    در کشورهای هندوستان و سیلان و برزیل از گونه های جلبک Gracilaria و Hypneaبرای کوددهی قهوه و نارگیل استفاده می شود. این جلبکها نیز در سواحل دریایی جنوب کشور ما به وفور یافت می شود. کود های مایع جلبکی تهیه شده از گونه های مختلف جلبکی نیز برای محصولات باغی، زراعی، گلخانه ای و مراتع به کار می روند.
    میزان تولید محصول برنج با افزایش جلبکها بیشتر می شود. به ویژه انواع سیانوفیسه ها که قدرت زیست در محیط های زراعی غرقابی را داشته و از طریق تثبیت نیتروژن بوسیله سلولهای تثبیت کننده ویژه خود ازت جوی را تثبیت کرده و در اختیار گیاه قرار می دهد و از این طریق تجربه شده است میزان محصول برنج را تا 20 درصد افزایش می دهد. یکی دیگر از مزیت های مصرف کودهای جلبکی کاهش بیماری های ناشی از کمبود عناصر معدنی است که با مصرف کودهای جلبکی این بیماری ها قابل رفع بوده و برای نمونه می توان به کمبود عناصر منگنز، بور و باریم اشاره کرد. از خواص مفید کاربرد جلبک ها علاوه بر دارا بودن ازت و عناصر معدنی بالا، دارا بودن هورمون های تنظیم کننده رشد در این گیاهان است که برای نمونه می توان به افزایش تندش دانه و افزایش مقاومت نسبت به سرما و آفات اشاره کرد. وجود ترکیبات هورمونی چون اکسین، جیبرلین، فنیل استیک اسید و سیتوکنین در جلبکهای قهوه ای به اثبات رسیده است. وجود هورمون سیتوکنین درجلبک ها سبب تاثیر گذاری در افزایش میزان تولید سیب زمینی می شود. محتوای پروتئین علف های موجود در مراتع نیز با مصرف کود های جلبکی تا 7/0 درصد افزایش می یابد. در مورد مرکبات مانند لیمو با دادن کود جلبکی زمان باقی ماندن میوه را بر روی درخت افزایش داده و سبب رسیدگی کامل میوه می شود. همچنین وزن خوشه های موز با کاربرد کود های جلبکی حدود 5/14 تا 7/17 افزایش پیدا کرد و در مورد محصولات چون سیب زمینی، ذرت، فلفل، گوجه فرنگی، آناناس و پرتقال نیز تاثیر قابل توجه ای در میزان محصول گذاشته است. مزیت و ویژگی دیگر کود های جلبکی این است که این کودها عاری از بذر علف های هرز و قارچ ها هستند و دارای پتاس زیادی هستند
    Blundeh 1972)). در مورد گیاه سویا افزایش کود جلبکی باعث افزایش مقدار پروتئین محصول می شود. در مورد محصول گوجه فرنگی نیز آزمایشاتی توسط Crouch و Vanstaden در سال 1997 صورت گرفته است که مشخص شده میزان گلدهی و میزان محصول گوجه فرنگی افزایش یافته و زمان رسیدن میوه نیز کاهش یافته است. میزان محصول شلغم نیز در خاکهای ماسه ای با افزودن کود جلبکی در سال های اول و دوم افزایش قابل توجه ای نشان می دهد و در مورد محصولاتی چون توت فرنگی و کشمش نیز به ترتیب حدود (133- 19) درصد و (27- 12) درصد گزارش شده است.
    کاربرد کود های جلبکی در مراتع سبب افزایش تندش بذر گونه های چون شبدر سفید و نیز دفع نماتدهای ریشه علف های مرتعی می شود. در مورد محصولات باغی چون سیب، خیار و گلهای زینتی نیز سبب کاهش میزان کرم خوردگی می شود. افزایش مقاومت سرمایی و عمر پوسته میوه جاتی مانند گوجه فرنگی، کرفس، مرکبات و هلو نیز از دیگر ویژگی های و ارزش های کاربردی کودهای جلبکی است. هلو های اسپری شده با کودهای جلبکی عمر پوسته میوه آنها چهار برابر افزایش نشان می دهد و اثرات مشابهی نیز بر سیب، زردالو و پرتقال دارد. در مجموع افزایش کود های جلبکی به خاکهای ماسه ای و گچی به میزان زیاد، کیفیت و حاصلخیزی خاک را افزایش می دهند.
    - در ایرلند از فوکوس (جلبک قهوه ای) به طور مستقیم به عنوان کود استفاده می شود. افزودن مستقیم برخی از جلبکها به زمین کشاورزی به عنوان کود، نه تنها باعث افزایش محصول می شود، بلکه گیاه را از هجوم حشرات و بیماریها نیز حفظ می کند.
    - جلبکها به طور نسبی دارای مقادیر زیادی ازت و پتاسیم هستند که به عنوان کود مورد استفاده قرار می گیرند.
    - در برخی از کشورهای پیشرفته، عصارۀ تغلیظ شده جلبکهای دریایی مختلف به عنوان کود مایع در فروشگاهها به فروش می رسد. جلبک ها با قدمتي بالغ بر 40 ميليون سال در مقايسه با ديگر رستني ها توانسته اند مقام نخست را از نظر توليد انرژي و همچنين مواد تجديدشونده بويژه در دنياي نانو، کسب کنند. بنابراين با توجه به اهميت جلبک ها در اين زمينه، شايسته است کشاورزي سنتي و صنعتي براي توسعه پايدار فناوري هاي جديد، نهادينه شوند. جايگاه مناسب براي چنين تحقيقاتي، کشاورزي پيشرفته بويژه در زيربخش هاي گياه شناسي با تخصص گياه شناسي الکترونيک است. بسياري از موضوعات مهم در گياه پزشکي مانند تشخيص و شناسايي، پيش آگاهي، مبارزه و مهار، قرنطينه و تا حدودي ترويج، بي شباهت به مفاهيم پليسي نيستند. از اين رو شناخت و همچنين بهره مندي از قابليت هاي کم نظير نانوپليس هاي جلبکي براي گياه پزشکي، امروز از اهميت ويژه اي برخوردار است. از سوي ديگر مي دانيم که بسياري از الگوهاي فني در نانوفناوري، مرهون ساختار ظريف، ولي توانمند انواع ميليوني جلبک ها هستند. طراحي، ساخت و توليد ابزار و قطعاتي با دقت مقياس نانو به طور مصنوعي، فوق العاده دشوار و پرهزينه است، ولي با استفاده از اين موجودات که اغلب دياتوم ها و نانوفيتوپلانکتون ها هستند، ساخت و توليد انواع رايانه ها، ربات ها، ريزتراشه هاي سيليکوني در دنياي نانوالکترونيک و زيست حسگرهاي هوشمند، متداول است. از سوي ديگر، صرفه جويي اقتصادي با تاکيد بر مصرف بهينه از مواد اوليه دليل ديگري براي رشد و توسعه چنين فناوري خواهد بود. هم اکنون استفاده از پودر خالص پوسته هاي سيليکاتي دياتوم هاي ويژه اي براي مبارزه غيرشيميايي با برخي آفات انباري بويژه در مراکزي نظير بيمارستان ها و آسايشگاه ها که به هيچ وجه نمي توان از روش هاي شيميايي يا بيولوژيکي استفاده کرد، توصيه مي شود. چنين آفت کشي با تزيينات بسيار ظريف همچون تيغه هاي شيشه اي به طور فيزيکي پوست سخت و کيتيني آفات را خراش مي دهند و با افزايش گرماي ناشي از تنفس زياد در نهايت موجب انهدام آنها مي شوند. نانوکپسول ها، کاربردهاي ارزشمندي را براي گياه پزشکي نوين به ارمغان آورده اند. دياتوم ها همچون جعبه هاي بسيار کوچک و با ساختاري بسيار مقاوم و در عين حال خنثي ، مي توانند بهترين حامل سموم شيميايي قوي باشند. به اين طريق هنگام سم پاشي، علاوه بر آن که ميزان مصرفي سموم به حداقل ممکن مي رسد بلکه به دليل موضعي و متمرکز بودن تماس با آفات، بسيار موثرتر خواهد بود. چنين موضوعي با توجه به پارامترهاي زيست محيطي اعم از محيطهاي طبيعي و انساني نيز از اهميت خاصي برخوردار است( دادخواهی 1386).
    4- استفاده از جلبکها در پژوهشهای زیستی
    جلبکهای مثل کلامیدوموناس، کلرلا و استابولاریا در مطالعات فیزیولوژی، سیتولوژی و ژنتیک بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. از جلبک نیتلا برای نشان دادن حرکات سیتوپلاسمی و تجمع یونها استفاده می شود. در تحقیقات فضایی نیز از کلرلا استفاده می گردد. نکته مهم ديگر ارزشي است که آگار براي تهيه محيط هاي رشد باکتري ها و قارچها دارد و آن مقاوم بودن آگار در برابر باکتري هاي تبديل کننده ژل بسته به ژل مايع است، کما اين که مصرف آگار در صنايع داروسازي امريکا طي دهه هاي اخير چند برابر شده است. بخش ديگري از مصرف آگار نيز در حمل ماهي هاي آماده (طبخ) است که با مصرف آن مي توان از شکستگي ماهي ها در زمان حمل جلوگيري کرد.
    5- استفاده از جلبکها برای تصفیه آب
    فاضلابهای شهری حاوی مقادیر زیادی مواد آلی و معدنی است، ولی اکسیژن آن بسیار کم است. یکی از روشهای آسان که در ایستگاه های تصفیه آب برای تصفیه این نوع فاضلابها به کار می رود، ایجاد حوضچه های سیمانی کم عمق و با وسعت زیاد است. رشد جلبکها در این حوضچه ها باعث زیاد شدن و افزایش اکسیژن آن می شود. در اثر افزایش اکسیژن، تعداد میکروارگانیزم هوازی در آب زیاد شده و در نتیجۀ فعالیت آنها، مواد آلی موجود در آب تجزیه می گردد. کاربرد جلبک ها در تصفیه فاضلاب فاضلاب ها میکروارگانیزمهای فاسد و پوسیده را در خود پناه داده و پرورش می دهد. استفاده از جلبک های سبز و کوچک اندام نظیر: Euglena، Chlamydomonas و Chlorellaدر مسیر کانال خروجی مخازن بزرگ و کم عمق فاضلابی (اکسیداسیون فاضلابی) سریع ترین و کم هزینه ترین روشی است که به طور موثر می تواند مواد فاسد و خطرناک را به کود های با ارزش و بدون بو تبدیل کند و همانند کاتالیزور عمل می کند (هرمزدیار، کیانمهر. 1381). رشد این جلبک ها به عنوان گیاه تصفیه کننده در کانال های فاضلاب ها نیز حائز اهمیت است. این جلبک ها برای انجام فعالیت های متابولیسم خود نیترات ها و فسفات ها را مصرف کرده و با انجام پروسه فتوسنتز، اکسیژن آزاد می کنند و اکسیژن آزاد شده به باکتری های هوازی کمک می کند تا در تجزیه مواد خام فاضلاب ها فعال باشند فاضلاب هايي كه عمدتا از ضايعات صنعتي و شهر نشيني ايجاد شده باشند داراي بسياري از تركيات آلي و معدني هستند كه در آنها حل شده و به حالت معلق در آمده است. تصفيه چنين فاضلاب هايي غالبا يك امر اكسيژناسيون تلقي مي شود. لذا پديده اكسيژنه نمودن به وسيله جلبكها بسيار متداول است برخي از جلبكها نظير Scenedesmus ,Euglena ,Chlorella و Chlamydomonasدر اين پديده بسيار موثر واقع مي شوند. اكسيژنه نمودن فاضلاب ها به خصوص در توده هاي كوچك نظير استخرها ضرورت دارد تا بوي بد از آنها بر طرف گردد. به اين ترتيب جلبكها نقش مهمي را در تصفيه فاضلابها به عهده دارند كه گاه به صورت طبيعي اين پديده انجام مي شود. پروسه فتوسنتز توسط جلبک ها سبب وفور اکسیژن می شود و اکسیژن تولید شده به مصرف میکروارگانیزم ها می رسد که میکروارگانیزم ها مسئولیت تجزیه نمودن بقایای مواد آلی را در فاضلاب ها به عهده دارند.
    نتیجه
    امروزه بهره براری از جلبک ها در ابعاد صنعتی، کشاورزی، دارویی و غذایی ابعاد بسیار گسترده ای یافته و تکنولوژی مدرن برای تولید و بهره برداری از جلبک ها در کشور های صنعتی و پیشرفته جهان مورد استفاده قرار می گیرد. جلبکها از تواناترین گیاهان هستند آنها قادرند آب و هوا را پاک کنند، مرغها را چاق تر و سالم تر سازند، رنگ ماهیهای قرمز را قرمزتر کنند و از همه مهمتر انسان را سالم تر سازند. جلبکها قادرند انرژی آینده مورد نیاز بشر را تامین کنند. خوشبختانه در كشور ما نيز بر اثر شرايط جغرافيايي خاص، گسترش جلبك ها آن چنان است كه بسياري از گياهان توليد كننده مواد اوليه دارويي را داريم و مي توانيم با بهره گيري از آن ها از ورود اين مواد از خارج جلوگيري كنيم. جلبك هاي دريايي در سواحل صخره اي جنوب كشور بخصوص سواحل استان سيستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر به وفور يافت مي شوند و اگر چه سابقه مطالعه در زمينه شناسايي جلبكهاي دريايي در سواحل جنوبي به سال 1845 ميلادي بر مي گردد ولي تا كنون در اين فعاليت ها كمتر به جنبه هاي تجاري و كسب ثروت توجه شده است. طی تحقیقات انجام شده بیش از 250 گونه جلبکی در سواحل جنوب کشور شناسایی شده، که بسیاری از گونه ها دارای خواص کاربردی بوده و در سطح جهانی از آنها استفاده می شود ( سهرابی پور 1382). طبق نتايج، تعدادي از تحقيقات انجام گرفته، كيفيت برخي از مواد به دست آمده از جلبكهاي سواحل جنوبي ايران حتي از فرآورده هاي به دست آمده از سایر کشورها هم بهتر بوده است. درسال 1371 یکصد و هشتاد تن اسیدآلژنیک و املاح و استرهای آن تحت عنوان قرص و گرد خمیر ویژه دهان و دندان جمعا حدود 5 میلیون دلار واردات به کشور داشته ایم. در حالیکه با بهره گیری از منابع غنی سواحل خلیج چابهار، بوشهر و بندر لنگه ضمن صرفه جویی ارزی فراوان، گامهای بلندی در جهت خودکفایی کشور در این زمینه برداشته خواهد شد. در کشور ما نیز خوشبختانه در سال های اخیر، در کنار پرورش قارچهای خوراکی، کشت انبوه جلبکهای دریایی نیز مورد توجه قرار گرفته است. اخیراً (مرداد ماه 1382) یک مزرعه بزرگ کشت انبوه جلبکهای قرمز، قهوه ای و سبز در سواحل جنوبی ایران افتتاح گردید. با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه شناسایی و کاربرد جلبک های سواحل جنوبی کشور و با توجه به اثرات متعددی که استفاده از جلبکها دارند، لزوم توجه هر چه بیشتر به شناخت این ذخایر و قابلیت های کاربردی آنها مشخص شده و لازم است در مورد اثرات گونه های جلبکی سواحل جنوب کشور تحقیقات لازم صورت گرفته تا بر اساس آن بتوان به نحو مطلوب بهره برداری بهینه را از این منابع طبیعی ملی انجام داد.منبع:شیراحمد سارانی
    عضو هیئت علمی دانشگاه زابل
    1- اكبري، ح., آفتاب سوار، ی. تمدني جهرمي، س, اجلالي خانقاه، ك, ملكوتي، م. 1383. پرورش جلبك قرمز گراسيلاريا (Gracilaria corticata) در حوضچه هاي فايبرگلاس و استخراج آگار از آن. مجله علمي شيلات ايران. 13(3):27-38
    2- جليلي، م، .1386. جلبک‌ها. مركز ملي اقيانوس شناسی. مرکز اطلاع رسانی شیلات ایران.
    3- دادخواهي پور، ک،. 1386. جلبک ها درخدمت نانو گياه پزشکي. جام جم آنلاين.
    4- دیار کیان مهر،ه. 1371. مبانی جلبک شناسی. جهاد دانشگاهی مشهد.
    5- رضایی، م.ب،. جایمند.، ک. 1376. استخراج آگار آگار از گونه جلبک قرمز. پژوهش و سازندگی. شماره 34. صفحات 58-61
    6- سهرابی پور، ج و ربیعی، ر،. 1375. گزارش نهایی شناسایی فلور جلبکی سواحل استان هرمزگان، مرکز تحقیقات منابع طبیعی بندرعباس. 112 صفحه.
    7- سهرابی پور، ج.، نژادستاری، ط.، اسدی، م.، قهرمان، ا. و ربیعی، ر،. 1382. تحقیقی پیرامون تولید جلبک قهوه ای و تاثیر عوامل اکولوژیک بر روی این گونه ها در سواحل بندر لنگه. پژوهش و سازندگی. شماره 59.
    8- غرقي، ا.، س. رضواني، گ. کلاهي. 1380. بررسي و مقايسه بيوپليمر استخراج شده از جلبک‌هاي قرمز گونه گراسيلاريا. مجموعه مقالات دومين همايش ملي بيوتکنولوژي جمهوري اسلامي ايران. ص875-869
    9- غرقی، ا، رضوانی، س و پورغلام.ر.، 1379. تولید بیوپلیمر از جلبکها قرمز گراسیلاریا در سواحل سیستان و بلوچستان. پنجمین همایش علوم و فنون دریایی. بندر عباس.
    10- قرنجیک،ب.، آبکنار،ع.م.،1379. گزارش نهایی شناسایی جلبکهای دریایی سواحل استان سیستان و بلوچستان. مرکز تحقیقات شیلاتی چابهار. 78 صفحه.
    11- مخدومی، ن.م.، حسینی، س. ع.، شریف پور.، ع. 1381. پرورش آرتمیا با تغذیه از جلبک سبز و سبز- آبی. مجله علمی شیلات. سال یازدهم. شماره 2. 69-78.
    12- یوسفی، م. 1384. تالوفیتها. انتشارات دانشگاه پیام نور. 279 صفحه.
    13- Armisen, R., 1995. World wide use and importance of Gracilaria. Journal of Appl Phycol. Vol.7. pp.231-243.
    14- Blunden, G,.1972. Procedng of 7th international seaweed symposium. Japan. Pp 534-589.
    15- Brown, M.R., Jeffry, S.W. And Garlaud, C.D. 1989. Nutritional aspects of microalgae used in mariculture, a literature review. CSIRO Marine laboratory, Report 205. Australia. pp1-44
    16- Chapman, V.J. Chapman, d.j. 1980. seaweed and their used . Third edtion.London.
    17-Crouch, I.J. and J. Vanstaden. 1997. Effect of seaweed concentract o the stablishmen and yield of green house Tomato plants. Jour. Applied phyology. 4: 291-296.
    18- Dawes, C. 1981. Marine Botany. New york. Johan and Wiley and sons. 628 pp.
    19- Makumar, P. 1996. Antimicrobial activity of some mdern algae of protoro and pondicherry waters east cst of India. Indian, J, Mar, sci: 15(3) 187-188
    20- Mc lachlan, J. and Brid, C.J.,1986. Gracilaria and productivity. Aquat bot. Vol.26, pp. 27-49.
    21- Palanisamy, V. Latif, F, A. and Resat, R.B.M. 1991. A guide on the production of algal culture for use in shrimp hatcheries. Department of Fisherie Ministery of Agriculture, Malaysia. pp. 1-33.
    22- Richmond, A. 1986. Outdoor mass culture of micralgae. In Handbook of microalgal mass culture, ed, A. Richmond. C.R.C. Press, Florida. U.S.A. pp.285- 329
    23- Rosowskii, J.R. 1989. Rapid growth of Artemia fransiscana kellog, in xenic culture of Chlorella sp. Aquaculture, 81. pp. 185-203
    a, O. P. 2001. Text Book of Algae. Tata Mc Graw Hill Publishing, India Sharm24-
    25- Sohrabipour, J., and Rabii, R. 1996. New records of algae for Persian Gulf and flora of Iran. Jour botany. 11(1): 95-115
    26- Sohrabipour, J., Nejad sattary, T., Assadi, M., and Rabii, R. 2004. The Marine benthic algae and seagrasses of the southern coast of Iran.. Jour botany. 7(1): 95-115

  2. Top | #506
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض معرفی گیاه دارویی چای ترش

    معرفی گیاه دارویی چای ترش مقدمه
    گیاهان از ابتدای تمدن بشرتاکنون کاربردهای متنوعی داشته اند گروهی به عنوان ماده غذایی تامین کننده نیازهای تغذیه ای هستند، گروهی خاصیت دارویی داشته و تسکین دهنده آلام جسمی می باشند. گیاهان دارویی اگر چه از دیر باز برای آدمیان آشنا و در بسیاری از مواقع مرهم دردهای بشر بوده است. اما پیشرفتهای علمی و فناوری طی دو دهه اخیر اهمیت و نقش سازنده گیاهان دارویی در تامین نیازهای بشر به ویژه در حیطه دارو و درمان دو چندان ساخته است. همچنین با توجه به عوارض جانبی ناشی از استفاده داروهای شیمیایی بیشتر کشور های دنیا به داروهای گیاهی و گیاه درمانی روآورده اند. تا بدانجا که 80 درصد داروهایی عرضه شده در برخی کشورها منشا گیاهی و طبیعی دارد. کشور ایران داراي شرایط آب و هوایی متنوعی می باشد 11 اقلیم از 13 اقلیم جهانی، که این امر خود موجب تنوع رشد گیاهان مختلف منجمله گیاهان دارویی شده است. بهره برداری از این گياهان هنوز آنطور که در کشورهای مترقی دنیا معمول است در کشور ما مورد توجه قرار نگرفته است. علت آن عدم شناخت مردم از خواص این گیاهان می تواند باشد امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا منجمله شرق آسیا، اروپا گرایش شدیدی به جمع آوری و همچنین تولید گیاهان دارویی بوجود آمده است. استان سیستان و بلوچستان بدلیل برخورداری از تنوع اقلیمی، محل و رویشگاه طبیعی تعداد زیادی از گیاهان دارویی می باشد. از بین 295 گونه گیاه دارویی که در سطح استان جمع آوری شده 190 گونه از لحاظ نیاز اکولوژیک در کشور هند مشترک هستند که این نشان از دامنه سازگاری بالای این گونه های با ارزش با شرایط محیطی مختلف دارد که با کشت گونه های مستعد گیاهان دارویی در دو فصل زارعی (پائيز و بهار) اولا گامی در جهت تغییر در الگوی کاشت ثانیا افزایش در آمد کشاورزان منطقه و اشتغالزایی ثالثا گامی در حفظ و نگهداری ذخایر ژنتیکی گیاهی منطقه برداشه شود. براساس گزارش FAO ارزش صادرات گیاهان دارویی در سال 1995 در چین بالغ به 880 میلیون دلار بوده است. چاي مكي گياهي دو منظوره است كه اجزاي مختلف آن ميوه، فيبر، چوب مورد استفاده قرار مي گيرد به طور كلي در بسياري از كشورها، كاسبرگ اين گياه به خاطر خواص دارويي و همچنين در صنايع غذايي استفاده مي شود و الياف و چوب آن در توليد خمیر كاغذ مورد استفاده قرار مي گيرد. اين گياه در ايران مي تواند بعنوان يك محصول جديد مطرح باشد. در زراعت هر گياه دارويي، استفاده از حداكثر ظرفيت محيط و تعيين مناسب ترين شرايط رشد، در راستاي افزايش عملكرد و حداكثر رسانيدن بهره وري، امري مهم و مد نظر مديريت زراعي مي باشد
    تاريخچه چاي مكي
    بيش از 300 گونه از اين گياه در سراسر جهان در مناطق گرمسير و نيمه گرمسير يافت مي شود. موطن اصلي اين گياه غرب آفريقا است و امروزه در سطح وسيعي در غرب آفريقا، آسيا، استراليا از هند تا مالزي، اتريش، آمريكاي مركزي و بسياري از كشور‍ هاي گرمسير كشت مي شود. دانه ها توسط برده هاي آفريقايي به دنياي جديد آورده شده است. اين گياه در نواحي توليد كننده به نام روسل در ساوانا نيجريه از بيشترين محبوبيت و پذيرش برخوردار است و در اين منطقه به صورت گياه زراعي كشت مي شود ( Ibrahim,1998) ((Morton,1987. خوراكي بودن كاسبرگها در جاوا در سال 1687 ثبت شده است. روسل در برزيل در قرن 17 و در جامائيكا در سال 1707 و در گواتمالا در سال 1840 كشت مي شده است( (Morton,1987. در سال 1909 حدود 6/1 هكتار در كوئيزلند كشت مي شده است. در ايسلند شخصي به نام مایو و گياه شناسان ديگر تخمين زدند كه در ايسلند و هاوايي سطح زیر كشت روسل 81 هكتارمي باشد. چاي مكي بومي ايران نمي باشد و كشت اين گياه در ايران تنها در سيستان و بلوچستان گزارش شده است (خورسندي ، سيد هادي 1380). سطح كشت چاي مكي در استان سيستان و بلوچستان 80 هكتار مي باشد كه در زابل در سال 1379 در پژوهشكده كشاورزي زابل كشت شده است. پراكنش اين گياه در استان سيستان و بلوچستان مطابق نقشه زير ذكر شده است (صندوقداران، 1379).
    خصوصيات گياه شناسي
    چاي مكي با نام علمي ( Hibiscus Sabdariffa) از خانواده مالواسه (Malvaceae)، گياهي يكساله، شاخه دار، ارتفاعي حدود 429- 64 سانتي متر، رنگ آن سبز تيره متمايل به قرمز (Duke,1983). داراي پايه كروموزومي) 18=(x مي باشد و بصورت تتراپلوئيد )72=n4 (وجود دارد (James&Duke,1983). برگها متناوب، رگبرگها پنجه اي و برگها داراي 7- 3 لوب و حاشيه برگها دندانه اي، بدون كرك، دمبرگ بلند يا كوتاه دارند (James&Duke,1983). گلها بزرگ و دمگل كوتاه، رنگ آن قرمز متمايل به زرد با مركز تيره، هرمافروديت مي باشد. ميوه ها 5/2 سانتي متر طول دارند و بوسيله كاسبرگهاي گوشتي مانند كه محتوي 34- 22 دانه در هر كپسول مي باشد احاطه شده اند، دانه ها به رنگ قهوه اي تيره و جوانه زني بذر بصورت اپي ژيل ( برون زميني ) مي باشد. گياهي خودگشن و اين مقدار از 68 %– 2% متغير و توسط حشرات هم گرده افشاني مي شود. داراي يك ريشه راست و عميق و قابل نفوذ مي باشد (Duke,1983). نام محلي اين گياه علاوه بر روسل در نواحي انگليسي زبان سورل، روزل، سورل قرمز، سورل جامائيكايي، سورل هندي، سورل گينه اي و در فرانسه اوسلد و در آفريقاي شمالي و خاور نزديك روسل کاکاد ناميده مي شود. در ايران اين گياه و محصول كاسبرگ آن بنامهاي چاي مكي يا چاي مكه، چاي قرمز و چاي ترش شناخته مي شود .
    واريته ها
    واريته هاي متعددي شناخته شده اند كه معروفترين آنها عبارتند :
    1- واريته سابداريفا
    گياهي يكساله، راست، درختچه اي، انبوه، ارتفاع ( 4/2 ) متر، ساقه اي قوي، صاف يا نسبتاً صاف، استوانه اي شكل و قرمز مي باشد. برگها بزرگ، منفرد و متناوب با رگبرگهاي پنجه اي قرمز رنگ ( 12 – 5/7 ) سانتي متر طول، سبز رنگ و با دمبرگ كوتاه يا بلند هستند . برگها در گياهچه ها ي جوان و برگهاي بالايي گياهان پير ساده و شبيه هم هستند. برگهاي پايين تر 5 – 3 و يا حتي 7 لوب عميق دارند. حاشيه برگها دندانه اي است. گلها به صورت منفرد در زاويه برگ ايجاد مي شوند، ( 5/12 ) سانتي متر عرض داشته و به رنگ زرد يا نخودي مي باشد. گلبرگها سفيد با مركز قرمز رنگ در پايه ميله پرچم واقع شده اند و زمانيكه در انتهاي روز، پژمرده مي شوند رنگ آنها بنفش مي گردد. داراي كاسبرگ خوراكي قرمز تا زرد كمرنگ، كه اين واريته الياف كمتري دارد (Duke,1983). كاسبرگ به رنگ قرمز مي باشد و از 5 کاسبرگ بزرگ با يك اپي كاليكس 12- 8 قسمتی، تشكيل يافته و پيرامون پايه مي باشد كه شروع به بزرگ شدن، گوشتي شدن، انحنا يافتن همراه با آبدار شدن و (7/5 – 2/3 ) سانتي متر طول داشته و كپسول هاي مخملي را كاملاً احاطه، كه اين كپسول ها 2- 5/1 سانتي متر طول دارند، كپسولها قبل از رسيدن سبز، 5 برچه اي بوده و در هر برچه 2 رديف دانه وجود دارد كه در هر رديف 4- 3 دانه قهوه اي روشن كليوي شكل، 5- 3 ميلي متر طول و كاملاً كرك دار هستند. كپسولها در موقع خشك شدن قهوه اي و در اين زمان دانه ها رسيده مي باشند و با شكاف هاي اوليه كپسول باز مي شود و دانه ها ريزش مي كند(Morton,1987 ). ( 56 و59). در آفریقا در خط استوا گیاهان وحشی این گونه در نقاطی که درجه حرارت بین 15 تا 30 درجه سانتی گراد باشد رشد می کند. چای ترش گیاهی خود گشن می باشد و به دلیل گرده افشانی توسط حشرات میزان کمی هم دگرکشنی در آن صورت می گیرد،که بین 68/0 -2/ درصد متغیر است. پایه کروموزومی چای ترش 18=X بوده و عمدتاً به صورت آلوپلی پلوئیدی (72=n 4) وجود دارد. در گیاه چای ترش صفت ساقه قرمز غالب بوده و رنگ سبز ساقه یک صفت مغلوب است (بوته های همو زیگوت دارای ساقه به رنگ سبز می باشد) و همچنین شکل لوبی در برگها نسبت به شکل غیر لوبی غالب می باشد یا بریدگیهای کم عمق برگ بیشتر انواع خوراکی نسبت به بریدگیهای عمیق حالت مغلوب را نشان می دهد (70و71).
    2- واريته آلتيزيما
    گياه يكساله، كم شاخه ، راست ، با ارتفاع ( 8/4 ) متر مي باشد. بيشتر بخاطر الياف كشت مي شود و از كاسبرگ آن كمتر استفاده مي شود ( Duck,1983). در هندوستان، هند شرقي، نيجريه و تا اندازه اي در بعضي از نقاط گرمسير در آمريكا كشت مي شود. ساقه هاي اين واريته سبز و برگهاي آن سبز، گاهي برگها رگبرگهاي قرمز دارند. گلها به رنگ زرد و كاسبرگهايش قرمز يا سبز، غير گوشتي، خاردار و مصرف غذايي ندارد ( Morton,1987 ) .
    3- ريكو
    در سال 1912 نامگذاري شد. گياهي با رشد نسبتاً كم، بوته اي، معمولاً برگها ساده كه در مدت زمان طولاني بوجود مي آيند و اغلب مواقع داراي 3 لوب مي باشند. گلها داراي چشم ها ( نقاط ) قرمز تيره و دانه هاي گرده آن زرد طلايي است. كاسبرگ در زمان بلوغ داراي 5 سانتي متر طول و 2/3 سانتي متر عرض دارد. براكته ها ( برگك ها ) به صورت افقي هستند. بيشترين محصول هر گياه كاسبرگ آن است براي آب ميوه و شربت استفاده مي شود و رنگ آن قرمز تيره است ( Morton,1987 ).
    4- ويكتور
    گياهي با ارتفاع 13/2 متر ، راست و تنومند است . گلها داراي چشم ها ( نقاط ) قرمز تيره و دانه هاي گرده قهوه اي طلايي مي باشد. ويكتور در بعضي جاها زودتر نسبت به ريكو شكوفه مي دهد. كاسبرگها نسبت به كاسبرگهاي ريكو بلندتر هستند. براكته ها ( برگك ها ) بلند تر ، طولاني تر و داراي فرورفتگي به سمت بالا هستند . و عصاره آن در آب ميوه، مربا و شربت مصرف مي شود و كاملاً قرمز است ( Morton,1987 ).
    5- آرچر
    اين گياه بعضي اوقات روسل سفيد ناميده مي شود . گياهي بلند و قوي شبيه ويكتور ولي ساقه هاي آن سبز رنگ است . گلها زرد و دانه هاي گرده قهوه اي است. كاسبرگها سبز رنگ يا سبز متمايل به سفيد و كوچكتر نسبت به دو واريته ديگر، اما محصول این گياه خيلي بيشتر است. عصاره و آب ميوه و ديگر محصولات تقريباً بدون رنگ است . ميوه هاي سبز روسل رشد داده مي شود در سرتاسر سنگال ، مخصوصاً در ناحيه كاپ ورت مثل يك سبزي بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد (Morton,1987 ) .
    6- ساير واريته ها:
    واريته هاي خوراكي چاي مكي، مصري ( V.Masri )، سوداني(V.Sudani ) ، (Sabhi 17 dark color ) ، (Sabahia 17 light color ). تعدادي از واريته هاي فيبري چاي مكي عبارتند از Hs24 , Hs7910 , Hs4288 , Amv1 , Amv2 , Asop3
    اكولوژي چاي مكي
    بهترین نواحی کشت این گیاه نقاطی است که دارای 125 میلی متر بارندگی و حداقل دمایی 15 درجه سانتی گراد در اول فصل رشد باشد. آب وهوای مطلوب باعث رشد سریع و منظم می شود در این نواحی درجه حرارت نباید کمتراز 21 درجه سانتی گراد برای 4 تا 8 ماه باشد (59). زمان کشت گیاه بسته به نوع استفاده آن فرق می کند در فلوریدای جنوبی اگر منظور تولید کاسبرگ باشد کشت از اردیبهشت تا اواخر خرداد ماه انجام می شود و اگر منظور استفاده از شاخ و برگ آن باشد کشت در اسفند ماه صورت می گیرد (48).
    1- درجه حرارت
    اين گياه در طول رشد به 8- 4 ماه درجه حرارت شبانه بيشتر از 21 درجه سانتي گراد نياز دارد. درجه حرارت مناسب براي جوانه زني بذر 35 – 25 درجه سانتي گراد و 12 ساعت روشنايي و 12 ساعت تاريكي مي باشد (Duke,1983 ). چاي مكي به يخبندان بسيار حساس ، و در نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري تا ارتفاع 900 متري از سطح دريا بيشترين رشد را دارد. درجه حرارت مناسب براي رشد 5/27 –5/12 درجه سانتي گراد است (Duke,1983 ). اين گياه به متوسط دما 15 درجه سانتي گراد در زمستان و 28 درجه سانتي گراد در تابستان نياز دارد . محدوده دمايي مناسب براي رشد بين36- 10 درجه سانتي گراد و اپتيمم دما بين 32- 16 درجه سانتي گراد است. در محدوده طول جغرافیایی 100 درجه و 300 درجه عرض جغرافیایی رشد می کند گیاهی سه کربنه بوده بسته به نوع استفاده 8-4 ماه زمان نیاز دارد. چای ترش به یخبندان حساس می باشد و بیشترین رشد را در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری دارد. (41).
    2 - نور
    چاي مكي گياهي سه كربنه(3 C)و به 13 ساعت نور خورشيد در طول 5- 4 ماه اول رشدش نياز دارد تا از گلدهي زودرس آن جلوگيري شود. اين گياه را بايد در مناطق با نور كافي كشت كرد و از كشت و كار آن در مكان هاي سايه خودداري كرد. همچنين روشنايي بلند مدت به صورت 4- 3 ماهه از عوامل بحراني رشد است (Duke,1983 ). چاي مكي گياهي روز كوتاه كه به تغييرات طول روز بسيار حساس است . گلدهي وقتي روزها كوتاهتر مي شونداتفاق مي افتد ، تعيين تاريخ كاشت بيشتر تحت تاثير طول روز ، و كمتر تحت تاثير نياز رطوبتي قرار مي گيرد. اين گياه از نظر واكنش نسبت به طول روز يك گياه آمبي فتوپريوديك است ( يعني گلدهي آن هم در روزهاي كوتاه و هم در روزهاي فوق العاده بلند انجام مي گيرد). گلدهي اين گياه در شرايط روز كوتاه و نور مداوم القاء مي شود. اين گياه فتوپريوديسم مشخص دارد و در محيط هاي مناسب كشت در روزهاي كوتاه با 11 ساعت گلدهي مي كند. در كشور امريكا اين گياه به علت روز كوتاه و يا زمستان زودرس گل نمي دهد (Duke,1983 ). گل دادن با كوتاه شدن روزها و كاهش شدت نور تحريك مي شود.
    3- رطوبت
    اين گياه با اقليم هاي استوايي كه ريزش باران ساليانه به مقدار 2000- 1500 ميلي متر و با ارتفاع 600 متر از سطح دريا تطابق بيشتري دارد (Duke,1983 ) و همچنين گزارش شده است كه در برابر باران ساليانه به مقدار 4290- 640 ميلي متر مقاوم است ( James & Duke,1983 ). اين گياه به بارندگي ماهيانه از 250- 125 ميلي متر در 4- 3 ماه اول رشد و حدود 1820 ميلي متر در طي فصل رشدش نياز دارد (Morton,1987). اين گياه دوره هاي خشكي را تحمل مي كند و دوره هاي خشكي در ماههاي آخر رشد مطلوب مي باشد جايي كه بارندگي كم و ناكافي باشد آبياري به طور منظم مي تواند نتيجه موثري داشته باشد. ميزان بارندگي ساليانه مناسب براي رشد3500 - 500 ميلي متر است و مناسب ترين بين 3000 - 1000 ميلي متر است. بعضي واريته ها محصول رضايت بخشي را در نواحي گرم و مرطوب مي دهند، اگر چه اغلب آنها اندكي به خشكي مقاومند. ميزان رطوبت نسبي هوا تقريباً 85 - 75 درصد در طول دوره رشد مناسب مي باشد (Morton,1987). آبیاری به طور منظم در نقاطی که این میزان بارندگی وجود ندارد ضروری می باشد. معمولا در این نقاط زمان آبیاری هر 15 تا 20 روز در طی کشت می باشد. در دو مرحله نیاز آبی گیاه افزایش می یابد.
    4- خاك
    اين گياه در تمام خاكها، سبك(شني)، متوسط (لومي)، سنگين(رسي) البته با داشتن زهكشي مناسب خوب استفاده مي كند و همچنين از نظرpH مي تواند خاكهاي اسيدي، خنثي، قليايي را تحمل كند. نياز به خاكهاي مرطوب دارد. خاك به طورمتوسط بايد داراي34 درصد رطوبت باشد. تغييرات رطوبت خاك بين 14 درصد براي فصل خشك و 60 درصد براي فصل پر آب فرق مي كند. اين گياه خاك فقير را بخوبي تحمل مي كند و در خاكهاي لومي شني با هوموس مناسب به خوبي رشد مي كند. بيشتر ترجيح داده مي شود در خاك كود داده شده با زهكشي مناسب كشت داده شود (Huxley,1995). اين گياه به يك خاك نفوذپذير نياز دارد. خاك لومي شني كه داراي هوموس باشد مناسب است. بنابراين با خاكهاي متنوعي سازگار است و به شرايط غرقابي يا آب ايستادگي متحمل نخواهد بود (Morton,1987). pH مناسب براي اين گياه 5/8 – 5/4 و اپتيمم بين 5/7 – 5/5 مي باشد (Duke,1983 ).
    تركيب شيميايي چاي مكي
    كاسبرگ
    1- موسيلاژ : كربوهيدراتي هستند با ساختمان شيميايي بسيار پيچيده و با وزرن مولكولي زياد، که بسته به نوع گونه میزان آن تغییر می کند، ماكزيمم محتوي موسيلاژ براي گونه هاي آمريكاي مركزي و مصري 28-24 درصد و براي گونه هندي 15 درصد مي باشد كه اين ميزان 35-22 روز بعد از گل دهي حاصل مي گردد (Khafega,1980). بالاترين مقدار پكتين در كاسبرگهاي اين گياه 45/2 درصد مي باشد (Khafega,1980). مواد پكتيني شامل 5/64-63 درصد اسيد گالاكتورونيك مي باشد كه عمدتاً به صورت نمك هاي منيزيم و كلسيم مي باشد. پلي ساكاريدهاي همراه با پكتين عمدتاً آرابينوز، گالاكتوز مي باشد .(Franz,1992) كاسبرگ خشك شده شامل گوسي پتين فلانوئيد، هيبيستين، سابدارتين مي باشد. ماده اصلي رنگي هبيسین است كه به عنوان يك دافني فيلين ( نوعي دارو ) گزارش شده است. مقدار كمي دلفي نيدين 3- مونوگلوكوزيد، سيانيدين 3- مونوگلوكوزيد و دلفی نیدین نيز وجود دارد و درجه سمي بودن آن پايين است. ماکزیمم مقدار قندها در این گیاه در حدود 5-3 درصد بوده که در 30 روز پس از گل دهی حاصل شده است و با کامل شدن رشد کاسبرگ میزان نشاسته کاهش یافته و به 2 درصد وزن خشک می رسد (35 و 52).اسید گالاکتورونیک 5/64-63 درصد مواد پکتینی را شامل می گردد که به صورت نمکهای منگنز، کلسیم موجود می باشد. از پلی ساکاریدهای همراه با پکتین می توان به آرابینوز، رامینوز و گالاکتوز نام برد. ماکزیمم میزان پکتین در کاسبرگهای این گیاه 4-2 درصد می باشد (69 و 73).
    2- آنتوسيانين
    مقدار آنتوسيانين كاسبرگها بين 5/2-7/1 درصد وزن خشك مي باشد، اين ميزان در چاي مكي واريته سابداريفا 66-37 صدم وزن خشك گزارش شده است. سيانيدين 3- گلوكوزيد و سيانيدين 3- سامبوبيوسايد از آنتوسيانين هاي اصلي اين گياه مي باشند. زمان رسيدن به ماگزيمم محتواي آنتوسيانين در گونه هاي مختلف متفاوت است، براي نژاد مصري 45-30 روز بعد از گل دهي، در نژاد هندي 45-35 روز بعد از گلدهي، در نژاد سنگالي 50-40 روز بعد از گلدهي و در نژاد آمريكايي و تايلندي 50-45 روز بعد از گلدهي مي باشد.
    دانه
    1- چربي دانه
    دانه هاي چاي مكي به عنوان يك منبع جديد از پروتئين و لیپيد مطرح مي باشد. دانه چاي مكي از 20 درصد روغن تشكيل شده است .(Komarov,1968) استرول هاي موجود در روغن دانه، 3/61 درصد بتا- سيتوسترول، كامپاسترول 5/16 درصد، كلسترول 1/5 درصد و ارگوسترول 2/3 درصد می باشد. اين روغن سرشار از اسيدهاي چرب غير اشباع حدود 70 درصد مي باشد كه اسيد لينولئيك فراوان ترين آنها (30-49 درصد) مي باشد. اسيد اولئيك (34 درصد، اسيد پالمتيك (35 درصد)، اسيد استاريك (4/3 درصد)، اسيد مرسيتيك (2 درصد)، اسيد پالمتيولئيك (2 درصد) از اسيدهاي چرب مهم دانه روغن اين گياه مي باشند James&Duke,1983)). دانه چای ترش حاوی 1/19 تا 22 درصد روغن است که غنی از اسید لینولئیک می باشد. روغن دانه این گیاه سطح بالایی از تری گلسیریدها و مقادیر نرمالی از استرولها و استرهای استرول را داراست. این روغن سرشار از اسیدهای چرب غیر اشباع (حدود 70 درصد) می باشد که اسید لینولئیک فراوان ترین آنها می باشد(65).
    2- پروتئين دانه
    دانه هاي چاي مكي 25-18 درصد پروتئين دارا مي باشند (Rao,1996). فراوانترين اسيد آمينه هاي ضروري لوسين، ليزين و فنيل آلانين مي باشد. و اسيد آمينه اسيداسپارتيك رايج ترين و اسيد هاي آمينه،ايزولوسين، تريپتوفان،والين و اسيد آمينه هاي سولفوري ازكمياب ترين اسيدهاي آمينه در دانه اين گياه مي باشد. پروتئين هاي دانه اين گياه درpH اسيدي و قليايي فوق العاده محلول و در4= pH كمترين حل شوندگي را دارد. مهمترین بخش پروتئینی چای ترش لگوبرلین ها بوده به طوریکه دانه های چای ترش به عنوان یک منبع پروتئین جدید بخصوص در جیره غذایی طیور مطرح می باشد، میزان پروتئین دانه های این گیاه 3/29 درصد می باشد (36 و 67).
    3- ساير تركيبات شيميايي
    مقدار كربوهيدرات دانه هاي چاي مكي تقريباً 6/26 درصد مي باشد . مواد معدني مهم در دانه ها پتاسيم ، منيزيم ، فسفر ، گوگرد ، كلسيم
    مي باشد. میزان کربوهیدرات دانه های چای ترش 6/27 درصد می باشد. پتاسیم، سدیم، فسفر، گوگرد، منیزیم، کلسیم از مواد معدنی مهم در دانه می باشد (36 و 67). احتمالا گوسیپول، اسید و تانن به میزان کمی در دانه وجود دارد (61).
    موارد استفاده چاي مكي
    الف- استفاده هاي خوراكي
    ا- كاسبرگ
    كاسبرگ تازه براي سالاد، آشپزي با انواع آردها در پخت كيك، سوپ، سس، پودرهاي خوراكي، استفاده مي شود ( Facciola,1990 ). كاسبرگ داراي مقدار زيادي اسيد سيتريك و پكتين مي باشد كه براي درست كردن مربا، ژله، مفيد مي باشد ( Duke,1983 ). به عنوان مكمل رنگ قرمز در چاي گياهي ( Down,1995 ) و به عنوان منبع جايگزين قهوه مي باشد( Facciola,1990 ). كاسبرگ تازه پس از جوشاندن با شكر براي درست كردن شيريني استفاده مي شود (Facciola,1990 ) . يكي از مشهورترين نوشيدني هاي تابستاني مكزيك است. در مصر روسل در تابستان به صورت سرد و در زمستان گرم مصرف مي شود. در جامائيكا يك نوشيدني قديمي كه در هنگام كريسمس مصرف مي شود ( Morton, 1987 ). امروزه، گياه روسل مورد توجه فراوان به عنوان غذا مي باشد و داروسازان بيشتر نگران اين هستند كه احتمال دارد بعنوان محصول غذايي طبيعي و يك جانشين براي بعضي رنگ هاي تركيبي مورد بهره برداري قرار مي گيرد (Morton,1987 ). میوه های چای ترش در افریقا پس از چیدن از گیاه شسته شده سپس یک برش در زیر کاسبرگها ایجاد می کنند تا کاسبرگها از کپسول بذر جدا شده به صورت تازه خوری و به سالاد های میوه افزوده می شوند (56 و62). کاسبرگ این گیاه که به نام کاراک یا کاراکاد موسوم است طعمی ترش مزه داشته که به علت مقدار زیاد اسید سیتریک می باشد که همراه با اسید مالیک و مقدار کمی اسید تارتاریک در قطعات کاسبرگ وجود دارد. اسیدیته آن بر حسب اسید سیتریک در حدود 16 درصد بوده که به علت وجود موسیلاژ حالت ملایم تری در هنگام مصرف به این قطعات می دهد. اغلب مانند یک غذای فرعی پخته و با بادام زمینی سائیده شده و مصرف می شود (54). در پاکستان از ترکیبات شیمیایی چای ترش به خصوص پکتین آن در صنعت آب میوه استفاده می شود. در هند غربی و آمریکای مرکزی اسانس چای ترش را برای تولید نوشابه هایی مانند لیمونا که از کاسبرگ آن تهیه می شود و به عنوان یک نوشیدنی مورد استفاده قرار می دهند. مصریها چای ترش را در یک پارچ سفالین با کمی زنجبیل رنده شده و به میزان دلخواهی شکر و یخ مخلوط کرده و به عنوان یک نوشیدنی سنتی مصرف می کنند(56). بومیهای منطقه استوایی غرب افریقا جهت درست کردن یک نوشیدنی آب جوش را بر روی کاسبرگ چای ترش ریخته و در طول یک شبانه روز به حالت خود باقی گذاشته سپس مصرف می کنند (33). در ایالات متحده آمریکا اداره کنترل تغذیه و دارو اجازه استفاده از عصاره های این گیاه در مشروبات الکلی را داده است چون میزان جذب الکل را در بدن کاهش می دهد. برگهای جوان و ریشه های نرم چای ترش در سالادهای خام مصرف می شوند، یا مانند سبزیجات به تنهایی و یا ترکیب با سایر سبزیجات یا با گوشت و ماهی پخته می شوند ( 41 و49)، برگها و دانه های پودر شده در آفریقای غربی خورده می شوند. برگهای پخته گیاه در نواحی محل رویش به مصارف تغذیه می رسند. رنگدانه های قرمز موجود در کاسبرگ گوشتی آن در صنایع غذایی و آرایشی مورد استفاده قرار می گیرد (66). میزان آهن و منگنز کاسبرگ گیاه وقتی از 15 به 30 روز می رسد بالا رفته و در عوض محتوای روی و کلسیم آن پائین می آید. البته بر اساس واریته های مختلف این الگو تا اندازه ای متفاوت است ولی میزان مواد معدنی در این دوره بیشتر است. می توان با مخلوط کردن پودر کاسبرگ چای ترش با آرد گندم نان غنی از آهن تهیه نمود(35).
    2- برگ
    برگهاي جوان و ساقه هاي نازك بيشتر در سالاد استفاده مي شود(Kunkel,1984 ). برگهاي سبز پخته شده يا تركيب با ساير سبزيجات، گوشت و ماهي مصرف مي شود (Morton, 1980 ). برگ سبز به عنوان سبزی خوراکی کاربرد دارد.
    3- دانه
    دانه ، بيشتر براي پودر در سوپ هاي روغني و سوسيس مورد استفاده قرار مي گيرد (Kunkel,1984). همچنين دانه ها به عنوان جايگزين قهوه به علت وجود خواص محرك جنسي استفاده مي شود (Duke,1983 ). دانه هاي اين گياه ادرار آور است . روغن قهوه اي حاصل از دانه هاي اين گياه در التيام زخم ها و بيماري ها موثر است ( Morton, 1987). در هند از دانه هاي اين گياه به عنوان يك دارو براي سستي، گيجي و سوء هاضمه استفاده مي شود و دانه آن غنی از چربی و پروتئین می باشد (61).
    4- ريشه
    ريشه، خوراكي مي باشد اما زياد مورد استفاده قرار نمي گيرد، زيرا حالت پودري كمتري دارد ( Cribb&andy,1967 ).
    استفاده هاي پزشكي
    روسل خنك كننده و آرام بخش، كه بيشتر در موارد موضعي استفاده مي شود. همچنين تاثيراتي براي پايين آوردن تب دارد. برگهايش
    خاصيت ضد اسكوربيك ( كمبود ويتامين C ) و مصارف تغذيه اي دارد (Duke,1983 ). برگها در درمان سرماخوردگي، سرفه و در بعضي موارد به عنوان ضماء روي آبسه استفاده مي شود. ميوه ها نيز ضد اسكوربيك مي باشد(Duke,1983 ). گل ها حاوي گوسي پتين،آنتوسيانين، گليكوسايد، هيبسين مي باشد (Duke,1983 ). همچنين انرژي زا، باعث كاهش فشار خون، در درمان سوء هاضمه و ناراحتي هاي كبدي استفاده مي شود. كاسبرگ در آب جوشيده مي شود و به عنوان يك نوشيدني براي افرادی که داراي حملات قلبي هستند استفاده مي شود. از كاسبرگ خشك در نيجريه يك نوشيدني غير الكلي به نام زبو بدست مي آيد. اين نوشيدني در مقايسه با ساير نوشيدني هاي بدون الكل بسيار ارزان مي باشد ولي بواسطه عمر بسيار كوتاه آن (24 ساعت در دماي اتاق ) اگر منجمد نشود از قابليت پذيرش محدودي برخوردار است. كاسبرگ باعث كاهش فشار خون و داراي خواص آنتي اسكوربيك مي باشد. دانه ها نيز تقويتي و تب بر هستند. ريشه تلخ آن حالت تقويتي دارد و در گزارشات بيشتر به عنوان ضد عفوني كننده، تقويتي، هضم غذا، تقويت جنسي، سرطان، سرماخوردگي، سرفه، تب، حملات قلبي، بيماري هاي عصبي استفاده مي شود (Duke,1983 ). همچنين باعث كاهش ميزان جذب الكل و كاهش شدت اثرات الكل مي شود (Duke,1983 ). همچنين از گلبرگ آن يك نوع رنگ زرد بدست مي آيد كه مصرف پزشكي دارد (Komarov,1968 ). فشار خون سیستولیک بیماران گروه تجربی در مقایسه با زمان قبل ازمصرف در روز دوازدهم 2/11 درصد و سه روز پس از قطع مصرف چای فشار خون سیستولیک گروه تجربی و شاهد به میزان 9/7 درصد و فشار دیاستولیک آنها به میزان 6/5 درصد افزایش یافت. التهابات روده ای را فعال می نماید و غلظت خون را بالا می برد. برگهای آن خاصیت آرام بخش دارند و در درمان سرفه مورد استفاده قرار می گیرند(11).
    ساير استفاده ها
    الياف بدست آمده از ساقه در صنعت نساجي، نخ و ريسمان استفاده مي شود. دانه و كنجاله بذر نيز در تغذيه طيور استفاده مي گردد(Komarov,1968 ). برای پاسخ دادن به تقاضای روز افزون صنعت کاغذ سازی به تولید منابع فیبری اهیمت زیادی داده شده است، بسیاری از گونه های گیاه فیبر دار مورد شناسایی کشت و مورد ارزیابی قرار گرفته است. از چای ترش به دلیل دارا بودن فیبر و میزان سلولز بالا کاغذ با کیفیتی تولید می شود لذا درصنعت کاغذ سازی اهمیت زیادی یافته است (52). این گیاه در صنعت نساجی و تهیه زغال چوب هم استفاده می شود (31). دانه و کنجاله بذر چای ترش در تغذیه طیور استفاده می گردد، کنجاله حاصله پس از روغن کشی حاوی مقادیر کمی از مواد ضد تغذیه ای از قبیل تانن، باز دارنده آلفا آمیلاز، بازدارنده پروتئازها، گوسیپول و اسید فایتیک است. قیمت کنجاله دانه چای ترش در کشور نیجریه قیمت کنجاله سویا است، بنابراین استفاده از آن در جیره طیور باعث کاهش قیمت جیره نسبت به کنجاله سویا می شود (65). در گذشته از این گیاه و گونه دیگری از آن برای انعقاد شیره کائوچوک حاصل از لندولفیا استفاده شده است(9 و45).
    ارزش غذايي
    كارشناسان تغذيه معتقدند دم کرده برگ این گیاه منبعی غنی از آهن و مس می باشد(39 و41). از پودر خوب آسیاب شده کاسبرگ می توان به عنوان طعم دهنده در کیک، شکلات، بستنی نیز استفاده نمود. با آسیاب کردن کاسبرگها و خیساندن آنها در آب و سپس صاف کردن می توان نوشیدنی خوش طعمی درست کرد (54). کاسبرگهای تازه حاوی کلسیم، نیاسین، آهن، ریبوفلاوین و رنگیزه هیبستین می باشد که یک آنتوسیانین است. کاسبرگهای خشک شده محتوای هیبستین، سابدارتین و فلونوئید گوسی پتلینت است(Morton,1987 ).
    تكنولوژي توليد
    كاشت
    چاي مكي معمولاً بوسيله بذر تكثير مي شود، اما گاهي به آساني از طريق قلمه رشد مي كند. اين روش گياهان كوتاه تري ايجاد مي كند كه به صورت كشت مخلوط در بين درختان و گياهان ديگر كاشته مي شود ( مثلاً همراه با سه محصول ديگر ) و در هند اين روش متداول تر است. اما عملكرد كاسبرگها نسبتاً پايين است (Morton,1987 ). چون گياهي با ريشه هاي عميق است در تهيه بستر بذر شخم عميق تا عمق 20 سانتي متر توصيه مي شود. اگر اين گياه فقط براي توليد كاسبرگ كشت شود، زمان مناسب كشت در فلوريداي جنوبي ارديبهشت مي باشد. بطور كلي كشت آن در فلوريدا معمولاً از فروردين تا اواخر مرداد مي باشد. اگر كشت براي شاخ و برگ باشد ( رشد سبزينه اي ) بذر را مي توان در اسفند و بدون تنك كردن كاشت (Morton,1987 ). در هندوستان كشت در فروردين ماه انجام مي شود. براي باغچه هاي خانگي، بذر روسل بطور مستقيم در 15 ارديبهشت در رديف هايي كشت و بعد از جوانه زني بفواصل يك متري تنك مي شوند (James&Duke,1983 ). بذرها بيشتر در ابتداي بهار در گلخانه هاي گرم كشت مي شود و به سرعت رشد مي كند. اگر رشد آنها را سالانه در نظر بگيريم در ابتداي تابستان قسمت هاي اصلي آن شكل مي گيرد و بايد توسط چارچوب از آنها بايد محافظت شود تا رشد آنها به طور كامل شكل گيرد. اگر بخواهيم به عنوان يك گياه چند ساله مورد كشت قرار بگيرد بايد سال اول رشد را در گلخانه و در اوايل تابستان از گلخانه خارج تا مورد پرورش قرار گيرد. قلمه چوبي نشده بايد در ماههاي تير و مرداد در چارچوب بايد باشد. در طول مدت زمستان اين گياه بايد در گلخانه هاي گرم مورد پرورش قرار گيرد و پس از آخرين سرما از گلخانه خارج شود. براي توليد كاسبرگ ، بذرها بايد در يك بستر مناسب كشت شوند زماني كه گياهچه ها به ارتفاع 10- 5/7 سانتي متر رسيدند، به فواصل روي رديف 6/1- 3/1 متر و فواصل بين رديف 2/3 – 2 متر نشاء مي شوند. اما بذرها معمولاً به طور مستقيم در مزرعه، به مقدار 6-4 بذر در هر كپه كشت مي شوند، كپه ها به فاصله 8/1- 9/0 متر روي رديف و 3- 5/1 متر بين دو رديف مي باشد، در مرحله 3- 2 برگي گياهچه ها به ميزان 50 درصد تنك مي شوند (Morton,1987 ). در كوازولو- ناتال كشت بذرها در پلاتهاي به فاصله 1- 8/0 متر روي رديف و 5/1 – 2/1 متر بين دو رديف مي باشد، كه تراكم10500- 6800 بوته در هكتار مي باشد و عمق كشت 5/1-1 سانتي مترمي باشد. در هندوستان در اوايل فصل باران فروردين كشت در كپه هاي به فاصله 15 × 15سانتي متر در عمق 5/0 سانتي متر كشت مي شود. در مناطق معتدل به عنوان محصول تابستانه كشت مي شود، ميوه آن نمي رسد و گياه آن قابل استفاده است. كشت مي تواند با يك بذركار مدرن انجام شود و سپس نياز دارد با دست تنك شود يا بذر مي تواند دستي كشت شود. يك ذرت كار كوچك مي تواند براي كشت دانه هاي اين گياه مناسب باشد. با توجه به نفوذ ریشه های آن در خاک و نظر به اهمیت کنترل علفهای هرز، اجرای شخم عمیق قبل از کاشت و افزودن 10 تا 14 تن کود دامی به خاک توصیه شده است. در مناطقی که منبع آبیاری بارندگی می باشد، بهترین زمان کشت بذر آغاز فصل بارندگی است. میزان بذر بر حسب روش کشت و نوع بهره برداری فرق می کند و بین 11 تا 22 کیلوگرم در هکتار متفاوت است. وجود رطوبت کافی خاک در موقع کاشت ضروری بوده و لازم است بین 32-20 درصد باشد. ازدیاد چای ترش معمولاً از طریق دانه انجام می شود. در هند معمولاً به دو روش بذور کشت می شوند: 1- دست پاش 2- خطی، کشاورزان در هند بیشتر از روش دستپاش استفاده می کنند که پس از آماده سازی زمین، بذور به صورت ضربدری پخش شده و سپس با ماله روی دانه ها پوشانده می شود (43). میزان بذر مصرفی در هکتار در روش دست پاش 15 تا 17 کیلوگرم و خطی 12-10 کیلوگرم توصیه شده است (41). در روش خطی فاصله ردیف ها 25 تا 30 سانتی متر و روی ردیف 7 تا 10 سانتی متر توصیه شده است در روش دستپاش بعد از سپری شدن چهار هفته از رشد گیاه باید به فاصله 15-12 سانتی متر گیاه را تنک کرد. برای جلوگیری از حمله بیماریها قبل از کشت بذور با قارچ کش تیمار می شوند در روش نشاء کاری هنگامی که بوته ها در خزانه به ارتفاع 10-5/7 سانتی متر رسیدند آماده انتقال به مزرعه می باشند (47 و 52).
    داشت
    1- كود دهي
    در جاوا براي كود سبز قبل از اينكه دانه ها شروع به رسيدن و حداكثر تعداد 5 دانه رسيده بيشتر مشاهده نشود به خاك برگردانده مي شود (Games&Duke,1983 ). در جاوا همچنين ميزان كود شيميايي توصيه شده براي روسل، 80 كيلوگرم نيتروژن در هكتار ، 54- 36 كيلوگرم فسفرP2O5 در هكتار و 100- 75 كيلوگرم پتاس K2O در هكتار می باشد (James&Duke,1983 ). روسل به مصرف نيتروژن پاسخ مطلوب مي دهد، كه در هند بميزان 45 كيلوگرم در هكتار بشكل كمپوست يا كود مصرفي بهمراه مقدار كمي از فسفات بكار مي رود (James&Duke,1983). كودهاي شيميايي تجاري بر اساس فرمولاسيون NPK، 7-6-4 نتايج رضايت بخشي داشته است. افزودن آمونياك رشد رويش را افزايش مي دهد و توليد ميوه را كاهش مي دهد. به هر ميزان كه به طور طبيعي به سبزيجات ديگر كود داده مي شود به اين گياه هم بايد داده شود. اما تنها نصف تا یک چهارم مقداري كه به طور معمول براي سبزيجات ديگر مصرف مي شود، براي چاي مكي بايد مورد استفاده قرار گيرد (James&Duke,1983 ). بذرهاي چاي مكي در ماههاي فروردين، ارديبهشت و خرداد كشت شوند و با 300 و 350 و 400 كيلوگرم سولفات آمونيوم، 60 ، 120، 180 كيلوگرم پتاسيم و 350 كيلوگرم كود فسفر در هكتاركوددهي شدند. و گياهان شاهد با 400 و 350 و 350 كيلوگرم كود نيتروژن، فسفر، پتاسيم در هکتار كوددهي شدند و ملاحظه گرديد كه بالاترين عملكرد كاسبرگ خشك و كاسبرگ تازه از تاريخ هاي كاشت در ماه ارديبهشت و خرداد و استفاده از 350 كيلوگرم سولفات آمونيم و 120 كيلوگرم سولفات پتاسيم در هکتار بدست آمد. مطالعات در اروپا نشان مي دهد كه ميزان كود نيتروژن مورد نياز 130- 100 كيلوگرم در هكتار و فسفر 50 – 35 كيلوگرم در هكتار و پتاس 140- 110 كيلوگرم در هكتار پيشنهاد شده است. توليد بيوماس بالا نياز به مواد غذايي بالايي دارد كه براي توليد 20 تن در هكتار بيوماس، نیتروژن100 كيلوگرم در هكتار ، فسفر 17 كيلوگرم در هكتار و پتاس 220 كيلوگرم در هكتار توصيه مي شود. با توجه به نیاز چای ترش به نیتروژن، فسفر و پتاسیم میزان 100 کیلوگرم نیتروژن و 31 کیلو گرم فسفر و 148 کیلو گرم پتاسیم و 152 کیلو گرم کلسیم توصیه شده است. فسفر به توسعه مناسب ریشه کمک می کند و پتاسیم که سبب توانایی تحمل به خشکی، مقاومت به آفات و بیماریها در گیاهان می گردد و همچنین در بهبود کیفیت فیبرهای تولیدی نقش دارد قبل از کاشت مصرف می شود ( 43 و 66).

    2- علفهاي هرز
    وجين كردن و از بين بردن علفهاي هرز در ابتداي فصل رشد لازم مي باشد، اما بعد از اينكه گياه به 60- 45 سانتي متر ارتفاع رسيد روي علف هاي هرز سايه اندازي نموده و باعث حذف علف هاي هرز مي شود (Morton,1987 ). وجین کاری در اوایل رشد گیاه لازم بوده و اولین وجین یک ماه بعد از کشت انجام می شود. معمولا وجین کاری تا هفته پنجم از سن گیاه صورت می گیرد(66). علف كش توصيه شده در مزارع چاي مكي جهت عملكرد فيبري بيشتر استفاده از مخلوط پرلميترين و آمترين بميزان 5/1 ليتر در هكتار مي باشد. تري فلورالين و آلاكلر بميزان 2 ليتر در هكتار از جمله آفت كشهاي توصيه شده در زراعت چاي مكي به منظور توليد فيبر مي باشد (Messiaen,1975 ). استفاده از علف كش فلوكلرالين كه به مقدار 1 كيلو گرم در هكتار، 7- 3 روز قبل از كشت و يك بار وجين دستي در 35 روز پس از كشت باعث كنترل علف هرز شد و عملكرد فيبر بالاتر از 94/1 تن در هكتار را موجب شد. استفاده از فلوآزي فوب – متيل، 20 روز پس از سبز شدن ضعيف ترين كنترل علف هرز و پايين ترين عملكرد فيبري را موجب گرديد. چاي مكي به سايه اندازي مقاوم نيست و بايد هميشه عاري از علف هرز باشد و وجين كردن در ماه اول كشت ضروري مي باشد. طي يك آزمايش مزرعه ايي در هندوستان كه بر روي واريته آلتيزيما انجام شد جهت مقايسه روشهاي مختلف مديريت و كنترل علف هرز ، ملاحظه گرديد كه وجين دستي در 35- 20 روز پس از كاشت بالاترين ميزان كارايي كنترل علف هرز 6/97 درصد و عملكرد فيبر 20 تن در هكتار داشت. یکی از ترکیبات توصیه شده علف کشها در مزارع چای ترش (جهت حصول عملکرد فیبری) استفاده از مخلوط پریمیترین و آمیترین به میزان 5/1 لیتر در هکتار می باشد (39).
    3- گل دهی
    گل دهی از اواخر شهریور یا اوایل مهر شروع می شود و کاسبرگها در آبان و آذر آماده برداشت می باشد. برداشت میوه به روش چینی باعث می شود جوانه های خفته فعال شده و دوره گلدهی گیاه تا اواخر بهمن ماه طول بکشد در صورتی که به روش سودانی برداشت شود گیاه در دی ماه از بین می رود. هرس اولیه شاخه زایی و نمو بیشتر شاخه های گل دهنده را افزایش می دهد (56 و 65).
    4- آفات و بيماريها
    الف- حشرات
    شپشك ها بسيار حائز اهميت مي باشند. شپشك ها بهترين زمان سمپاشي براي كنترل آنها در بهار زمانيكه جوان هستند و حركت مي كنند مي باشد . سمپاشي بايد در زمانيكه شپشك ها سفيد و كوچك هستند شروع شود و از اسفات و فن پیروکسی میت و يك محلول شوينده ضعيف استفاده شود .استفاده از دی متوات ها نيز براي كنترل آنها موثر مي باشد. در استراليا سه گونه سوسك با نام هاي علميbreweri Nisotra ، Lagris cyanea، Rhyparida disco Punctulata به برگهاي جوان حمله مي كنند (Morton,1987 ). روسل سفيد به شدت توسط سوسك كاكائو با نام علمي Steirastoma breve مورد حمله قرار مي گيرد. اما در ترينيداد كشت مخلوط با روسل قرمز ميزان آلودگي را كاهش داده است. آفات كم اهميت مانند پولك داران يا فلس داران با نام علمي Hemichionaspis aspidistrae ، Coccus hesperidum شاخه ها و ساقه ها را مورد حمله قرار مي دهند ( Morton,1987 ). شته زرد، با نام علمي Aphis gossypii ، كه به برگها،گلها و جوانه ها خسارت مي زند (Morton,1987) . شته ها حشراتي مكنده با بدني نرم هستند كه مي توان توسط صابون مايع 1 قاشق غذا خوري در گالن يا با فشار شديد آب آنها را از بين برد. آفت غوزه پنبه با نام علمي ( Dysdercus suturellus ) به كاسبرگهاي رسيده خسارت وارد مي كند. . چاي مكي به آفت كشها بسيار حساس است. بهترين زمان اسپري آفت كش ها اوايل صبح يا غروب آفتاب در دماي كمتر از 27 درجه سانتیگراد مي باشد . و بايد هر دو سطح برگ سمپاشي شوند . گياهان بايستي 2-1 روز قبل از سمپاشي آبياري شوند . مالاتيون و متومیل براي چاي مكي مضر هستند . بيشتر آفات چاي مكي را مي توان بوسيله 1 قاشق از اسفات 75 درصد يا 2/1 قاشق از فلووانیلیت حل شده در يك گالن آب كنترل نمود.
    آفت برگ خوار
    حشره ای به نام maconellic ccus hirsutus می باشد و از مریستم انتهای و برگ چای ترش تغذیه می کند. جهت کنترل آن از سموم پاراتیون 4 درصد و یا از فنیتروتیون 4درصد استفاده می شود (55).
    سوسک برگ خوار
    این حشره به نام isotra orbiculatate N می باشد و از برگ چای ترش تغذیه می کند و از آفات مهم در کشور هندوستان می باشد.
    آفت Pseudococcus virgatus
    يكي از مهم ترين آفات چاي مكي در بنگلادش مي باشد. آلودگي مزرعه در تير آغاز و جمعيت آفت در نيمه آخر مرداد به اوج خود مي رسد . و شدت خسارت اين آفت بيشتر از 85- 65 درصد مي باشد. در طي فصل زراعي دو نسل دارد . زمستان را روي Hibiscus cestrum nocturnum ، Esculentus و يكسري گياهان زينتي بسر مي برد.
    كنترل: دشمنان طبيعي آن لارو شكارچيان Spalgis epius و Scymnus castaneus هستند . مصرف ديازينون نتايج قابل توجهي داشته است .
    زنجرك Amrasca biguttula
    اين زنجرك چاي مكي را مورد حمله قرار مي دهد . نمف ها و بالغين زير برگ ها مستقر شده و شيره گياهي را مي مكند. علائم : برگهاي آلوده چروكيده شده و در آخر زرد مي شوند . لبه برگها قرمز يا قهوه اي شده و گياهان آلوده كوتوله مي شوند. مبارزه : جلوگيري از كاشت گياهان خانواده مالواسه (Malvace) ، سولاناسه (Solanace ) در جوار هم خودداری شود. استفاده از متيل ديمتيونE c 20 در 500 میلی لیتر در ایکر، دي متوات امولسیون شونده 30 درصد به میزان 300 میلی لیتر در ایکر ، مونوكروتوفوس wsc36(کنستانتره قابل حل در آب) در 400 میلیتر در ایکر مخلوط با mc5/0 صابون مايع در هر ليتر از محلولهای اسپری.
    كرم خاردار پنبه Earias insalana
    از آفات مهم H.Sabdariffa مي باشد . ميزبان هاي ديگر آن كتان و ذرت مي باشد . اين آفت عمدتاً به ميوه حمله مي كند و بيشتر از 20 درصد خسارت به كپسولهاي چاي مكي مي زند. در فلوريدا سفيدك هاي سطحي مي بايست كنترل شوند همچنين Phoma sabdariffae خساراتي را ايجاد مي كند . همچنين توسط عوامل ذيل از جمله Aecidium hibiscisurattense، Alternaria macrospora، Cercospora abelmoschi، Phytophthora parasitica ، Sclerotium rolfsll مورد حمله قرار مي گيرد. گياهاني كه توسط بيماريهاي لكه برگي مورد حمله قرار مي گيرند با بكارگيري قارچ كش ها، كنترل مي شوند.
    ب- باكتريها
    باكتري Bacillus solanacearum از روسل جداسازي شده است. در بين ساير آفات كه به روسل حمله مي كنند مي توانيم از Anomis erosa،Cosmophila erosa، Nistora gemella،Phenacoccus hirsutus،Tectocoris diophthalmus ، نام ببريم
    3- ويروس ها
    گياهان روسل توسط تعدادي از ويروس ها مورد حمله قرار مي گيرد از جمله ويروس ها پيچيدگي برگ پنبه، ويروس موزائيك زردي رگبرگ.
    4- قارچها
    پوسیدگی ریشه
    رطوبت نسبی زیاد در طی ماه های خرداد و تیر می تواند به شیوع این بیماری کمک کند، حضور رطوبت بالا در خاک برای مدت زیادی این بیماری را باعث می شود، گیاه پژمرده شده و بتدریج خشک می شود(55). این بیماری در اثر قارچ Rizoctonia bataticola به تنهایی یا با ترکیب با قارچ Fusarium oxysporua به وجود می آید. توسط سموم جیوه ای یا کاپتان که بذور را قبل از کشت با آن آغشته می کنند کنترل آن انجام می شود.(55)
    پوسیدگی چشمی
    بیماری روی ساقه به شکل نقطه های قهوه ای رنگ ایجاد شده سپس توسعه یافته و به هم متصل
    می شوند که در نهایت باعث آلوده شدن ساقه و شکستن آن می شود این بیماری در اثر قارچ Myrothecium roridum بوجود می آید. با سموم قارچ کش مبارزه انجام می شود (59).
    پوسیدگی ساقه
    این بیماری در اثر قارچ Phytophthora paraititica به وجود آمده میدان عمل این قارچ هم در خشکی و هم در آب می باشد ساقه آلوده شده سیاه رنگ شده و گیاه از بین می رود یک بیماری مهم در مزارع چای ترش هند می باشد و فعلاً بوته هایی که مقاوم به این بیماری باشد وجود ندارد. اين قارچ دامنه ميزباني وسيعي از جمله گوجه فرنگي، لوبيا ، پياز ، توت فرنگي، چاي مكي دارد. علائم بيماري در چاي مكي بصورت پوسيدگي ساقه ظاهر شده و از سطح خاك به سمت بالا گسترش مي يابد و ايجاد پژمردگي مي كند. كنترل: در يك آزمايش تاثير چند قارچكش سيستميك و غير سيستميك بر روي بيماري پوسيدگي ساقه و طوقه بررسي شد . Calixin ( تري دمورف ) و Kitazin ( IBP ) بهترين تيمار كننده هاي بذر بودند . براي تيمار خاك دي فولاتان ( كاپتافول) بيشترين كارايي را داشت و متعاقب آن Blitox ( آكسي كلريدمس) بيشترين تاثير را داشت و دي تان z-18 ( زنيب) و دي تان m-45 ( مانكوزب) اثر كمتري داشتند. در يك آزمايش ديگر بكار بردن قارچ كش هاي دي فولاتان ( كاپتافول) و ترزان هنگاميكه قبل از تلقيح در خاك بكار برده شوند باعث كاهش خسارت مي شوند. در مطالعات آزمايشگاهي عليه Ph.Parasitica با بكار بردن5w agrosan (استات توليل مركوري) در P.P.M 79 بطور كامل از جوانه زدن زئوسپورها جلوگيري كرد. اثر تاريخ كاشت روي شيوع بيماري در روسل بررسي شد. این بیماری توسط اکسی کلرید مس 50 درصد به میزان 3 کیلوگرم در هکتار قابل کنترل می باشد(55). در خصوص پوسیدگی ساقه یک آزمایش مزرعه ای در طی سال های 86-1984 در هند، بنگال غربی و چند کشور دیگر انجام شد. بیشترین محصول زمانی به دست آمد که گیاهان در اول فروردین کاشته شده و در هفته سوم آبان برداشت شدند. زیرا در این فاصله شیوع بیماری دارند. در یک بررسی دیگر تأخیر در تاریخ کاشت چای ترش فیبری از اول اردیبهشت به اول تیر باعث کاهش محصول فیبر از 5/3 تن در هکتار به 6/0 تن در هکتار گردید و درصد گیاهان آلوده به Phytophthora از 2/9 به 8/41 درصد افزایش یافت. به ازای هر واحد افزایش محتوای رطوبت خاک ( در یک گلدان آزمایشی) میزان آلودگی فایتوفترایی به نسبت چشمگیری( 1/1 درصد) افزایش یافت. محتوای رطوبت 65 درصد بالاترین حدی بود که در بالاتر از آن هیچ افزایش بیشتری در شدت بیماری رخ نداد (9). سطوح مختلف کودهای ازت، فسفر، پتاس روی توسعه بیماری بررسی شد. پتاسیم و نیتروژن به میزان قابل توجهی روی توسعه بیماری نقش دارند در حالی که هیچکدام از ترکیبات NK , NP , PK, NPK تأثیر چشمگیری در توسعه بیماری ندارند. این داده ها نشان می دهد که گسترش بیماری با استفاده از کودهای کامل تحت تأثیر قرار نمی گیرد(9). در مطالعات آزمایشگاهی علیه ph.parasitica روی چای مکی w 5 agrosan (استات تولیل مرکوری) در p.p.m 79بطور کامل از جوانه زدن قارچ جلوگیری کرد. همچنین بذرهای خشک با مانکوزب به میزان 3 گرم در 1 کیلوگرم تیمار شده از رشد این قارچ جلوگیری نمود(9). در طي سالهاي 1968-1984 در هند، بنگال و چند كشور ديگر انجام شد. بيشترين محصول زماني بدست آمد كه گياهان در اوايل فروردين كاشته شده و در هفته سوم مهر برداشت شدند، زيرا در اين فاصله شيوع بيماري كمتر بود. درجه حرارت خاك و ميزان بارندگي رابطه معني داري با شيوع بيماري دارند. در يك آزمايش ديگر تاخير در تاريخ كاشت چاي مكي فيبري از اول ارديبهشت به اول تير باعث كاهش محصول از 5/3 تن در هكتار به 6/0 در هكتار گرديد و درصد گياهان آلوده به فيتوفترا از 2/9 به 8/41 درصد افزايش يافت. نكاتي كه براي كاهش خسارت فيتوفترا بايد رعايت كرد: 1- كاشت محصول در زمين هاي زهكشي شده 2- كاشت زود هنگام محصول 3- كاشت بيشتر از دو سال محصول در يك زمين
    پوسیدگی برگ
    این بیماری عمدتاً در کشور هندوستان وجود دارد. عامل آن قارچ Phoma-sabduriffae می باشد. ابتدا قارچ به نوک برگها حمله کرده و سبب سیاه رنگ شدن آن می گردد. با پیشرفت بیماری تمام برگ سیاه می شود که حاکی از آلودگی کامل برگ است، برگهای آلوده از بوته جدا شده و نهایتاً بر روی رشد گیاه اثر نامطلوبی می گذارد(55) .
    عامل پوسيدگي ريشه Fusarium Soloni
    عامل پوسيدگي ريشه Fusarium Solaniكه باعث پوسيدگي ريشه چاي مكي در هند شده است. Fusarium Oxysporium از چاي مكي جدا شده است كه باعث پژمردگي آوندي مي شود.
    نماتد
    يكي از دشمنان طبيعي و اصلي روسل نماتد گره ريشه، با نام علمي Heterodera rudicicola مي باشد .
    بیماری ایجاد کننده گال، این بیماری توسط Meloidogyne incognita در چای ترش بوجود می آید و به سرعت توسعه پیدا می کند در خاکهای مزروعی شنی این بیماری بیشتر شایع بوده و بهترین راه کنترل آن کشت های تناوبی می باشد(55)
    برداشت
    1- كاسبرگ
    اولین میوه ها 3 هفته بعد از گل دهی آماده برداشت می باشد. میوه ها باید قبل از ظهور هر گونه بافت چوبی در کاسبرگ جمع آوری شوند، در این مرحله کاسبرگها نازک، پیچیده و گوشتی هستند و کپسولها به آسانی جدا می شوند کاسبرگها حدوداً 40 تا 50 روز بعد از ریزش گلبرگها به حداکثر اندازه خود می رسند. جدا کردن کاسبرگها از کپسول و خشک کردن آنها باید در حداقل زمان ممکن انجام شود در غیر این صورت کپک ها سریعاً رشد کرده باعث فساد کاسبرگها خواهد شد (59). میوه ها به طور مداوم از پایین به بالا می رسند به بیان دیگر گل آذین از پایین به بالا می رسد. برداشت میوه ها در صبح آسانتر از انتهای روز است در صورتی که برداشت دیر شود دمگل ها سفت شده و بایستی از قیچی باغبانی استفاده کرد (60). شروع گلدهي از شهريور تا مهر مي باشد و برداشت كاسبرگها در ماههای آبان و آذر است. زمان برداشت كاسبرگها با رسيدن دانه همزمان است. كاسبرگهاي قرمز تازه مرطوب بعد از افتادن گل و قبل از خشك شدن و باز شدن غلاف دانه ها برداشت مي شود. هر چه كپسول مدت بيشتري بعد از اينكه دانه ها شروع به رسيدن مي كند روي گياه باقي بماند. نور خورشيد باعث ترك خوردگي كاسبرگ و فساد آن با توجه به نوع رقم و در كيفيت آن موثر مي باشد. برداشت كاسبرگها با دست انجام مي شود و در طي مرحله برداشت بايد براي جلوگيري از آلودگي با مواد خارجي و زائد به هيچ وجه كاسبرگ با زمين يا سطوح آلوده تماس پيدا نكند. كيسه ها يا مخزن هاي تميز بايد براي حمل از مزرعه به محل خشك كردن مورد استفاده قرار گيرد. براي جلوگيري از آلودگي زمان بين برداشت و خشك كردن بايد حداقل باشد. برداشت امروزه به صورت روشهاي متفاوتي انجام مي شود. در مكزيك كل گياه بريده و به محل نزديكي براي جدا كردن كاسبرگ ها برده مي شود. در چين تنها كاسبرگهاي رسيده بوسيله قيچي باغباني برداشت مي شوند و كاسبرگهاي نارس براي رسيدن در زمين تا رسيدن باقي مي مانند. زمين تقريباً هر 10 روز يكبار تا آخر فصل رشد برداشت مي شود. كاسبرگ از غلاف دانه ها بوسيله دست يا فشار دادن يك ابزار نوك تيز به بافت تازه كاسبرگ صورت مي گيرد و باعث جداسازي آن از غلاف دانه ها مي شود. در حدود 3 هفته بعد از آغاز گلدهي اولين ميوه ها آماده چيدن مي باشند. ميوه از كاسبرگهاي قرمز رنگ بزرگي كه تخمدانهاي كوچك دانه را احاطه كرده اند تشكيل مي شود. ميوه ها بايد قبل از ظهور هرگونه بافت چوبي در كاسبرگ جمع آوري شوند. آنها بايد نازك ، پيچيده و گوشتي باشند (James&Duke,1983 ). معمولاً كاسبرگها 30- 20 روز پس از ريزش گلبرگها ، به حداكثر اندازه خود مي رسند و 20 – 10 روز پس از آن رسيدگي كامل حاصل مي شود. بنابراين بهترين زمان برداشت 50- 40 روز بعد از ريزش گلبرگها مي باشد. برداشت كاسبرگ از گياه چاي مكي به صورت دستي انجام مي شود. بدين ترتيب كپسولها يا بصورت يك چين در انتهاي فصل رشد يا طي چند چين متوالي از گل آذينهاي گياه جدا مي گردند، در مرحله بعد كاسبرگها از تخمدان كپسول با دست جدا مي گردند كه پس از آن بايد خشك شوند . در سودان كشاورزان اجازه مي دهند دانه كاملاً برسد و برگها پيش از برداشت ريزش كنند. كاسبرگها را مي توان 120- 90 روز بعد از نشاء كاري برداشت كرد.
    2- شاخ و برگ
    جهت استفاده از شاخ و برگ گیاه برای تعلیف دام ها بریدن شاخ و برگ این گیاه در سه مرحله انجام می گیرد که اولین مرحله از 6 هفته پس از نشاء کردن شروع شده و ساقه از ارتفاع 5/7 تا 10 سانتی متر قطع می گردد. دومین مرحله 4 هفته بعد انجام می شود و سومین مرحله بریدن ساقه حدوداً چهار هفته بعد انجام می گیرد. سپس گیاهان بریده شده تنک شده و بقیه گیاهان رشد کرده و میوه آن به عنوان یک محصول ثانویه برداشت می شود (31 و 59). پس از آن گياهان بريده شده، 2 رديف از 3 رديف حذف مي شود و سپس به گياهان باقي مانده اجازه رشد داده مي شود و ميوه به صورت يك محصول ثانويه برداشت مي شود.
    3- فيبر
    بهترین کیفیت فیبر تولیدی از چای ترش در هنگام گل دهی می باشد که حدود 3 تا4 ماه پس از کشت حاصل می شود. ساقه ها از سطح زمین برداشت و در دسته هایی منظم در آب خیس می شوند و سپس فیبر از ساقه به وسیله دست یا ماشین جدا می گردد. الیاف موجود در پوست جهت مرحله بعدی آماده مصرف می شوند، یک کارگر در هر روز 36 تا 45 کیلوگرم فیبر تمیز خشک را جدا می کند (39). براي توليد فيبر ميزان بذر مصرفي 22- 11 كيلوگرم در هكتار مي باشد، كه فاصله كشت روي رديف 15 سانتي متر و بين دو رديف 15 سانتي متر مي باشد. در اوايل فصل باران بذز به عمق 5/0 سانتي متر كشت مي شود. اين نوع كشت معمولاً براي ساقه هاي دراز و شاخ و برگ كوچك مي باشد. زمان برداشت فيبر حدوداً 4- 3 ماه پس از كشت كه در اندونزي اين مدت 10 ماه مي باشد. اگر برداشت در زمان گلدهي انجام شود بهترين كيفيت فيبر حاصل مي شود. ساقه ها از سطح زمين بريده شده و در دسته هايي بسته بندي مي شوند تا زماني كه فيبر از چوب جدا شود خيس مي شوند آنگاه شسته شده و در نور آفتاب خشك مي شوند. يك كارگر ماهر مي تواند 45- 36 كيلو گرم فيبر تميز و خشك را روزانه به اين روش جدا كند ، اگر از يك ماشين پوست كني استفاده شود نيازي به خيساندن نمي باشد (James&Duke,1983 ). برداشت گياه براي توليد فيبر 10 – 3 ماه بعد از كاشت مي باشد و مقدار توليد فيبر در طي دوره گلدهي زياد است . اگر براي توليد فيبر روسل برداشت شود ، فيبر استخراجي تنها 9/7 – 3/1 درصد از مواد ساقه را شامل مي شود ، و باقي آن حداقل 10 برابر بيشتر از فيبر است (Crane ,1949 ) ( مشخص نيست آيا درصدهاي كرين بر اساس مواد خشك است يا خيس). ميزان فيبر در ساقه ها حدود 5 درصد است ( James&Duke,1983 ) . به منظور برداشت الياف مي توان 240 – 90 روز بعد از نشاء كاري برداشت كرد . اگر گلدهي مدنظر نباشد براي توليد الياف طول روزهاي بلند براي مدت 4 – 3 ماه يك عامل مهم است.
    دانه
    برداشت دانه وقتی صورت می گیرد که میوه های واقع در محور گل آذین از پایین تا وسط آن کاملا رسیده باشند.پس از قطع بوته ها چندین روز به منظور خشک شدن رها می شوند و سپس عملیات کوبیدن و جداسازی بذور انجام می پذیرد(69).
    خشك كردن
    خشك كردن را مي توان به روشهاي مختلفي انجام داد. خشك كردن با تهويه كافي با استفاده از حصيرهاي گوني ، نايلوني ، بافتني انجام مي شود . تا از پخته شدن توسط نور خورشيد كه كيفيت را كاه ش مي دهد جلوگيري شود . همچنين مي توان از يك صفحه تميز پلاستيكي كه در روي زمين قرار داده شده با پخش كردن لايه نازكي از كاسبرگ چاي مكي بر روي آن خشك كرد . اما اين روش باعث هجوم حشرات و قارچ ها و كپك ها مي شود. پهن كردن كاسبرگها بر روي پرده ها يا چهار چوب هوادهي را بيشتر كرده و زمان خشك كردن را كاهش مي دهد. اگر از روشهاي خشك كردن حرارتي استفاده بشود بايد توجه داشت كه دما از 43 درجه سانتي گراد بالاتر نرود .
    الف- خشك كردن طبيعي كاسبرگها
    در اين روش كاسبرگها را پس از جدا كردن از كپسولها ، روي گوني يا صفحات مشبكي كه هوا در دو طرف آنها جريان داشته باشد در سايه پهن مي كنند تا خشك شود .
    ب- خشك كردن مصنوعي كاسبرگها
    در اين روش از دما و جريان هواي مصنوعي براي خشك كردن كاسبرگها استفاده مي گردد. بدين صورت كه براي اين منظور استفاده از دماي كمتر از 40 درجه سانتي گراد و استفاده از جريان هواي بالا و شديدي خصوصاً در مراحل اوليه خشك سازي توصيه مي گردد ( Mcgaw,1986 ).
    عملكرد
    در هاوايي روسل در كشت مخلوط وزن تر كاسبرگ16000 كيلوگرم درهكتار و به تنهايي 19000 كيلوگرم در هكتارمحصول مي دهد(James&Duke,1983). عملكرد در كشت دو منظوره 17000 كيلو گرم شاخ و برگ در 3 مرحله ساقه بري و 6300 كيلو گرم كاسبرگ توليد مي كند (Morton,1975 ). توليد كاسبرگ تازه در هر گياه از 3/1 كيلوگرم در كاليفرنيا تا 8/1 پورتوريكو و 25/7 كيلوگرم در فلوريداي جنوبي متغير مي باشد. در هاوايي روسل در كشت مخلوط با روبر 16800 كيلوگرم در هكتار عملكرد داشت (Morton,1987 ). عملكرد قسمت سبز گياه (قسمت هوايي ) 50- 40 تن در هكتار گزارش شده است. نسبت خشك كردن 10 به 1/1 است يعني از هر 4/45 كيلوگرم كاسبرگ تازه 99/4 كيلوگرم كاسبرگ خشك تهيه مي گردد. ميانگين محصول 250 كيلوگرم در هكتار است، اما تا 500 كيلوگرم در هكتار گزارش شده است. ميانگين توليد فيبر 1700 كيلوگرم در هكتار تا 3500 كيلوگرم در هكتار نيز گزارش شده است. ميزان فيبر در ساقه ها حدود 5 درصد است. عملكرد فيبر 4- 1 تن در هكتار گزارش شده است. به طور كلي عملكرد فيبر 1600 كيلوگرم در هكتار و در آفريقاي غربي نزديك 650 كيلوگرم در هكتار، 2100 كيلوگرم در سري لانكا، 1500 كيلوگرم در جاوا و به طور تجربي عملكرد از 3400- 1200 كيلو گرم در هكتار در مالزي (James&Duke,1983 ). واريته تون-کیو از جمله واريته هاي فيبري چاي مكي مي باشد كه در تايلند مورد كشت قرار مي گيرد و تاريخ كشت آن در اين كشور عمدتاً اواخر فروردين و زمان مناسب برداشت آن 165 روز پس از كاشت مي باشد و متوسط عملكرد فيبر آن بين 2775- 1965 كيلوگرم در هكتار مي باشد (Sermsri& Duyapat,1987 ). در آزمايش عملكرد ماده خشك واريته آلتيزيما چاي مكي در تايلند، بصورت تك كشتي 1/ 12 تن در هكتار گزارش گرديده است (Ponyskul,1990 ). در يك بررسي در مورد توليد دانه چاي مكي و كنف ميانگين عملكرد دانه بدست آمده براي چاي مكي 600-400 كيلوگرم و براي كنف 500- 300 كيلوگرم بيان گرديده است (Singh,1985 ).منبع:شیراحمد سارانی1 – بهروز میر2
    1- عضو هئیت علمی دانشگاه زابل 2- کارشناس ارشد زراعت دانشگاه زابل

    منابع مورد استفاده
    1- آمار گياه چاي ترش ( 1385 ). مديريت جهاد كشاورزي ايرانشهر.
    3- ترابي، ع. ( 1383 ) بررسي اثر تاريخ كاشت و فاصله رديف بر عملکرد چاي مكي. پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده كشاورزي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد جيرفت.ص 125
    4- حاجي فرجي، م. حاجي ترخاني، وا ( 1376 ). اثر چاي ترش بر پر فشاري اوليه خون 2، شماره 6: 64-57 ناشر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.
    5- خور سندي، ه. حاج سيد هادي، م ( 1380 ). محصولات زراعي مورد كشت در ايران. نشريه شماره 354/80 معاونت زراعت جهاد كشاورزي.
    6- صندوق داران، م ( 1379). گزارش پيرامون كشت آزمايشی گياهان چاي ترش در چاه نيمه زابل. معاونت آموزش و تحقيقات مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان سيستان و بلوچستان.
    13-Adamson, W.C.and J.E ,O’Bryan1981. Inheritance of photosensitivity in roselle, Hibiscus sabdariffa. J. Hered. 72: 443-444
    27- Arnon, L.1972. crop produetion in Dry Regions, Vol. II cam bridge univ. press London
    14- Babalola, S.O., A.O. Babalola and O.C. Aworh, 2000. Copositional attributes of the calyces of roselle (Hibiscus sabdariffa. L). J. Food Technol in Africa, 6: 133-134.
    15- Chakravarty, K.and N.C, Basu.1972. The anthocyanin pigmentation pat- tern in Hibiscus sabdariffa L. and its mode of inheritance, with special reference to the variation intermedius. Genetica 43: 366-374
    4- Crane, J.C. 1949. Roselle-a potenlially important plant Fiber. Econ. Bot. 3:89-103.
    10- Duke, J.A. 1979. Ecosystematic data on economic plants. Quart. J. crude Drug Res. 17 (3-4) : 91-110.
    12- Duke. J. 1983. Hand book of Energy crops
    8- Duke, J.A. 1978. the quest for to lerant germplasm. P. 1-61. In: ASA special symposium 32, crop to lerance to sub optimal land conditions. Am. Soc. Agron. Madison, WI.
    18- Facciola. S. cornucopia- A source Book of Edible plants. Kam pong publications 1990
    18- Follin,J.C, Zuijlen. T.V. 1972. 4 years of experiment attain on Kenaf and roselle in the Ivory coust. Tokon et fibres tropicales. 27: 2, 265-268. (27:).
    13- Huxley.A.1992. .the New RHS Dictionary of Gardening.
    16- Howard, A.and G.L.C, Howard. 1911. Studies in Indian fibre plants. No. 2. On some new varieties of Hibiscus cannabinus L. and Hibiscus sabdariffa L. Indian Dep. Agric., Mem. Bot. Serv. 4: 9-3.
    9- IbramhimRS, MikoHM, Altheacc 1998. Effect of N.P.K fertilization on the yield of Roselle.
    11- James A .Duke. 1983. Hand book of Energy crops. unpolished.
    13- Khafaga, E.R, Koch. H, 1980. Stage of maturity and quality of roselle (Hibiscus sabdariffa var. sabdariffa).I. organic acids. Angewandte- Botanik. 54: 5-6, 278- 293, 14
    16- Komaro v.V.L.1968. flora of the USSR. Israel program for scientific Translation.
    17-lakshmi , MB and MV, Naidu . 1995. Effect of time of sowing and topping on seed yield of roselle ( Hibiscus sabdariffa ). Indian Jaunal of Agronomy 40 : 4 , 682.
    18- Laila, M. Hilmy and nadia Gad. 2002. Effect of cobalt fertilization on the yield, quality and the essential oil composition of parsley leaves. Arab Univ. J. of Agric Sci. Ain Shams Univ. , Cairo, Egypt, 10(3): 803-829.
    19- Maheshwari S. 1997. Kenaf as an alternative for Wood for Pulp and Papar making Phoenix Pulp and Paper Public Co., LTD. Khon Kean , Thailand.
    15-McCaleb, R ,1996. Roselle production manual (Hibiseus sabdariffa) . Herb Research foundation, USA.
    17- MCGaw, D.R, Fraser, I. 1986.Ananalysis of sorrel (Hibiscus sabdariffa) drying and its effect on subsequent processing . Drying 86. proceedings of 5 tn International symposium on Drying, Cambridge, MA,USA, 13-15 August 1986. 526- 530
    52-Messiaen- C-M, . 1975. the tropical Veget able garden. 3. In tivi dual crops. 567 pp.
    8-Morton, J.1987.Roselle. In: fruitsofwarm climates. Julia, F. Morton, Miami, FL P.281-286.
    10- Morton, J.F. 1975. IS there a safer tea. Morris Arb. BUL. 26 (2): 24-30.
    20- Muller, B.M. and G, Franz .1992. Chemical structure and biological activity of polysaccharides from Hlibiscus sabdariffa L. Planta-Medica, 58(1): 60-67.
    21- Onyenekwe P.C. EO, Ajani.and DA, Ameh. 1999. Antihypertensive effect of roselle ( Hibiscus sabdariffa ) calyx infusion in spontaneously hypertensive rats and a comparison of its toxicity with that in Wistar rats. Cell Biochem Funct. 1999;17:199–206.
    22-Omema,A.M. M.O,Edema. A.O, Atayese,. And A.O, obadina. 2005. Asurvey of the Microflora of Hlibiscus sabdariffa ( Roselle ) and the resulting Zobo juice. African Journal of Biotechhnology. Pp. 254-259
    22- Rao. B.R.M, and Raju, A.K . 1983. The effect of sowing dates on the yield of mesta and the ineidence of jassids Amrasca biguttula Ishida. Madras Agricultural Journal. 70: 5, 3c8-33.
    14- Rao, P.U.1996. Nutrient composition and biological evaluation of mesta (Hibiscus sabdariffa) seeds. Plant- food- for- Human- Nutvition. 49: 1, 27- 34, 14
    16- Roberts. McC alab,2000, Rosselle pro duetion Manual (Hibiscus sabdariffa) Her. Research foundation.
    24-Rukmini , C and MJ, Vijayaraghavan. 1982. Nutristion and Toxicological evalution of Hibiscus Sabdariffa. Oil and cleome viscosa Oil Journal of the American oil chemists Socity. 59 : 10, 415 – 419 ; 36 ref.
    25-Sermsri , N. C, Duyapat . 1987. Tudies on roselle ( Hibiscus Sabdariffa var. ltissimal.) Cultivation in Thailand Japanese Journal of crop Science. 56:1, 64-69.
    26-Selim , SM. AM , Rokba . ( 1993 ) Effect of Sowing dates Nitrogenous and potussium fertilization on roselle plant. II. Effect on chemical Compositon. Egyption Journal of Horticlture. 20. 1 , 97 – 109 ; 16 ref.
    28-Shalaby , AS . AM, Razin . 1989. Effect of plant Spacing on the prductivity of ,، Selle Hibiscus Sabdariffa. ) grown in new ly reclaimed land. Jaurnal of Agronomy and crop Science.162 : 4,256-260.
    39- singh- AP: . 1985. Techniques of seed production of mesta. Seeds- and- farms. 11: 6,37-38.
    27-Sreeramu , BS.( 1996 ). Effect of different levels of nitrogen and row spacings on yield and harvest index of roselle. farming systems. 12: 1-2, 40 – 42 ; 3 ref.
    23- Szentmihalyi, K.A., M. Then, B. Lakatas, Z. Sador and P, Vinkler, 1998. Potassium, sodium ratio for the characterization of medicinal plant extracts with diuretic activity. Phytotherapy Research, 12: 163-166.
    29-wrobel,K. k, nrobel. 2000. Determination of Total aluminm , chromium , Copper , Iron , Mahganese , and Nickel and their fractions leached to the Infusions of black tea , green tea , Hibiscus Sabdariffa , and Iiex paraguariensis ( mate ) by ETA-Aas.Biologlcal Trace Element Research , 78: 1-3,271-280,28 ref.
    30-Wilson , FD . 1994 . The genonie biogtogrPhy of Hiboscusl. Section Furcaria De. Genetic Resources and crop Evolution. 41:1,13-25; 41 ref
    31- Young, M.M.(1995). Ethylmethane sulphonate induced mutations and other studies on Jamaican sorrel (Hibiscus sabdariffa var. sabdariffa). M Phil. thesis, University of the West Indies, Mona, Kingston 7, Jamaica

  3. Top | #507
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آسیب شناسی در صنعت میگوی ایران

    آسیب شناسی در صنعت میگوی ایران

    صنعت پرورش میگو درایران که عمری کمتر از 15 سال دارد مر حله معرفی و استقرار را خوب طی کرد و حتی سرعت آن بسیار تند و فریبنده بود و همین عامل باعث جذب عده زیادی از فعالان اقتصادی بسمت این صنعت پول ساز شد. این رویای شیرین سرمایه دار شدن سریع درسال 1381 با اولین تب بازار به پایان رسید . با حذف فاکتور های کاذب اقتصادی مثل کمبود موقتی تولید میگو در دنیا ، ارزانی انرژی و نیروی کارگری در ایران وهمچنین بحران اقتصاد جهانی پس از 11 سپتامبر ، تولید میگوی ایران را بسمت رقابتی پیش برد و تولید کنندگان آماتور ایران در مقابل تولید کنندگان حرفه ای جهان ( چین ، تایلند ، تایوان و ... ) محکوم به شکست شدند . تعدادی از مزرعه داران میگو در ایران بدون اطلاع از مدیریت بحران در تولید ، چند سالی بدون باز پرداخت سود و اصل سرمایه بانکی ، به صورت ضعیف به تولید ادامه دادند که حاصلی جز به حاشیه رفتن نداشت. عده ای دیگر دست به طرح های ابتکاری زدند تا شاید بتواتند از بحران تولید رهایی یابند و شیلات هرمزگان هم طرح های ترویجی کم هزینه ای را اجرا کرد که همه این طرح ها به علت پشتوانه کم علمی و مالی و علاقه شدید مجریان آنها به جواب دهی سریع ، مفید فایده نبودند .

    دلایل بیست گانه ورشکستگی پرورش میگو

    در حال حاضر این صنعت به دلایل فراوانی آسیب دیده که عبارتند از :

    1- وابستگی پرورش میگو به بازار صادراتی
    2- افزایش چشمگیر قیمت خوراک میگو از 2000 ریال به 12000 ریال
    3-افزایش هزینه عمل آوری و بسته بندی
    3- افزایش دستمزد کارگران مزرعه
    5- مستهلک شدن ماشین آلات موجود در مزارع
    6- سررسید شدن اقساط وامهای دریافتی و پایان یافتن همکاری بانکها
    7- مکانیزه نبودن مزارع و وابستگی کامل مزرعه به نیروی کارگری
    8 – الگوی تولید کنسر سیومی که یک الگوی یک طرفه بود
    9- نیمه تمام بودن زیر ساخت اکثر سایت ها
    10- کیفیت بسیار متغیر خوراک میگوی داخلی و خارجی
    11 عدم ثبات بازار و ثابت ماندن قیمت میگوی پرورشی
    12- نپذیرفتن ورشکستگی صنعت میگو توسط شیلات ایران از سال 1381 به بعد
    13- شیوع بیماری وایت اسپات در مزارع میگوی خوزستان و بوشهر
    14- تاثیر کم افزایش تولید در واحد سطح در سود خالص
    15- دسترسی سخت مزرعه داران به نهاده های تولید
    16- ذخیره سازی مزرارع با لاروهای تست نشده
    17- رعایت نکردن اصول صحیح پرورش میگو بخاطر کمبودهای موجود
    18- تشویق مزرعه دار به تولید بدون اطمینان از سود دهی پرورش میگو
    19- سوء مدیریت در تولید خوراکهای دستی
    20- افزایش ریسک تولید و کاهش سرمایه گذاری در صنعت میگو

    از میان دلایل بیست گانه ورشکستگی صنعت میگو دلایل 1 تا 14 کشوری بوده و سایر دلایل بیشتر مربوط به هرمزگان است . یکی از مهمترین نتایج بد نپذیرفتن ورشکستگی صنعت میگو توسط شیلات ایران ، فراهم نشدن فرصت مطالعه رسمی درخصوص دلایل این ورشکستگی است . مزرعه داران بندر لنگه طی جلسات متعددی به این نتیجه رسیدند که تولید در شرایط موجود برابر است با :
    1- از دست رفتن اندک سرمایه شخصی باقی مانده
    2- از دست رفتن فرصت فعالیت اقتصادی جدید
    3- افزایش بدهکاری به بانکها و افراد
    4- استهلاک بیشتر ماشین آلات مزرعه
    5- نابودی کامل انگیزه تولید کنندگان
    6- عدم اعتماد کارگران به کار فرمایان به خاطر بی ثباطی کار در مزرعه
    7- استثمار شدن مزرعه داران توسط وارد کنندگان خوراک میگوی خارجی
    8 - نبود خرید تضمینی و تعهد نداشتن صادر کنندگان به خرید محصول

    كافي است كه به همين بند اخر توجه كنيم , جه كسي اقدام به توليد مي كند بدون اينكه محلي براي فروش أن سراغ داشته باشد ? لذا ادامه فعالیت درصنعت پرورش میگو در هاله ای از ابهام فرو رفته بود . از سال 1381 به بعد فعالان صنعت پرورش میگو راهکارهای متعددی را برای برون رفت از این وضعیت بحرانی طرح و اجرا کردند که هیچکدام نتوانست خواسته برورش دهندكان را فراهم و سود آوری را به این صنعت برگرداند . بايد توجه داشت كه براي تمام بخشهاي اين صنعت يعني كارخانه هاي توليد خوراك , توليد لارو و عمل اوري , سود قابل بيش بيني است الا براي مزرعه داران . آسیب دیدن مزرعه داران میگو به تمام حلقه های این زنجیره آسیب جدی رسانده است کارگاه های تکثیر و کارخانه های خوراک و حتی گارگاه های عمل آوری . همه این حلقه ها در صدد هستند به نوعی مشکل خود را حل کنند در حالیکه مشکل همه با حل شدن مشکل حلقه اصلی تولید یعنی مزرعه داران حل می شود .منبع:منصور خیاطیان - کارشناس ارشد تکثیر و پرورش آبزیان هرمزگان( بندر لنگه)

  4. Top | #508
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض الگو های اقتصادی در صنعت میگوی ایران

    الگو های اقتصادی در صنعت میگوی ایران

    الگوهای اقتصادی در هر کشوری به فرهنگ ، ---------- اقتصادی ،منابع طبیعی ونظام ---------- آنها مربوط می باشد بر همین اساس الگوی سرمایه داری در کشورهای غربی و الگوی اقتصاد اشتراکی در کشورهای بلوک شرق رواج یافته است . صنعت میگوی ایران در حال تجربه سومین الگوی اقتصادی است . استان هرمزگان بعنوان اولین شروع کننده این صنعت جایگاه ویژه ای دارد و لذا برای شناخت بیشتر وپی بردن به توانایی هر یک از الگوهای اجرا شده مناسبتر است صنعت میگوی هرمزگان را با دقث بیشتری مطالعه نماییم . می دانیم که عملیاتی کردن الگوهای اقتصادی غلط علاوه بر هدر رفتن سرمایه های ملی باعث حذف یک صنعت ارزشمند می شود و یا ممکن است آسیب های اجتمایی فراوانی بهمراه داشته باشد و شاید یافتن یک صنعت جایگزین غیر ممکن یا متناسب با استعداد منطقه نباشد .

    الف : الگوی تولید ترکیبی یا وابسته

    در نظام کشاورزی و دامداری ایران چندین الگوی تولید وجود دارد از جمله الگوی تولید سنتی ، الگوی تعاونی ،الگوی نیمه صنعتی ، الگوی صنعتی و الگوی کشت و صنعت . الگوی صنعت میگوی ایران به کدام یک از این الگوها شباهت دارد . با شناختی که از صنعت میگوی ایران داریم . اولین الگوی اجرا شده در استان هرمزگان که پس از آن در استانهای جنوبی گسترش پیدا کرد از نظر مساحت مزرعه و مدیریت و نیرو کارگری در محدوده الگوی سنتی از نظر وابستگی به مجموعه بیرون بابت نقدینگی ، نهاده ها و محصول تولیدی به مقیاس نیمه صنعتی و صنعتی شباهت دارد . به عبارت ساده تر ما با یک الگوی چند وجهی کار می کنیم . لذا این الگوی تولید را الگوی ترکیبی نام گذاری کرده ایم . بی شک این الگوی تولید در کشورهای جنوب شرق آسیا بخاطر ایجاد اشتغال و توزیع درآمد یک الگوی موفق به حساب میآید و در مقاله آسیب شناسی در سایت شیلات ایران از این الگو هیچ گونه ایرادی نگرفته ایم . این الگو زمانی حد اکثر توانایی خود را دارد که مجموعه تولید در حالت رقابتی و متعادل باشند در حالیکه در صنعت میگوی ایران این فرصت به تهدید تبدیل شده است بدلیل اینکه تعداد تولید کنندگان نهاده ها کم هستند و مزرعه داران فقط در یک دوره چند ماهه فعال هستند لذا هر دو گروه از یک خواب اجباری رنج می برند . وشاید برای عده کمی سوال باشد چرا در ابتدا ی استقرار صنعت میگو مشکلی احساس نمی شد . پر واضح است که حمایت شیلات و قیمت بالای محصول بسیاری از خطاها را مخفی می کرد و زمانی به توانایی یک الگو کاملا اطمینان پیدا می کنیم که در بحرانهای تولید ، قدرت مانور و پایداری آن را ببینیم .
    مزارع 2.5 ، 10 و 20 هکتاری در استان هرمزگان از امتیاز بالایی درایجاد اشتغال ، محرومیت زدایی ، عدالت در فرصت سازی وبهربرداری از پتانسیل های منطقه ای بر خوردار هستند . در حال حاضر این مزارع دیگر توان تولید ندارند . و برای خارج شدن از این وضعیت ، تصوراولیه این بود که اگر تولید در واحد سطح افزایش پیدا کند مزرعه داران به سود بیشتری دسترسی خواهند یافت . نمونه های بارزی در سطح استان های جنوبی وجود دارد که با حمایت شیلات در قالب طرحهای ترویجی ( حضور کارشناس خارجی و هواده رایگان ) تولید به بیش از 4 تن در هکتار افزایش پیدا کرد . ولی سود مزرعه فقط جواب گوی هزینه های جاری بود . هر چند دست یابی به این تولید نیاز به سرمایه گذاری بیشتری دارد و مدیریت دقیقتری را می طلبد ولی غیر ممکن نیست .از طرف دیگر کسانی که سایت های بالای 100 هکتار هم در اختیار دارند نیز آسیب فراوانی دیده اند چرا که الگوی تولید در اصل اشتباه بوده نه مساحت مزرعه و نه مالکیت مزارع کوچک ، در خیلی از مناطق دنیا مزارع کوچک هستند و بازده خوبی دارند . طبق براوردهاي آماري وزارت جهاد كشاورزي حدود 75% مزارع كشور زير 10 هكتار وسعت دارند و کشاورزان توانسته اند سهم بسزایی در تولید ناخالص ملی داشته باشند . از طرفي توليد نیمه متراکم ميگو چند برابر توليدات كشاورزاي ارزش داشته و علي الظاهر بايد بتواند سود مناسبي را داشته باشد از آنجا كه پرورش دهندگان ما تمامي ما يحتاج مزرعه خود را نقدا خريداري مي كنند مسلما يك سيستم پر ريسك و خطرناكي را پايه گذاري كرده ايم كه اگرمزرعه 10هكتاري را به 20هكتاري افزايش دهيم از ميزان خطرات آن نكاسته ايم فقط حجم مديريت و حجم هزینه ها را افزايش داده ايم . بنابراين بايد در جستجوي الگوی مناسب تولید باشیم .
    چگونه است که مدیران و کارشناسان ما فقط به ایده ای قدیمی ( که هر کس زمین زیادتری در اختیار داشته باشد از سود آوری بیشتری برخوردار است) رو آورده اند . بحث های دیگری همچون کشت دو بار در سال ، کشت بدون خوراک خشک و غیره بسیار زمان لازم دارند تا بتوانند بخشی از مشکلات این صنعت را حل کنند . به عقیده بنده اگر مزارع بالای 200 هکتار هم در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی قرار گیر د و به روش گذشته عمل کنند باز هم شکست می خورند . در کل واگذاری مزارع 200 هکتاری خالی از ایراد نیست و ما را به تمرین الگوی سرمایه داری غربی تشویق می کند که با سرمایه داری اسلامی کاملا در تناقض است . ما وظیفه داریم اشتباهات گذشته را جبران و از اتلاف سرمایه های ملی جلو گیری کنیم . اشتباه در مدیریت مزارع کوچک ، و نداشتن ایده همگرایی مناسب ، مزرعه داران را به سوی راهکارهای غیر کارشناسی هدایت خواهد کرد .

    ب : الگوی تولید کنسر سیومی

    الگوی کنسرسیومی که توسط صادر کنندگان میگو طراحی شد در ابتدا بعنوان یک الگوی موثر در فعال سازی سایت های میگو از آن نام برده می شد و در ظا هر امر نیازی به نقدینگی احساس نمی شد و مسولین شیلات نیز افراد را به شرکت در این مجموعه ها تشویق می کردند در این الگو سهم مرکز تکثیر 10 درصد ، سهم مزرعه دار 20 درصد و سهم عمل آور ( سردخانه دار) 70 درصد پیش بینی شده بود. در این طرح مسئولیت مرکز تکثیر تهیه لارو مناسب و وظیفه عمل آور تهیه خوراک میگو ، جمع آوری میگو از مزرعه ، عمل آوری و فروش محصول و مسئولیت مزرعه دار رساندن میگو به سایز بازاری بود. در ظاهر هر یک از طرفهای در گیر با این طرح ، بخشی از مسئولیت را بعهده گرفته اند و بار مالی آن نیز تقسیم شده است و لی زوایای پنهان طرح از جمله نرسیدن بموقع خوراک ، نامشخص بودن کیفیت خوراک میگو ، کیفیت نامناسب لارو (بچه میگو ) ، متفاوت بودن تعداد لارو در هکتار ، مدیریت های متفاوت در مزرعه ، نداشتن ناظر در عمل آوری و غیره .... باعث درگیریهای فراوانی در مجمو عه تولید شد . آنچه که در این طرح اصلا مورد توجه نبو د مسئله شکست در تولید بود در این وضعیت مزرعه دار به بانکها ، کارخانه های خوراک،کارگاهای تکثیر میگو و کارگران ثابت و موقت بدهکار میشد . در حالیکه سایر زنجیره های تولید درصد بالایی از سرمایه جاری خود را برگردانده بودند وعموما کسانی این طرح را دنبال می کردند که با ضمانت بانکی موفق به واردات خوراک میگو میشدند و با صادرات میگو پس از یک سال ، بدهی خود را صفر میکردند وبرای آنها اهمیت نداشت که سایر حلقه های تولید چگونه مسیر را طی میکنند . در نهایت طرح کنسرسیومی اجرا شده یک طرح یک طرفه به نفع صادرکنندگان بوده و به همین جهت از صنعت پرورش میگو رانده شد . اگر زوایای پنهان این الگو بصورت رسمی بررسی و مدیریت می شد شاید وضعیت صنعت پرورش میگوی کشور این نبود لذا الگوی کنسرسیومی را یکی از الگو های شکست خورده می شناسیم .

    ج : الگوی کشت وصنعت یا الگوی سرمایه داری

    شیلات هرمز گان طی چند سال گذشته پس از رکود حاکم برسایت های پرورش میگو ، به واگذاری مزارع بزرگ اقدام کرد که دو نمونه از این شرکت ها در غرب استان هرمز گان شکل گرفته است . یکی با 400 هکتار در روستاي مقام و دیگری با 1000 هکتار در بندر چارک . هر دو شركت بزودی تبدیل به كشت وصنعت های بزرگ خواهند شد . که این الگوی واگذاری با دیدگاه های عدالت محوری در نظام جمهوری اسلامی در تناقض است . آیا این سایت ها پس از بهره برداری سهام آنها به افراد بومی و نیاز مند تعلق می گیرد ؟ آیا این سایت ها از تسهیلات ارزان تولیدی استفاده نمی کنند ؟ . در این استان که درصد بالایی از مردم آن با فقر دست و پنجه نرم می کنند ما شاهد واگذاری سایت های هزار هکتاری به افراد توانمند هستیم . ترویج این بنگاه های اقتصادی بعنوان الگوهای توسعه شاید در کشور پذیرفتنی باشد اما در صنعت میگو بهترین الگوی اقتصادی نیست و نمی تواند مشکل امروز صنعت میگوی ایران را حل کند . ما به الگوهایی نیاز داریم که مشکل امروز را حل و توسعه فردا را با الگوی اسلامی رقم بزند . اگر این الگوها می توانستند مشکل اقتصادی جوامع بشری را حل کنند ابتدا مشکل جوامع خودشان را حل می کردند .
    « لازم است به اخطار امام راحل در خصوص الگوهای اقتصادی توجه کنیم : خشم خود را از سرمایه داری غرب و کمونیزم کم نکنید . » .
    الگوی اقتصادی قانون اساسی براساس رشد همراه با توزیع درآمد است در صورتی که الگو ی سرمایه داری براساس رشد تدوین شده اند . عملا در الگوی سرمایه داری نباید انتظار توزیع درامد داشته باشیم و کارگران شاغل در این مجموعه ها باماشین آلات مجموعه تفاوتی نخواهند داشت . از آنجا که ما قوانینی برای جلوگیری از توسعه چنیین بنگاه هایی نداریم بهتر است از همان ابتدا از ایجاد آن جلو گیری کنیم . تا عملا ما مسئول ایجاد اختلاف طبقاتی در مناطق کمتر توسعه یافته کشور نباشیم .

    الگوی پیشنهادی : الگوی کشت و صنعت سهامی

    درمقابل الگوی کشت و صنعت غربی الگوی کشت و صنعت سهامی را پیشنهاد می کنم که با الگوی کشت و صنعت غربی کاملا مغایراست . این الگوی جدید در هیچ جا محک نخورده است و برای اطلاع از کم و کیف آن با کشت و صنعت غربی مقایسه می کنیم . کشت و صنعت غربی متعلق به یک نفر یا یک گروه خواهد بود در حالیکه کشت و صنعت سهامی پوشش دهنده مزارع 2.5 ، 10 و 20 هکتاری با حفظ سهم آنها در تولید است الگوی کشت و صنعت غربی هیچیک از مشکلات امروز صنعت میگو را حل نمی کند و فقط بار خود را به مقصد می رساند در حالیکه کشت و صنعت سهامی ضمن برخورداری از امتیازات کشت و صنعت غربی به تمام اعضاء براساس سهامشان سود می رساند و میزان سهم هر شخص از یک حدی نمی گذرد .الگوی سهامی تنها برای صنایع ورشکسته نیست بلکه می توان آن را در صنایع فعال کشور توسعه داد بخصوص در صنایع و معادن . در سفر دوم ریاست محترم جمهوری به استان هرمز گان ، مصوب گردید تا برق رسانی به این سایت های به اصطلاح بزرگ بخش خصوصی ، از طرف دولت صورت پذیرد در حالیکه سایت های بزرگی در کشور که حداکثر 20 هکتاری هستند راکد شده و مرگ آنها فرا رسیده است و راهکار مناسبی برای فعال سازی آنها وجود ندارد . الگوی کشت و صنعت سهامی می تواند در قالب شرکت های سهامی خاص یا تعاونی های تولید جایگاه حقوقی پیدا نماید . و راهکار اجرایی آن بسیار ساده است کسانی که علاقمند هستند با این الگو فعالیت نمایند پس از دریافت موافقت اصولی نسبت به عضو گیری اقدام کنند و زمانیکه تعداد اعضاء آنها به حد نصاب رسید از طرف ادارات ذیربط به بانک های عامل معرفی شوند . و برای مزارع قدیمی و غیر فعال در مرحله اول می توان مزارع راکد رادر قالب سهامدار با مدیریت متمرکز فعال ساخت و در مرحله بعد مزارع نیمه تمام را به بهره برداری رساند .
    ( اصول اولیه تشکیل کشت و صنعت سهامی در فرصت های بعدی به اطلاع علاقمندان خواهیم رساند . )

    پیشنهاد :
    - واگذاری مزارع میگو بیش از 100 هکتار به اشخاص حقیقی و حقوقی از دستور کار خارج کنیم .
    - واگذاری مزارع جدید در قالب کشت و صنعت سهامی انجام شود.
    - کمیته ای برای فعال سازی مزارع میگوی کشور در قالب کشت و صنعت سهامی در شیلات ایران ایجاد شود .



    منبع:

    سایت شیلات ایران
    منصور خیاطیان - کارشناس ارشد تکثیر و پرورش آبزیان هرمزگان (بندر لنگه)

  5. Top | #509
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز شهری

    استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز شهری

    چکیده
    در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با وارد کردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. کاشت گیاهان دارویی در فضای سبز امکان آشنایی و افزایش آگاهیهای اجتماعی، نسبت به گیاهان دارویی را فراهم می کند. اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت گیاهان دارویی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف گیاهان دارویی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای گیاهان دارویی قبل از آیش است. بنابراین گیاهان دارویی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند. برخی گیاهان دارویی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، قلیایی بودن خاک، تشعشع شدید خورشید، شرایط ماندابی، هرس شدید و ...هستند.
    واژگان کلیدی: فضای سبز، گیاهان دارویی، سازگاری

    مقدمه
    منظور از فضای سبز شهری، نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوشش های گیاهی انسان ساخت است که هم واجد بازدهی اجتماعی و هم واجد بازدهی اکولوژیک باشند. فضای سبز شهری از دیدگاه شهرسازی در بر گیرنده بخشی از سیمای شهر است که از انواع پوشش های گیاهی تشکیل شده است و به عنوان یک عامل زنده و حیاتی در کنار کالبد بی جان شهر، تعیین کننده ساخت مرفولوژیک شهر است. بنابراین دارایی سبز یک شهر، صرف نظر از فضای سبزی که توسط شهرداری اداره می شود، از مجموع فضای سبز خصوصی، فضای کوچک دارای گیاهان خودروی و زمین های متعلق به دولت تشکیل می شود. رشد صنعت و افزایش جمعیت در شهرها، به ساخت و سازهای سودگرایانه منجر شده است. این ساخت و سازها به مسائل و تامین حداقل نور و هوا در مناطق شهری توجهی نداشته است. از سوی دیگر، ضرورت ایجاد کاربری های جدید شهری، برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون و اسکان جمعیت به تدریج باعث کاهش سهم فضای سبز و باغهای شهری شده است و در نتیجه موجب آلودگی محیط زیست شده است. فضاهای سبز شهری به عنوان ریه های تنفسی شهرها به شمار می روند و در شهرها افزون بر عمل کرد های زیبایی شناختی، اجتماعی و ساخت کالبدی شهر، روی تعدیل دما، افزایش رطوبت نسبی، لطافت هوا، کاهش آلودگی صوتی، افزایش نفوذ پذیری خاک، کاهش سطح ایستایی، بهبود شرایط بیوکلماتیک در شهر و جذب گرد و غبار تاثیر دارند پوشش گیاهی یک منطقه در حقیقت از یکایک گونه های گیاهی موجود در آن تشکیل شده است. وضعیت آب و هوایی و نوع خاک حدود گونه خاص را تعیین می کند. کیفیت محیط زیست شهری با امکانات و تاسیسات فضای سبز ارتباط مستقیم دارد. در ادوار گذشته در کنار توجه به تفرج روح و زیبایی، جنبه دارویی و اقتصادی کشت گیاهان در فضای سبز و باغها مدنظر بوده و در همه آنها از باغ معلق بابل مربوط به سالهای قبل از میلاد مسیح تا پردیسهای ایرانی مربوط به قرن پنجم میلادی ضمن رعایت جنبه های زینتی و هنری گیاهان کاشته شده، مصارف خوراکی، دارویی، صنعتی، دفع آفات و مانند آن مورد توجه جدی بوده است و در چهارچوب سنت و اصول، هیچ چیز بی مورد و یا تنها برای زیبایی وجود نداشته بلکه آنچه مفید و لازم بوده زیبا عرضه شده است. از جمله گیاهان دارویی که در احداث باغهای عمومی در ایران مورد استفاده قرار گرفته می توان از اقاقیا، بیدمشک، خرزهره، زوفا، سنجد تلخ، ریش بز، بابونه، گل انگشتانه، زرشک، ختمی، گل ساعتی، گل سرخ، گاوزبان، همیشه بهار، گلرنگ، زعفران و مانند آنها نام برد. در کشورهای دیگر گیاهانی مثل پدوفیل و ذغال اخته در فضای سبز کاشته می شده است. معمولا گیاهان دارویی در مدت کوتاهی، سطح خاک را فرا می گیرند و به علت سبزی و کوتاهی شان زیبایی خاصی را پدید می آورند. این گیاهان نسبت به مواد غذایی پر توقع نبوده و آب بسیار زیادی نیاز ندارند. همچنین برخی از آنها در برابر شوری خاک مقاومند و دوام و عمر طولانی و سازگاری و استقامت بالایی دارند.
    مزایای استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز
    1- افزایش تنوع در فضای سبز: در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. با توجه به سازگاریها و توانائیهای گیاهان دارویی که مورد اشاره واقع شد، بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دوچندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است، در حالیکه استفاده از گونه های انگشت شمار و غیربومی در فضای سبز شکنندگی اکوسیستم های احداثی را بهمراه دارد.
    2- حفظ ژرم پلاسم گیاهان دارویی: چنانچه یک جامعه گیاهی به خاطر نجات از خطر انقراض مورد حمایت انسان قرار گیرد ناچار به زندگی در محدوده طراحی شده توسط انسان می شود. این محدوده ها شامل باغهای گیاهشناسی و فضای سبز و در بهترین حالات محیط های طبیعی قرق شده می شود. در این مجموعه ها، حفاظت انسان از گیاهان منجر به حذف پدیده های طبیعی مانند چرا، بیماری و آفت، سیل، آتش سوزی و خشکسالی، رقابت و مانند آن می شود. بنابراین طی نسلهای متوالی ژنهای مفید که عامل دوام موجود در مقابل این شرایط هستند از این نسلها حذف می شود. در مورد گیاهان دارویی، این عمل با برداشت گزینشی گیاهان دارویی سالم و قوی از طبیعت توسط انسان تشدید می گردد و در عوض فراوانی ژنهای غیرمفید که در شرایط طبیعی مرتباً تحت گزینش طبیعی و حذف قرار می گیرند. به نحو چشمگیری افزایش می یابد. به این پدیده رانده شدن ژنتیکی می گویند که هرچه جوامع گیاهی و جانوری محدودتر باشد، این پدیده با شدت بیشتری رخ می دهد. در نتیجه این رخداد علیرغم حفظ فرم ظاهری گونه، توانمندی های آن گونه در مقابل شرایط گزینشگر محیط طبیعی به شدت نقصان می یابد و در صورت راهیابی گونه به محیط طبیعی و یا کاهش حمایت انسان، جاندار به سرعت منقرض می گردد. راه جلوگیری از این خطر، توسعه همه جانبه جوامع گیاهی و جانوری در اقلیم های متنوع است. مروری گذرا بر کل مساحت پارکهای شهری، کمربندهای سبز و پارکهای جنگلی موجود و تنوع اقلیمی کشور نشان می دهد که سطح قابل توجهی از زمینهای قابل کشت در اقلیمهای گوناگون به احداث فضای سبز اختصاص یافته است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با واردکردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند که بعلت این گستردگی سطح و اقلیم، تعداد زیادی از عوامل طبیعی اثر خود را بر گیاه اعمال می کنند و علاوه بر آن برداشت از طبیعت هم کاهش می یابد. چنانچه در اثر اقبال عمومی، گیاهان دارویی به فضای سبز مدارس، منازل و داخل آپارتمانها و روی پشت بامها راه یابد، به انقلابی سبز در این زمینه دست خواهیم یافت.
    3- جبران بخشی از هزینه ها: اختصاص منابع مرغوب آب و خاک به احداث فضای سبز که بواسطه رشد شهرهای بزرگ در اراضی درجه یک کشاورزی امری غیرقابل اجتناب گردیده است، سطح وسیع و در حال گسترش فضای سبز و هزینه های کاشت و داشت و کادر فنی و اجرایی احداث فضای سبز، بهای سنگینی است که شهروندان برای سلامت خود و محیط زیست باید پرداخت کنند، بهایی که صرفه جویی و گریز از آن، مخارج بهداشتی و هزینه های اجتماعی بسیار بیشتری ببار خواهد آورد. در دید کلان برآورد ارزشهای معنوی زیست محیطی، حفاظتی، تفریحی و مانند آن در فضای سبز نیاز به امکاناتی گسترده و تخصص هایی است که بتوان بر اساس آن به بیان ارزش واقعی پرداخت. این ارزشها برای اکثریت مردم بخوبی ارزش های ریالی قابل لمس نیست. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. نیاز آبی گیاهان بومی معمولاً کمتر از گیاهان غیربومی است که این امر صرفه جویی در مصرف آب آبیاری است. در این مسیر فرصت شغلی ایجاد می شود و داوطلبانی مانند فارغ التحصیلان کشاورزی و منابع طبیعی، محصلین مدارس، بازنشستگان و افراد عادی در قبال درصدی از سود می توانند مراحل دیگری از تولید مانند برداشت، جداسازی و خشک کردن گیاهان دارویی را انجام دهند.
    4- تأمین اهداف آموزشی، تحقیقاتی و گردشگری: علیرغم سابقه طولانی استفاده از گیاهان دارویی و وجود انواع گیاهان دارویی در کشور متأسفانه درصد کمی از فرهیختگان جامعه و تحصیلکردگان علوم گیاهی، کشاورزی و منابع طبیعی با این گیاهان آشنا هستند و برای افزایش آگاهیهای اجتماعی، در این زمینه باید آموزش مسئولین و دولتمردان، مردم عادی و تحصیلکردگان از مقاطع دبیرستان تا دانشگاه و حتی متخصصین فضای سبز بصورت عمومی و رایگان صورت گیرد. کاشت گیاهان دارویی در فضای سبز امکان این آموزش را فراهم می کند. در کشورهایی مثل شیلی و هند افزایش نجومی و سالیانه سطح فضای سبز مرهون توجه به آموزش عمومی و مشارکت مردمی است.
    در امر پژوهش، گرچه افراد محدودی در امر کشت و کار گیاهان دارویی تخصص دارند، توسعه کمی شناخت گیاهان دارویی قدم گذاری در مراحل بعدی امر پژوهش را ممکن می سازد. اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت گیاهان دارویی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف گیاهان دارویی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. در شهرهایی که جاذبه های گردشگری دارند، وجود باغهای گیاهشناسی و فضاهای سبز دارای گونه های بومی کشور و گیاهان دارویی تأثیر بسزایی در جذب گردشگران متخصص بدان شهرها دارد.
    5- کنترل فرسایش بادی: در مکانهایی که زمین به اختیار و یا از روی اضطرار بصورت آیش رها می شود و زمان آیش با وزش بادهای شدید و یا رواناب ناشی از بارندگی روبروست، یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای محصول قبل از آیش است. بقایای محصولاتی مانند کرچک و ماریتیغال که تنها بذر آنها برداشت می شود، برای تأمین این هدف مناسب به نظر می رسد. همچنین استفاده از گیاهان دارویی چندساله مانند زوفا، اسطوخودوس و آویشن می توانند در کنترل فرسایش بسیار مؤثر باشند. بومادران استاندارد تحمل نسبتاً خوبی در مقابل چرای احشام دارد. کاشت گیاهانی مانند سنا، اکاسیا و اکالیپتوس در مجاورت کویر، موانع مناسبی در جلوگیری از پیشروی کویر هستند. خارشتر، کور و هندوانه ابوجهل با شیبهای تند بسیار سازگارند، بنابراین کشت آنها در زمینهای شیب دار می تواند عامل مهمی در حفظ خاک باشد. گیاهان دارویی نظیر اکالیپتوس جهت احداث بادشکن و جلوگیری از فرسایش بادی بسیار مؤثر هستند. بنابراین گیاهان دارویی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند.
    نکات مهم در بکارگیری گیاهان دارویی در احداث فضای سبز الف)سازگاری گیاه: هر گیاه دارای میدان اکولوژی خاصی است. یعنی بهترین میزان رشد آن در شرایط اقلیمی بخصوصی حاصل می شود. بررسی پوشش گیاهی بومی هر منطقه می تواند بعنوان راهنمایی مفید جهت انتخاب گیاهان باشد. گیاهان دارویی ایران بعلت اینکه عملیات اصلاحی روی آنها انجام نشده است. عموماً بصورت توده بومی هستند. بنابراین دامنه سازگاری (میدان اکولوژی) نسبتاً وسیعی دارند. سازگاریهای مطلوب گیاهان دارویی در طراحی فضای سبز شامل موارد ذیل می باشند.
    1- تحمل خشکی، شوری و قلیایی بودن خاک: گیاهان دارویی مانند اقاقیا، اکالیپتوس، داتوره، سنجد، رزماری، اسطوخودوس، گل محمدی، کرچک (قرمز) و ختمی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، و قلیایی بودن خاک هستند.
    2- تحمل تشعشع شدید خورشید: گیاهانی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، اقاقیا و مورد در مجاورت سطوح آسفالت و سنگ فرش که انعکاس شدید تابش را باعث می شوند، مقاومت خوبی دارند در حالیکه بسیاری از گیاهان دیگر دچار خورشیدی شدن می شوند که منجر به تجزیه کلروفیل و نهایتاً مرگ گیاه می شود.
    3- تحمل شرایط ماندابی: در مناطقی که سطح آب تحت الأرض بالاست گیاهانی مانند اکالیپتوس بخوبی رشد کرده و در کاهش آب تحت الأرض و خشکاندن خاکهای اشباع نقش اساسی دارند. پونه و نعناع از دیگر گیاهان متحمل شرایط ماندابی هستند.
    4- تحمل هرس شدید: گیاهانی مانند مورد، رزماری، اسطوخودوس و دارچین براحتی شکل پذیرند و متناسب با هدف و مکان انتخاب شده در فضای سبز قابل شکل دهی هستند.
    5- سازگاری با سطوح شیب دار: در شیب های تند بزرگراه ها و یا در پارکهای کوهستانی می توان از گیاهان دارویی مانند کورک، خارشتر، شیرخشت و گونه هایی از جنس علف چای استفاده کرد. همچنین جهت پوشش دیوارهای بتونی که برای مهار شیب ها ساخته می شوند می توان از بنه، زرشک معمولی، گل محمدی، برگ بو و سماق بهره جست.
    6- سازگاری با آلودگیهای محیط های شهری و صنعتی: گروهی از گیاهان دارویی در برابر آلودگیهای هوا، گرد و غبار، اشعه ماوراء بنفش و آلودگی صوتی تحمل خوبی از خود نشان می دهند. انواع رز مثل گل محمدی دی اکسید گوگرد (So2) را در نسوج خود تثبیت می کنند. اقاقیا، نمدار و فندق در کاهش شدت آلودگی صوتی بسیار مؤثر است و گل سرخ و داتوره فلوراید اطراف کارخانجات آلومینیم سازی را جذب کرده و نسبت به آن تحمل نشان می دهد. گیاه نمدار (زیرفون) به ازن (O3) متحمل است. گیاه ژینکو نسبت به آلودگی هوا تحمل زیادی دارد.
    ب) تأثیر گیاه بر سلامت انسان: توجه به رایحه درمانی و گل درمانی در پزشکی مدرن در پی بررسی ابداعات گذشتگان در این هنر بوسیله تجهیزات پیشرفته امروزی نقش گیاهان در پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روانی را بیش از پیش نمایان می کند. گیاهانی مانند اکالیپتوس، کاج، انواع بید، افرا و زبان گنجشک با تولید مواد شیمیایی (فیتونسیدها) و انتشار آنها در هوا باعث از بین رفتن قارچها، باکتریها و برخی حشرات مضر و همچنین ایجاد حالت آرامش و خلسه در انسان می شوند. این مواد آلی گاهی ویتامین های جوی نامیده می شوند. گل بابونه، گل محمدی، بیدمشک و سنجد رایحه دل انگیز و آرامبخشی در فضا پراکنده می کنند.
    ج)زیبایی گیاه: گیاهان با تنوع در فرم، اندازه و رنگ هر کدام می توانند زیبایی خاصی را باعث شوند. گیاهان دارویی مناسب برای فضای سبز:
    1- از نظر دوره رویش: انواع یکساله (بابونه)، دوساله (مغربی) و چندساله (گل گاوزبان و رزماری)
    2- از نظر رنگ گل، شاخه و برگ: رنگ گلهای آبی (رزماری، اسطوخودوس)، زرد (مغربی و علف چای)، زرد و نارنجی (گلرنگ، همیشه بهار) سفید، بنفش، صورتی (زوفا، ماریتیغال، گل محمدی) و انواع رنگهای دیگر (ختمی) در بین گیاهان دارویی دیده می شود. از نظر رنگ اندام هوایی، زیتون، بومادران، سانتولینا و اسطوخودوس دارای شاخ و برگ خاکستری هستند، عناب برگهایی به رنگ سبز براق دارد و بومادران استاندارد دارای اندام هوایی به رنگ سبز چمنی است.
    3- از نظر اندازه: انواع بوته ای کوتاه (گل گاوزبان، زوفا و علف چای) متوسط (کرچک و گل محمدی) و انواع بلند (عناب، اکالیپتوس، سنجد، سنا، سپستان) و گونه های دارای اندامهای هوایی رونده (توت روباه) هستند. گیاهانی مانند غارگیلاس و خرزهره همیشه سبز است.
    د) سهولت کاربرد گیاه: نگهداری و کشت گیاهان مورد استفاده در فضای سبز باید آسان باشد. اکثر گیاهان دارویی براحتی از طریق بذر، قلمه، پیوند، خوابانیدن، ریزوم، غده و مانند آن تکثیر می شوند و در مجموع نسبت به دیگر گیاهان، آفات و بیماریهای کمتری دارند.
    انتخاب گونه هاي جديد گیاهی
    در انتخاب و بررسي انواع گونه هاي گیاهی جديد موارد ذيل، بايستي مد نظر باشد.
    1) سازگاري: سازگاری گونه گیاهی معرفي شده با خصوصيات آب و هوائي منطقه اين امر باعث بالا رفتن قدرت رشد، تکثير و در نهايت بقاي گونه مي گردد.
    2) زيبايي و ظاهر آراسته: گونه جديد گياه به نحوي که شکل و ظاهر گياه مناسب محل مورد نظر باشد، که در اين رابطه ديدگاه و نظر کارشناس فضاي سبز از اهميت ويژه اي برخوردار است. عدم استفاده مناسب از يک گونه گياه در محل مورد نظر، باعث کاهش زيبايي محوطه گرديده ضمن آنکه گاهي ممکن است باعث بروز مشکلاتي گردد به عنوان نمونه چنانچه از گياهان انبوه در حواشي معابر و پياده رو استفاده گردد، باعث کاهش ديد رانندگان و ممانعت از توجه آنها به عابرين پياده که در انتظار عبور از خيابان هستند، مي گردد و همين امر باعث بروز حوادثي مي شود.
    3) خصوصيات فيزيولوژيک و مرفولوژيک گياه: گاهي صمغ تانن و ساير اسانس هاي موجود در بخش هاي مختلف انواع گياهان باعث وارد گرديدن لطماتي به اقشار مختلف بخصوص کودکان مي گردد زيرا کودکان از روي کنجکاوي و يا بازيهاي کودکانه در تماس با اين پيکره هاي گياهي بوده و حتي بخشي از برگ و غيره را در طي بازيهاي کودکانه تناول مي نمايند که در آنها ايجاد مسموميت مي نمايد، لذا توجه به ايمني اقشار مختلف اين موضوع داراي اهميت بسزائي است.
    4) ايجاد آرامش خيال بيننده و جلب متخصص: ايجاد تنوع در فضاي سبز به نحوي که هم باعث آرامش بازديدکنندگان و هم باعث جلب متخصصين و علاقمندان شود و به طور کلي خواسته هاي همه اقشار را تأمين نمايد؛ چه افرادي که جهت فرار از ناملايمات زندگي به دامن طبيعت پناه آوردند و چه آنهايي که در پي يافتن طرحهاي نوين ، الگوبرداری تحقیق و غیره هستند، بسیار حائز اهمیت است.
    5) پرهیز از یکنواختی و روی آوردن به استفاده ترکیبی از گونه ها: سالها است که فضای سبز شهری سطح مالامال از درختان صنعتی، جنگلی چون چنار، نارون، زبان گنجشک گردیده است و سالها است که مهمترین پوشش سطح زمین در پارکها، مبادین و بلوارها چمن است، حال آنکه مشخص گردیده است که بیشترین آلرژی از طرف گیاهان فوق حادث می گردد و چمن نیز با توجه به وضعیت خشکسالی ها و کمبود آب و همچنین هزینه های بالای نگهداری، حداقل در پاره ای از مناطق که امکانات و بودجه وسیع و کلان در دسترس نیست، کاملا از چرخه کشت و فضای سبز خارج گردیده است. گرچه اهمیت گیاهان داروئی در بخش پزشکی و داروسازی بر همگان واضح و مشخص ولی استفاده از این گیاه به عنوان گیاهان جدید در فضای سبز دیر زمانی که اهمیت یافته است، اکثر گیاهان مورد نظر جهت کشت در فضای سبز گیاهان همیشه سبز هستند که ظاهر سبز آنها در تمام فصول سال جلوه می نماید. این گیاهان دارای سطح برگ سبز دائمی هستند. برخی از آنها را می توان به طور ترکیبی با سایر گیاهان استفاده نمود و پاره ای از آنها حتی می توانند جایگزین گیاهان پوششی چون چمن گردند.
    نتیجه گیری
    فضای سبز شهری بر اکولوژی شهری به ویژه اقلیم، هوا، خاک، آب های زیر زمینی و جامعه حیوانی تاثیر می گذارد. مهم ترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیست محیطی آنهاست که شهرها را به عنوان محیط زیست جامعه انسانی معنی دار کرده است و با آثار سوء گسترش صنعت و کاربرد نادرست تکنولوژی مقابله نموده، سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها می شوند. امروزه جامعه شناسان، روان شناسان و پزشکان بر این باورند که فضای سبز افزون بر تامین بهداشت جو و محیط مکانهای مسکونی، نقش مثبتی در سلامتی شهروندان به عهده دارد. شناخت گونه های گیاهی بومی که می توانند در طراحی فضای سبز به کار آیند، با توجه به کمبود آب و کیفیت نامساعد خاک در اکثر نقاط کشور، با استفاده از گونه های بومی به صورت ضرورتی اجتناب ناپذیر در می آید. گياهان و فضاي سبز در روند زندگي انسانها به خصوص هنگام فراغت از کار و تکاپو به دنبال مامني جهت التيام اعصاب و روان انسان، نقش مؤثري دارند و اين نقش در بقاي حيات در کره خاکي با اهميت تر مي گردد. ضرورت ايجاد و حفظ پوشش سبز گياهان يکي از بديهيات زندگي است و مثلث بقا و دوام انسان که شامل آب، هوا و غذا است بدون وجود گياه هيچ گاه تکميل نمي گردد ، زيرا هم تأمين اکسيژن و هم غذاسازي فقط با وجود گياه امکان پذير خواهد بود. با توجه به ضرورت در حيات انساني و از آنجا که انسان موجودي است تنوع طلب، لذا در فضاي سبز شهري علاوه بر ضرورت اهميت و بهاء دادن به درختکاري، ايجاد تنوع هم از ديگر فاکتورهاي مهم به نظر مي رسد استفاده به جا و مناسب از پوشش گياهي، احداث و نگهداري فضاي سبز نياز به تجربه و دانش، تحقيق و تفحص و شناخت نيازهاي گونه هاي گیاهی مختلف دارد، تا رابطه ديرين انسان و طبيعت تقويت شود و انسان بار ديگر با طبيعت فراموش شده آشتي نمايد. در ايجاد تنوع گياهي در فضاي سبز شهري همواره محدوديت هاي هوا و اقليم، خشکي، باد، تابش بيش از حد خورشيد و غيره وجود دارد که همين امر باعث کاهش تنوع مي گردد. در پایان یادآور می شویم تنوع محیط جغرافیایی ایران و حاکم بودن وضعیت آب و هوایی گوناگون از منطقه ای به منطقه دیگر در پهنه وسیع کشور، سبب رویش جامعه گیاهی متنوعی شده است. این تنوع که سیمای جغرافیایی گیاهی و به دنبال آن جغرافیای زیستی را جان می بخشد، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اکولوژیکی اهمیت شایان توجهی دارد. گروهی از گیاهان دارویی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، گل محمدی، انواع ختمی، اکالیپتوس، سپستان، کارم رنگی، مورد، خرزهره، همیشه بهار، برگ بو، اقاقیا، کرچک قرمز، مغربی، کم و بیش در فضای سبز کشور کشت می شوند ولی گروه دیگری مانند کورک، سرخارگل، خارشتر، گل گاو زبان، گاو زبان بوراگو، بابونه، بومادران استاندارد، زوفا، سداب، بیدمشک، عناب و سماق، قابلیت واردشدن در فضای سبز را دارند اما تابحال مورد توجه جدی قرار نگرفته اند.منبع:شیراحمد سارانی
    عضو هیئت علمی دانشگاه زابل
    1- امید بیگی، رضا. 1376. رهیافتهای تولید و فراوانی گیاهان دارویی،جلد دوم،انتشارات طراحان ناشر،424 صفحه،
    2- امید بیگی، رضا،1379. تولید و فرآوری گیاهان دارویی، جلد شوم،انتشارات آستان قدس رضوی،397 صفحه،چاپ دوم
    3- ایمانی، محمدرضا.1373. جنگل کاری ضرورت اجتناب ناپذیرمحیط زیست. فصلنامه علمی فضای سبز.شماره 7.
    4- بهرام سلطانی، کامبیز.1369. آثار فضای سبز بر بیوکلیمای شهر. فصلنامه علمی سازمان حفاظت محیط زیست.جلد سوم، شماره اول،
    5- بهرام سلطانی، کامبیز.1363. طرح بررسی آثار توسعه بر فضای سبز تهران . دفتر تحیقات زیست محیطی.
    6- پازوکی، علی.1373. گیاهان مناسب و اصول احداث فضای سبز در مناطق نیمه گرمسیری جنوب. فصلنامه علمی فضای سبز.شماره 9و10.
    7- تبریزی، نازنین.1382. فضای سبز و آلودگیها. مجموع مقالات همایشهای آموزشی و پژوهشی فضای سبز شهر تهران. سازمان پارکها و فضای سبز تهران. جلد دوم.
    8- جمشید زاده، ابراهیم.1381.مبانی طراحیفضای سبز شهری. ماهنامه آموزشی و تخصصی پیام سبز.شماره 7.
    9- دوازه امامی، سعید. 1382. کاربردهای گیاهان دارویی. انتشارات نصوح اصفهان. 113 صفحه.
    10- روحانی، غزاله.1371. طراحی باغ و فضای سبز.انتشارات فرهنگ جامع.تهران.
    11- سعیدنیا، احمد.1383. فضای سبز شهری. انتشارات سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور.159 صفحه.
    12- سیامکی، عباس.1382. فضای سبز سازگار با طبیعت. مانامه آموزشی و تخصصی پیام سبز.شماره 18.
    13- صانعی،.1371. مبانی طراحی فضای سبز از نظر نحوه انتخاب گیاهان.مجموعه مقالات سمینار فضای سبز . سازمان پارکها و فضای سبز تهران
    14- صدر نوری، ب.1371. فضای سبز، ضرورت و طراحی.انتشارات سازمان پارکها و فضای سبز. 32 صفحه.
    15- لقایی، حسنعلی. برنامه ریزی و طراحی فضای سبز شهری. فصلنامه علمی فضای سبز.شماره 5و6.
    16- مجنونیان، هنریک. 1374. مباحثی پیرامون پارکها، فضای سبز و تفرجگاهها.سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران.
    , J. 1991. Healthy cities, open university press. Philadelphia Ashton17-

  6. Top | #510
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض منابع انرژی جیره در گاو های شیری

    منابع انرژی جیره در گاو های شیری

    خلاصه : هدف این پژوهش مقایسه کردن اثرات یک جیره لیپوژنیک یا گلوکوژنیک روی تری اسیل گلیسیرید های کبد و متابولیت ها و هورمون های متابولیکی در گاو های شیری دراوایل لاکتاسیون می باشد .16 راس گاو شیری هر یک جیره لیپوژنیک یا گلوکوژنیک از 3 هفته قبل از زایش تا 9 هفته پس از زایش تغذیه شدند و در یک محفظه تنفسی از 2 هفته تا 9 هفته پس از زایش قرار گرفتند . تری اسیل گلیسرول کبد بین جیره ها در 2 هفته قبل و 2 هفته پس از زایش برابر بود . در 4 هفته پس از زایش گاو هایی که جیره گلوکوژنیک تغذیه کردند به طور عددی سطوح پایین تر تری اسیل گلیسرول داشتند . روابط منفی بین ابقا انرژی و چربی شیر و بین ابقا انرژی و اسید چرب غیر استریفه کشف شد . ارتباط مثبتی بین ابقا انرژی و غلظت انسولین کشف شد . در کل نتایج پیشنهاد میکند که انسولین یک نقش تنظیمی در تغیر تفکیک انرژی بین شیر و بافت بدن بازی میکند. گاو های شیرده که یک جیره گلوکوژنیک تغذیه کردند آب شدن چربی بدن در مقایسه با یک جیره لیپوژنیک کاهش یافت.
    مقدمه :
    توازن منفی انرژی در اوایل شیر دهی همراه با بی نظمی های متابولیکی همچون کبد چرب و کتوز(گرام 1993) و اسیدوز شکمبه ای (اوون و همکاران 1998) می باشد . متابولیت ها و هورمون های متابولیکی به عنوان علایم قابل تشخیص در اثرات متقابل بین توازن منفی انرژی و بی نظمی های متابولیکی در گاو های شیری هستند . در یک مقاله منتشره (ون و همکاران 2005) فرض شد که قسمتی از اثر متابولیکی توازن منفی انرژی یک نامتعادلی در نسبت دو کربن به 3 کربن است 3 الگوی متناوب مهم برای مواد مغذی 2 کربن وجود دارند . ابتدا یک افزایش در اکسیداسیون ناقص مواد مغذی 2 کربن ممکن است اتفاق بیفتد که به علت افزایش در غلظت کتون بادی پلاسما سرانجام منجر به کتوز میشود.
    دوم : مواد مغذی 2 کربن میتوانند استریفه شوند و در کبد به عنوان تری اسیل گلیسرول ذخیره شوند و به طور بالقوه باعث کبد چرب میشوند.
    سوم: مواد مغذی 2 کربن میتوانند به غده پستانی منتقل شوند و تغیر شکل به چربی شیر(ماتوس و پالم کوییست 1978) که منجر به افزایش تولید چربی شیرمیشود .
    مواد و روش ها :
    آزمایش در دانشگاه واخن و مرکز تحقیقات هلند انجام شد . انجمن مراقبت از حیوانا ت و کمیته دانشگاه پروتوکل ازمایش را تصویب کرد .16 راس گاو هولشتاین فریزین با تولید شیر قابل مقایسه (بالای 9500 کیلو چربی و پرتیین تصحیح شده در 305 روز) از یک گروه 44 گاوی که برای همزمان کردن اوولاسیون تلقیح شده بودند انتخاب شدند.
    در هر گروه به هر کدام گاو ها جیره گلوکوژنیک و لیپوژنیک 3 هفته پیش از زایش اختصاص یافت. گاو ها در تای استال بودند در معرض 16 ساعت نور و 8 ساعت تاریکی و 2 بار دوشیده شدند(6 صبح و 5 عصر).
    خوراک دادن : جیره ها به صورت تی ام ار تغذیه شدند و بر اساس انرژی(بر پایه انرژی خالص) یکسان فرموله شدند و در پروتین قابل هضم روده ای و توازن پروتین قابل تجزیه ( تامینگا و همکاران 1994) برابر بودند. پس از زایش کنسانتره فراهم شد و پله پله با نیم کیلو در روز افزایش یافت تا رسیدن به 10 کیلو با یک غلظت با نسبت علوفه ای 40 به 60 بر پایه ماده خشک.علوفه شامل سیلاژ علوفه ای و سیلاژ ذرت و علف یونجه با نسبت 45:45:10 بر پایه ماده خشک بود. جیره ها 2 بار در روز با نسبت برابر قبل از دوشش تغذیه شدند.
    روش های نمونه برداری :
    بافت برداری از کبد در 2 هفته قبل زایش انجام شد . قبل از بیوپسی مکان ضدعفونی شد ، یک سوراخ در فضای 11 امین دنده در سمت راست گاو با تروکانترایجاد گردید . بیوپسی تحت موقعیت بیهوشی بود (7 میلی لیتر لیدو کاین اچ سی ال 2% ). با 17 جی*200 میلی متر سوزن بیوپسی تقریبا 300 میلی گرم وزن مرطوب بافت کبد برداشت شد با حرکت سوزن چندین بار در موقعیت بر خلاف زند زیرین کناری . بافت بیشتر از 24 ساعت در یخ در یک محلول نه دهم درصد کلرید سدیم نگهداری شد.
    در نتیجه بافت وزن و در 20- درجه جهت انالیز ذخیره شد . نمونه های خون وداج هفته ای از 2 هفته قبل تا 9 هفته پس از زایش در 3 ساعت پس از تغذیه دادن صبح بدست آمد.
    آنالیز آماری : 3 راس گاو از آزمایش محروم شدند چون جابجایی شیر دان سمت چپ داشتند . در گروه 2 یک راس گاو جیره لیپوژنیک تغذیه شد و در گروه 3 2 راس گاو جیره گلوکوژنیک تغذیه شدند، بنابراین ارزش ها بر پایه 13 راس گاو می باشد (جیره گلوکوژنیک=6 و جیره لیپوژنیک=7) برای انالیز متابولیت ها و هورمون های متابولیکی (مدل 1 ) یا محفظه های تنفسی برای آنالیز ارتباط بین ابقا انرژی و متابولیت ها و هورمون های متابولیکی و چربی شیر و نسبت چربی به پروتیین (مدل 2)گرچه اندازه گیری های متعدد هر حیوان نتوانست به عنوان واحد های مستقل از مشاهدات حساب بیاید تکرار اندازه گیری ها با تجزیه واریانس (نرم افزار سس) اجرا گردید .
    نتایج :
    آنالیز ماده خشک مصرفی و ابقا انرژی و تولید شیر و ترکیب شیر در مقاله( ون و همکاران 2007)توصیف شده است . به طور خلاصه ماده خشک مصرفی و انرژی خام مصرفی و انرژی متابولیسمی و تولید حرارت و تولید شیر(شکل 1) و درصد پروتین شیر بین جیره ها مختلف نبودند. درصد چربی شیر و تولید چربی شیر روزانه در گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک بالاتر بودند . ابقا انرژی به طور عددی از گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک پایین تر بود،علاوه بر این ابقا انرژی از پروتین بدن بین جیره ها مختلف نبود اما ابقا انرژ ی از چربی بدن برای گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک پایین تر بود . پس از زایش غلظت انسولین پلاسما به طور معنی دار برای گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک بالاتر بود. غلظت های بتا هیدروکسی بوتیرات پلاسما و کلسترول و گلوکز وT3 و T4 بین جیره ها مختلف نبودند (جدول 1). غلظت اسید چرب غیر استریفه برای گاو های تغذیه شده با جیره گلوکوژنیک در مقایسه با لیپوژنیک پایین تر بود ،غلظت اسید چرب غیر استریفه پلاسما در هفته صفر افزایش یافت و سپس برای گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک کاهش یافت. غلظت تری اسیل گلیسرول کبد از 2 هفته قبل زایش تا 2 هفته پس از زایش افزایش یافت اما این افزایش برای هر دو جیره به طور مشابه بود. از هفته 2 تا 4 محتوای تری اسیل گلیسرول کبد دوباره کاهش یافت. در هفته 4 تری اسیل گلیسرول کبد به طور عددی برای گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک پایین تر بود. ابقا انرژی به وسیله کالری متری غیر مستقیم در محفظه تنفسی تخمین زده شد و در مقاله ون و همکاران در سال 2007 گزارش شد و به طور منفی همراه با درصد چربی شیر و غلظت اسید چرب غیر استریفه بود. ارتباطات معنی داری بین ابقا انرژی و نسبت چربی به پروتین شیر و تری اسیل گلیسرول کبد و گلوکز پلاسما و بتا هیدروکسی بوتیرات و T3,T4وجود نداشت.
    بحث : هدف این پژوهش بدست آوردن دیدی از علایم متابولیکی با تغییر در تفکیک انرژی پس از تغییر منبع انرژی جیره در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون و دومین هدف ارتباط هورمون های متابولیکی و خصوصیات شیر با توازن انرژی از اندازه گیری به وسیله کالری متر غیر مستقیم می باشد، توسط ون و همکاران نشان داده شده که تغذیه گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون با جیره بالا از نظر لیپوژنیک منجر به افزایش در تولید چربی شیر شد و این افزایش اساسا به علت افزایش در ترشح روزانه اسید های چرب 16 و 18 کربن و 18 کربن با یک باند دوگانه میباشد . گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک 2.04 کیلوگرم در 2 هفته پس از زایش هر روز چربی قابل دسترس داشتند. از 2 تا 4 هفته پس از زایش گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک 42% کاهش در چربی قابل دسترس داشتند .با این حال چربی قابل دسترس برای گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در این دوره بیشتر کاهش یافت ( 13% با 1.79 کیلوگرم در روز در هفته 4 ) ، بنابراین اختلاف در چربی قابل دسترس توانست اختلاف در غلظت کلسترول پلاسما و تمایل به اختلاف جیره ها در غلظت اسید چرب غیر استریفه و اختلاف عددی بین جیره ها در تری اسیل گلیسرول کبد در هفته 4 را شرح دهد . با این حال درصد تری اسیل گلیسرول کبد بین جیره ها اختلاف معنیداری نداشت . سرعت کاهش در چربی قابل دسترس برای گرو ها پس از هفته 4 یکسان بود . فزون بر این چربی موبیلیزه بدن منفی بود در هفته 9 برای گاو های تغذیه شده با جیره گلوکوژنیک و غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات پایین تر بود با گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک. اختلاف در چربی موبیلیزه بدن و توازن انرژی بین جیره توسط ون و همکاران گزارش شد و ممکن است به وسیله اثرات منبع انرژی جیره با غلظت انسولین پلاسما شرح داد ه شود. اختلاف بین جیره ها در غلظت انسولین پلاسما معنی دار بود زمانی که تنها اطلاعات پس از زایش محاسبه شدند . انسولین به عنوان یک کلید تنظیم کننده تفکیک مواد مغذی از بافت بدن به شیر در دوره انتقال از آبستنی به شیردهی است . غلظت پایین انسولین برداشت گلوکز به وسیله ماهیچه و بافت آدیپوز را کاهش میدهد و برداشت گلوکز به وسیله غده پستانی را افزایش میدهد که در پاسخ به انسولین نیست . زیادی انسولین در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون تولید شیر را کاهش اده و ب طور مثبت تاثیر روی توازن انرژی دارد . در مطالعه کنونی ارتباط منفی بین اسید چرب غیر استریفه پلاسما و تمایل بین ارتباط منفی بین ابقای انرژی از چربی بدن و اهمیت وضعیت انسولین در ارتباط با توازن انرژی در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون است. فزون بر این پیشنهاد شده که انسولین پاسخ هورمون رشد کبد را در گاو های شیری در توازن منفی انرژی جبران میکند . به طور قابل توجه اثر لیپوژنیک انسولین و غلظت پایین انسولین در گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک مطابق است با تمایل برای غلظت بالای اسید چرب غیر استریفه پلاسما. اسید های چرب غیر استریفه که از ذخایر چربی بدن منشا گرفته اند موبیلیزه هستند تا جبران کنند برای توازن منفی انرژی و اکسیداسیون در سیکل کربس و واکنش زنجیره تنفسی برای انرژی قابل دسترس بدن. در سیکل کربس اکسالو استات و و مواد مغذی 3 کربن یک نقش حیاتی را بازی میکنند . با این حال طی دوره های زیادی اسید چرب غیر استریفه ( به عنوان مثال طی توازن منفی انرژی) اسید چرب غیر استریفه میتواند چندین الگوی متناوب را دنبال کند . ابتدا گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون اکسیداسیون ناقص اسید های چرب را نشان میدهند به وسیله غلظت های بالای کتون بادی ها. دومین الگوی متناوب برای اسید چرب غیر استریفه موبلیزه شده وارد شدن اسید چرب غیر استریفه به شیر میباشد به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق استریفیکاسیون با لیپوپروتین های چگالی خیلی پایین که به علت افزایش اسید های چرب زنجیر بلند در شیر است . سومین الگوی برای اسید چرب غیر استریفه استریفیکاسیون به تری اسیل گلیسرول در کبد که ممکن است باعث کبد چرب شود (باب و همکاران ). کبد چرب زمانی اتفاق میافتد که سرعت اسید چرب استریفه بیشتر میکند سرعت ناپدید شدن تری اسیل گلیسرول را از طریق کبد به عنوان لیپوپروتین با چگالی بسیار پایین . پیشنهاد شده که ترشح کبدی تری اسیل گلیسرول کبد به طور مثبت وابسته به ظرفیت لیپوژنیک کبد است ( پولن و همکاران ) . مکان غالب برای لیپوژنز در نشخوارکنندگان بافت ادیپوز است که ممکن است سرعت پایین ترشح کبدی تری اسیل گلیسرول را شرح دهد در مقایسه با موش ،جوجه و ماهی . در نتیجه نشخوار کنندگان به انباشتگی تری اسیل گلیسرول در کبد طی دوره توازن منفی انرژی که سرانجام منجر به کبد چرب میشود حساستر میشوند . بتا هیدروکسی بوتیرات برای گاو ها با هر دو جیره از 1 تا 8 هفته پس از زایش بالا بود (شکل 2). این پیشنهاد میکند که این الگوی متناوب مورد استفاده است صرف نظر از جیره در اوایل لاکتاسیون. ضریب رگرسیون اسید چرب غیر استریفه در بتا هیدروکسی بوتیرات پیشنهاد میکند که غلظت های اسید چرب غیر استریفه تخمین نمیزند وسعت اکسیداسیون ناقص و تولید بتا هیدروکسی بوتیرات در گاو های شیری در قبل زایش .در مقابل ضریب رگرسیون گلوکز پلاسما با بتاهیدروکسی بوتیرات معنی دار بود . پیشنهاد میکند که گلوکز پلاسما ارتباط منفی با غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات پلاسما دارد. گزارش شده که تغذیه گاوها با گلوکوژنیک در اوایل لاکتاسیون غلظت های استات و بتاهیدروکسی بوتیرات پلاسما را افزایش میدهد . دومین الگوی متناوب برای اسید چرب غیر استریفه به نظر میاید در سراسر دوره ازمایش مورد استفاده باشد.ارتباط مثبتی بین اسید چرب غیر استریفه پلاسما و تولید چربی شیر کشف شد . موبیلیزاسیون چربی بدن و اسید چرب غیر استریفه در گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک بالاتر بود و به طور همزمان تولید شیر 220 گرم برای هر گاو در روز افزایش یافت. جیره های گلوکوژنیک درصد چربی شیر پایین تر و اغلب تولید چربی شیر روزانه پایین تر دارند . با توجه به سومین الگوی متناوب نتایج کنونی فرضیه ما را حمایت نمیکند(ون و همکاران ) که یک جیره بالا از نظر گلوکوژنیک انباشتگی تری اسیل گلیسرول کبد را کاهش میدهد و این ممکن است به این علت باشد که جیره مشخص شد به وسیله تغذیه غلظت های که اختلاف داشتند در درصد لیپوژنیک و گلوکوژنیک و در صورتی که سهم غلظت ها با جیره از زایش تا 3 هفته پس از زایش افزایش مییابد . در 2 هفته پس از زایش درصد تری اسیل گلیسرول کبد بالا بود اما بین جیره ها اختلاف نبود. در هفته 4 پس از زایش تری اسیل گلیسرول کبد به طور عددی در گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک پایین تر بود اما اختلاف معنی داری با لیپوژنیک نبود . این مشاهده مطابق است با کاهش نسبی در گنجایش چربی در گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک در مقایسه با لیپوژنیک . نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که انسولین پلاسما یک واسطه در تغیر تفکیک انرژی در گاوهای شیری در اوایل لاکتاسیون هست. تغذیه گاو های شیر ده یک جیره بالا در مواد غذایی گلوکوژنیک منجر شد به توازن منفی کم انرژی مربوط به اثرات آنابولیک غلظت بالای انسولین.



    منبع مقاله:
    journal of dairy science2007

  7. Top | #511
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بخش کشاورزی و فرصتهای پیش روی اقتصاد ایران

    بخش کشاورزی و فرصتهای پیش روی اقتصاد ایران

    مقدّمه : برخي از نظريه پردازان دهه 40 و قبل از آن كه مدّعي تسلّط بر دانش توسعه نيز بودند ، بدون شناخت كافي و توجه به زيرساختهاي اقتصادي كشور و روابط كار و توليد حاكم بر جامعه ايران و مسائل اجتماعي كه با همه ي شئون اقتصاد كشور نيز رابطه تنگاتنگ دارد ، مرتب ميگفتند و تبليغ ميكردند كه : (( ايران يك كشور كشاورزي نيست و بايد صنعتي شود )) ! و بدين ترتيب وانمود ميكردند كه با صنعتي شدن و شهرنشين شدن جمعيّت روستائي جامعه و بي توجهي به بخش كشاورزي و ميليونها نفر ساكنان روستاها ، كشور روبه مدرنيته و تجدد به پيش خواهد رفت ! . اين تئوري سازي ها با وقوع اصلاحات ننگين اراضي در سال 1342 شكل جدّي تري به خود گرفت و نتيجه ي كار هم اين شد كه روستاها فقير تر و روزبروز از سكنه خالي تر شدند و جمعيت شهر نشين بيشتر گرديد و از طرفي نيز اين روستائيان شهر نشين شده ، نه تخصص كافي براي كار در صنعت را داشتند و نه صنعت وارداتي آنروز كه حلقه هاي مفقوده ي فراواني را با خود بهمراه داشت توان جذب اين جمعيت جوياي كار را در خود ميديد . در نتيجه قشر بسيار بزرگي از جمعيّت كشور كه در روستاها به توليد محصولات زراعي اشتغال داشتند و مولّد بودند ، در كمال تاسف ناچار شدند براي گذران زندگي خود در شهرها بدنبال مشاغلي بعضا پست و غير مولّد بگردند و در حقيقت از اين رهگذر ، بخش بزرگي از جمعيّت توليد كننده ي كشور به مرور زمان تبديل به مصرف كنندگان محض شدند و روستاها روزبروز خالي تر شدند و سرمايه نيز كه به تبع اصلاحات اراضي بطور چشمگيري از بخش كشاورزي خارج شده بود ، ديگر به اين بخش بازنگشت و كشاورزي ايران براي مدتي طولاني روبه اضمحلال و نابودي به پيش رفت . بطوريكه در بسياري از مناطق ، اراضي و روستاهاي متروكه را از آن دوران به يادگار مي بينيم . اين خلاصه اي بود گذرا از تاريخ معاصر و زنده ي بخش كشاورزي ايران كه ميتواند بزرگترين و موءثر ترين حلقه ي اثر گذار در زنجيره ي پيچيده و پر فراز و نشيب توسعه ي اقتصادي كشور باشد و در كمال تاءسف اينگونه در طي ساليان دراز مورد بي مهري قرار گرفته است .
    گراني جهاني غذا و دلايل آن : اخبار و آمار جهاني حكايت از آن دارد كه هرچه صنعتي تر شدن كشاورزي و توليدات زير مجموعه ي آن در ايالات متحده ، تشديد فشار تقاضاي بالاي جامعه ي آمريكا بر توليد كنندگان محصولات زراعي دنيا را در پي داشته است و موجب شده عرضه ي محصولات زراعي بطرف آن بازار تمايل زيادي را از خود نشان دهد . نتيجه ي اين مسئله در بالا رفتن روزمره ي قيمت محصولات زراعي و غذا در ديگر بازارهاي دنيا نمود پيدا كرده است . داستان از اين قرار است كه چندي پيش از اين ، تحقيقات دانشمندان نتيجه داد و توانستند در ايالات متحده به سوختي پاك براي استفاده ي خودروها دست پيدا كنند و با توجه به بالا رفتن قيمت حامل هاي انرژي در سرتاسر دنيا ، بسرعت در جهت عمومي كردن مصرف آن اقدام نمودند و مصرف آنرا گسترش دادند . سوخت ياد شده چيزي نيست جز اتانولي كه از فرآوري محصول ذرّت بدست مي آيد . شروع توليد صنعتي اين سوخت جديد بسرعت موجبات بالا رفتن تقاضاي ذرّت را در ايالات متحده فراهم كرد و در همان گامهاي آغازين قيمت اين محصول زراعي را تا حدود چهار برابر افزايش داد و آنرا به محصولي استراتژيك تبديل نمود و تغيير كشت بسياري از مزارع بسمت توليد اين محصول را سبب گرديد . اولين نتايج اين مسئله خود را در پايين آمدن عرضه ي علوفه و غلّات نمايان كرد و به بالا رفتن قيمت محصولات و فرآورده هاي دامي منجر شد و در همين حال فشار تقاضاي بازار آمريكا موجبات آنرا فراهم كرد كه تغيير كشت وسيع و پر سرعتي در مزارع كشورهاي آمريكاي لاتين اتفاق افتد و فشار تقاضا را براي محصولات غذايي از ايالات متحده ، بطرف مردم آن كشورها منتقل نمايد . با هرچه بالاتر رفتن توليد اتانول در ايالات متحده و به تبع آن تغيير كشت زمينهاي زراعي بطرف محصول ذرّت ، تقاضاي پر مصرف ترين بازار دنيا نسبت به محصولات زراعي ديگر كشورها بالا و بالاتر رفت و وضع به گونه اي شد كه با حركت محصولات بسمت بازار ايالات متحده ، عرضه در بسياري از بازارهاي منطقه اي كاهش يافته و موجب شده تعادل بازار برهم خورد و نتيجه ي آن در بالا رفتن روزمره ي قيمت محصولات غذايي در سرتاسر دنيا نمود پيدا كرده است . اين تحركات تكنولوژيك بخش كشاورزي كه موجب هرچه بالاتر رفتن ارزش افزوده در يك محصول گشته است ، اقتصاد كشاورزي دنيا را با تحولاتي شگرف مواجه خواهد نمود و در آينده اي نزديك چرخش تمامي معادلات توليدي دنيا را به سمت بارور نمودن توانمندي هاي بخش كشاورزي كشورها در پي خواهد داشت . اين فرصت بزرگ اگر از سوي متولّيان اقتصادي كشور درك شود ، يكي از بزرگترين پيروزي هاي اقتصادي ملّت ما را رقم خواهد زد و فرصتي خواهد بود براي اثبات قدرت اقتصادي ذاتي ايران عزيز .
    اوضاع جاري بخش كشاورزي كشور : بخش كشاورزي بر خلاف بسياري از ادّعاهاي مطرح شده در خصوص ناكارآمدي آن كه از عدم شناخت و بي توجهي به پتانسيل هاي ذاتي اقتصاد ايران نشاءت مي گيرد ، هم زيربناي اقتصاد ماست و هم در صورت فعّال شدن ميتواند تحوّلي بسيار بزرگ و مبارك را در نظام اجتماعي كشور رقم بزند و منشاء سازندگي هاي فراواني در روابط اقتصادي – اجتماعي كشور قرار گيرد . متاءسفانه امروز كمتر از 40 درصد از توان ذاتي بخش كشاورزي كشور مورد استفاده قرار دارد و از طرفي راندمان آبياري در اين بخش نيز رقمي پائين تر از بيست درصد ميباشد و درصد بالايي از محصولات زراعي در اثر نبود نظام جامعي كه استراتژي اين بخش را تبيين كند و وظايف بخشهاي مرتبط را مشخص نموده و زيرساختهاي مورد نياز فعاليت آنان را فراهم سازد ، ضايع ميشوند و سير صعودي مهاجرت از روستاها و افزوده شدن به تعداد روستاهاي خالي از سكنه كه روزگاري به توليد ثروت در كشور مشغول بوده اند و امروز روبه خرابي گذاشته اند ، چشم انداز نگران كننده اي را پيش روي چشمان جامعه گشوده است . با توجه به شرايط دشواري كه جهان از نظر تامين غذا در آن قرار گرفته است و بحرانهاي بزرگي كه در پي آن بوجود خواهد آمد ، بسيار بجاست كه يك بازبيني اساسي از سوي اقتصاددانان و نهادهاي سياست گذار در موقعيت و فرصتهاي ذاتي بخش كشاورزي كشور صورت گيرد و با تجديد نظري اساسي در رفتار دولت با اين بخش ، ساز و كاري توسعه گرا و بصورتي واقع بينانه براي بارور سازي توانمندي اين بخش تعبيه و بسرعت اجرائي شود . همانطور كه برنامه چهارم توسعه اقتصادي – اجتماعي كشور نيز بصورتي واقع بينانه و با چشماني باز و با هدف تحقق استفاده ي بهينه از فرصتهاي پيش روي اين بخش ، تزريق منابع پولي به بخش كشاورزي را براي افزايش توليد و بالا بردن راندمان آبياري و گسترش كميّت و كيفيّت توليدات اين بخش صراحتا توصيه كرده است . بطوريكه طبق بخش دوّم بند ج مادّه 10 برنامه چهارم توسعه تاكيد شده است : ((رقمي معادل بيست و پنج درصد از تسهيلات اعطائي بانكها بايد به بخش كشاورزي پرداخت شود )) و طبق بند (( ه )) مادّه يك برنامه چهارم توسعه نيز : (( حدّاقل ده درصد از منابع حساب ذخيره ارزي بايد بصورت ريالي و يا ارزي و براي سرمايه گذاري در بخش كشاورزي در اختيار بانك كشاورزي قرار گيرد )) . در حاليكه قانون اينگونه براي توسعه اين بخش راهگشائي كرده است ، ولي متاءسفانه عدم استقبال مردم به سرمايه گذاري در اين بخش ريشه ها و دلايل متعدّد ديگري دارد . بعنوان مثال يكي از شاخصهايي كه بصورت طبيعي در مورد سرمايه گذاري در بخشهاي مختلف اقتصادي در سرتاسر جهان مورد توجّه قرار ميگيرد ، بازده سرمايه گذاري نسبت به نرخ بهره است . بطوريكه اگر سودآوري سرمايه گذاري در فعاليتهاي كشاورزي در بهترين شرايط و با لحاظ نمودن شرايط برابر در توليد و عدم وجود دامپينگ و هزاران اهرم تجاري ديگري كه امروز توسط داعيه داران جهاني سازي در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار ميگيرد ، 13 درصد باشد ، طبيعتا در كشوري كه نرخ بهره آن بيست درصد است ، سرمايه گذاري كشاورزي نه تنها كوچكترين صرفه اقتصادي نخواهد داشت ، بلكه بايد در آخر دوره سرمايه گذاري نيز سرمايه گذار رقمي از دارائي ثابت خود را براي جبران ضرر ناشي از فاصله ميان بهره و سود سرمايه گذاري پرداخت نمايد تا تازه بتواند به جايگاهي برسد كه در آخرين روز قبل از سرمايه گذاري درآن قرار داشت و اين يعني عقب گرد و ورشكستگي سرمايه گذار و سلب شدن فرصت سرمايه گذاري مجدد از بخش كشاورزي و فرار سرمايه ها از آن بخش . ولي در همان زمان ، در كشوري كه نرخ بهره آن چهار درصد است ، سودآوري سرمايه گذاري در بخش كشاورزي آن كشور رقمي معادل 25/3 برابر نرخ بهره خواهد بود و به بيان ديگر اختلاف سودي معادل 9 درصد در اضافه رفاه توليد كننده باقي خواهد ماند و بطور طبيعي توليد كننده در اين شرايط همواره براي سرمايه گذاري مجدّد و گسترش توليدات خود برنامه ريزي ميكند و سرمايه گذاران جديد الورود نيز تمايل به سرمايه گذاري در بخش كشاورزي آن كشور را خواهند داشت و بدين ترتيب كشاورزي در آن سرزمين رشدي بسيار سريع و توسعه اي درونزا را تجربه خواهد نمود . آنچه كه توسط برخي افراد و در خصوص عدم اقبال به سرمايه گذاري در بخش كشاورزي كشور مطرح است ، مانند عدم بهره گيري از تكنولوژي نوين و دانش فنّي روزآمد ، عدم مصرف بهينه ي نهاده هاي كشاورزي و آب ، مدرن نبودن تكنيك هاي داشت و كاشت و برداشت و . . . واقعيت تلخي است كه همگي ناشي از پائين ماندن چندين ساله ي بازده سرمايه گذاري كشاورزي كشور نسبت به نرخ بهره اي ميباشد كه طي بيست و چند سال و بصورت دستوري بالا نگهداشته شده بود و تداوم اين وضع بسياري از سرمايه هايي كه در اين بخش فعال بودند را نيز فراري داده است و اگر اكنون توان سرمايه گذاري و توليد در اين بخش ميتواند مورد توجه قرار گيرد ، بخشي از اين مسئله درست بخاطر تعديل نرخ بهره و نزديك شدن آن به ارقام واقعي خود است كه در سايه ي اين مسئله سرمايه گذاري در بخش كشاورزي كشور توجيه پذير خواهد شد . بگذاريد قضيه را اندكي باز نمايم و توضيحي دهم ؛ مانده ي درآمد آخر دوره ي كشاورز ، پس از آنكه همه ي هزينه هاي تامين مالي و جاري را پرداخت نمود بايد دستكم به اندازه ي نرخ مرسوم بهره به اضافه مخارج ساليانه ي خانواده او ( درآمد ماهيانه شخصي ) به اضافه مقدار معقولي سود مستقيم ناشي از فعاليت باشد تا وي بتواند اندكي از آن سود را به افزايش سرمايه براي فراهم نمودن ملزومات توليد براي دوره ي بعدي اختصاص دهد و اندكي را نيز پس انداز نمايد . از طرفي وي بايد از ادواتي استفاده كند كه براي توليد هريك از آنان بهره اي پرداخت ميشود و خود او نيز براي تامين سرمايه ي برخي از آن ادوات بايد بهره اي پرداخت كند . يعني بعنوان مثال تراكتور در جايي توليد ميشود و براي تامين مالي توليد آن بهره پرداخت ميشود و تازه خود اين تراكتور نيز از مونتاژ مجموع قطعاتي شكل ميگيرد كه براي توليد هريك از آن قطعات در كارخانه هاي مختلف بهره اي پرداخت ميشود . توليد ساير ملزومات و ادوات كشاورزي در كارگاه ها و كارخانه هاي مختلف نيز با توجه به اينكه تمامي صنايع فعّال براي تامين مالي خود پرداخت نرخ هاي بالايي از بهره را متحمّل ميشوند ، با چنين وضعي مواجه است و بايد براي هريك از آنان مبالغي بعنوان بهره پرداخت گردد و حاصل جمع بهره هاي پرداختي در طي تمام اين مراحل توليد ، در زمان تهيه و حمل به مزرعه توسط كشاورز بايد پرداخت شود و اين همان هزينه هاي كاذبي است كه به توليد كشاورزي تحميل ميگردد و حاشيه سود آنرا پايين مي آورد و موجب ميشود تا بازده سرمايه گذاري در آن بخش نسبت به نرخ بهره ، در دورباطلي زنجيره وار ، بسيار پايين تر از آنچه تصوّر ميشود قرار گيرد و هرچه بهره تعديل شده و به ارقام واقعي خود نزديكتر شود ، اين دايره ي دور باطل كم رنگ تر خواهد شد و آثار سوء آن بر سرمايه گذاري بخش كشاورزي كمتر خواهد گرديد . از طرفي انحصار بي معني برخي سازمانهاي خاصّ در توزيع بسياري از نهاده هاي كشاورزي در كشور ما ، مسئله اي است كه موجب دخالت هاي بي پايه و اساس در امر توليد شده و توليدات كشاورزي را نسبت به رفتار و برنامه ريزي آن سازمانهاي خاصّ به شدّت تاثير پذير نموده است و فضايي غير شفّاف و غير قابل برنامه ريزي را براي بسياري از فعّالان اين بخش ايجاد كرده و نوعي اخلال در نظم طبيعي توليد را بوجود آورده است . دخالت برخي سازمانها در كنترل بازار به بهانه ي دفاع از حقوق مصرف كننده نيز نكته اي است كه به رونق هرچه بيشتر دلّالي محصولات زراعي انجاميده و سودهاي بسيار كلاني را به سود دلآلان و واردكنندگان اينگونه محصولات و به زيان توليد كنندگان واقعي اين بخش ايجاد كرده است و با وجود چنين شرايطي است كه امنيّت سرمايه گذاري به شدّت در مخاطره قرار ميگيرد و دلّالان محترم ! ، هر زمان كه تشخيص دهند و به بهانه ي حمايت از مصرف كنندگان ، اقدام به واردات كالاي كشاورزي ميكنند و ضربه هاي بسيار سنگيني را بر بدنه ي اصلي اين بخش كه توليد كنندگان خرده پاي روستايي و مصرف كنندگان حقيقي جامعه هستند وارد ميكنند و بدين ترتيب موجبات دلسردي و عدم توان برنامه ريزي و تمركز توليد كنندگان را در اين بخش فراهم مي سازند و سبب ساز وقوع خللي بزرگ در برنامه هاي كلان توسعه اي كشور ميشوند . بسياري از عوامل بازدارنده ي ديگر مانند كوچك بودن اراضي كشاورزي در بسياري از نقاط و عدم وجود متخصّصين بومي كشاورزي و . . . نيز وجود دارند كه در درجه ي دوّم اهميّت قرار دارند و براحتي قابل حل هستند و توضيح آنها در اين مقال نمي گنجد و بايد در وقت ديگري مطرح گردند .
    راهبرد ملّي بخش كشاورزي : نگارنده در بسياري از نوشته هاي پيشين بارها بر اين نكته تاكيد كرده است كه بخش كشاورزي ميتواند و بايد بستر ساز توسعه ي اقتصادي – اجتماعي كشور و راه انداز و پشتيبان طبيعي بسياري از شاخه هاي گوناگون صنعتي باشد . جا دارد اضافه كنم كه در اين خصوص طرحي عملياتي تدوين نموده و در روزهاي آغازين شروع بكار دولت نهم ، آنرا براي تقديم به وزارتخانه ي متولّي بخش مذكور بردم كه در نهايت تاسف بخاطر برخي مسائل سليقه اي شخصي ، از سوي سكّاندار آن سازمان پس رانده شدم ! و ناچار ارائه ي آنرا گذاشتم به وقتي مناسب . امروز بالارفتن قيمت جهاني غذا يكي از هزاران فرصت پيش روي بخش كشاورزي كشور ميباشد كه اگر بخش كشاورزي ايران بسرعت فعّال شود ، ميتواند با استفاده از همين پتانسيل و امكانات موجود خود ، تا بيش از چهل برابر فروش نفت خام ، درآمد عايد اقتصاد ايران نمايد و زنجيره اي بسيار پويا را در توليد ملّي تشكيل داده و هدايت كند و در بحران كنوني جهان ، ضمن تامين غذاي بخش بزرگي از جمعيّت كره ي خاكي ، ايران عزيز را بعنوان پرچمدار دوستي و محبّت به مردم ديگر نقاط دنيا معرّفي نمايد . بخش كشاورزي ايران توان آنرا دارد كه با فعال شدن ظرفيتهاي بالقوّه و كشف نشده و دست نخورده ي غير قابل اشباع خود ، بخش بسيار بزرگي از نيروي كار كشور را بطور مستقيم جذب نموده و در خود جاي دهد و از طرفي هم طيف وسيعي از صنايع وابسته را به حركت اندازد و بدين ترتيب نقشي بسيار موءثر را در هدايت ، بازسازي و ساماندهي اقتصاد نابسامان كشور ايفا نمايد و رفاه اجتماعي را در عاليترين سطح ممكن براي هموطنان رقم زند . اين صنايع در دو گوه بالا دستي مانند : توليد ماشين آلات كشاورزي ، توليد تجهيزات دامداري و دامپروري ، توليد تجهيزات آبياري نوين ، توليد كود و سمّ و ديگر ملزومات و نهاده هايي كه بطور مستقيم در عمليات زراعي مورد استفاده قرار ميگيرند و همچنين گسترش دامداري و دامپروري و صنايع پايين دستي بخش مانند : انواع صنايع توليد كننده ي غذا كه بطور مستقيم به تبديل محصولات بخشهاي مختلف زير مجموعه ي كشاورزي به غذا ميپردازند و بسياري از صنايع واسطه اي كه توليد ماشين آلات مورد استفاده ي مجموعه ي صنايع غذايي را بر عهده دارند و سيستم هاي مختلف توزيعي كه طبعا شكل خواهند گرفت تقسيم بندي ميشوند و همگي ثمرات توجه به شكل گيري و اجراي بي كم و كاست استراتژي شفّاف توسعه اي با محوريّت بخش كشاورزي هستند . شايد اگر درست به اطرافمان نگاهي بياندازيم و چشمانمان را باز كنيم ، برخلاف ادّعاهاي كساني كه ميگفتند : (( ايران يك كشور كشاورزي نيست و بايد صنعتي شود )) ، توسعه بخش كشاورزي نه تنها منافاتي با صنعتي شدن ندارد و از آن جدا نيست ، بلكه تاريخ اقتصادي جهان ثابت كرده است كه كشاورزي بزرگترين پشتوانه ي توسعه صنعتي در جهان توسعه يافته و قدرتمندترين (( صنعتِ صنعت ساز ))جهان است و از اين روي است كه داراي قدرتي شگرف در جهت دهي اقتصادي و شكوفائي صنعتي ايران عزيز ميباشد .
    نتيجه گيري : همانطور كه در بالا آمد ، با توجه به گران شدن قيمت مواد غذايي در جهان ، فعاليت در بخش كشاورزي كشور ميتواند سودآوري خوبي داشته باشد و فرصتي گرانبها را نصيب اقتصاد ايران نمايد و مزيّتهاي نسبي ذاتي اقتصادي كشور كه تا كنون به هر دليلي به آنها بي توجّهي شده است را در بالاترين سطح ممكن شكوفا نمايد . ولي آيا در شرايط كنوني كه بانكها بعنوان منابع تامين مالي جامعه ، پول را كه خون شريان اقتصادي كشور است به رهبري رئيس كلّ بانك مركزي در خزانه سه قفله نموده اند و بسياري از فعاليتهاي صنعتي بخش خصوصي را در حالت اغماء فرو برده اند ، صنعت و كشاورزي كه بعنوان دو قطب اقتصادي مكمّل يكديگر و دو بال پر قدرت كشور براي نيل به توسعه ، بايد همديگر را مورد پشتيباني قرار دهند و فعّال سازي ظرفيتهاي يكديگر را توجيه نموده و پوشش دهند ، چگونه ميتوانند به حركت درآيند ؟ اينكه درب خزانه را بروي فعاليتهاي مولّد توليدي و صنعتي سه قفله نموده اند در تناقض با نصّ صريح دستور قانون برنامه پنج ساله چهارم توسعه نميباشد ؟
    در خاتمه كلام يادآوري ميكنم كه بخش كشاورزي تنها در صورتي رونق خواهد يافت و سرمايه گذاري در آن موءثر خواهد بود كه زنجيره ي صنايع ياد شده ي وابسته به آن بسرعت ايجاد شده و يا فعّال شوند و بصورتي پويا فعاليت كنند و اين جز از طريق بازشدن قفلهاي خزانه كه لطمات جبران ناپذيري را بر پيكره ي صنعت و مجموعه ي توليد كشور وارد كرده است و تزريق سريع منابع پولي با نرخ قانوني آن به بخش توليد و جلوگيري از مرگ صنايعي كه نيمه جان افتاده اند ، محقّق نخواهد شد . در اين خصوص نيز برنامه چهارم توسعه راهگشاست و صراحتا در بند (( د )) مادّه 1 به دولت اجازه داده است كه تا پنجاه درصد از موجودي حساب ذخيره ارزي را براي سرمايه گذاري در طرحهاي توليدي بخش خصوصي استفاده نمايد . بجاست كه با بازنگري صادقانه و بدور از پيش داوريهاي مغرضانه ، كمي به عقب بازگرديم و دلايل بي ثباتي اقتصادي و علل اصلي بوجودآورنده ي تورّم را در اقتصاد ملّي ايران موشكافانه بشناسيم و داروئي را مبتني بر واقعيّات موجود جامعه ايران و بر پايه ي توليد ناب براي توسعه ي اقتصادي كشور تجويز نماييم . آنگاه بر همگان ثابت خواهد شد كه بخشهاي مختلف توليدي كشور هميشه در صف اوّل سازندگي و مبارزه با بي عدالتي اقتصادي و شكوفائي اقتصادي و بهينه سازي استفاده از امكانات و توانمندي هاي ملّي بوده و خواهند بود . خوب است كساني كه با سياه نمايي سعي در بي اعتبار نمودن تلاشهاي بخشهاي توليدي و فلج سازي توان بالفعل اقتصادي كشور دارند ، بر سر عقل آمده و از اين رويه دست بردارند تا خود و فرزندانشان در آينده ي نزديك ثمرات مبارك رونق توليد ملّي را لمس كنند .

  8. Top | #512
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اصول کشت و صنعت سهامی در صنعت میگو

    اصول کشت و صنعت سهامی در صنعت میگو

    کشت و صنعت سهامی الگوی اقتصادی جدیدی است که نسبت به الگو های اجرا شده در صنعت میگوی ایران از امتیازات ویژه ای بر خوردار است که در مقاله الگوهای اقتصادی در صنعت میگوی ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در حال حاضر ایراد اصلی در تولید میگو کاهش سود ، کمبود نقدینگی و عدم ثبات بازار است. کشت و صنعت سهامی همانگونه که از اسم آن پیداست به تعداد زیادی سهامدار تعلق دارد و برنامه کاری آن منظم و بر اساس یک مدیریت متمرکز استوار است .کشت و صنعت سهامی در قالب یک شرکت که می تواند سهامی خاص یا تعاونی باشد همانند سایر کشت و صنعت های موجود در کشوراختیار تمام حلقه های تولید را دارد و تفاوت آن با سایر کشت و صنعت ها در ماهیت آن است نه درعملکرد آن .در کشت و صنعت های غربی مالکیت به افراد کمی تعلق دارد و در کشت و صنعت های شرقی مالکیت دولتی است در حالیکه در کشت و صنعت سهامی مالکیت از آن سهامداران زیادی است .
    بنا بر این با متمرکز کردن تعدادی از مزارع میگوی زیر 20 هکتار در یک واحد کشت و صنعت سهامی بسیاری از هزینه های تکراری در استفاده از ماشین آلات ،نیروی انسانی و مدیریت های متفاوت حذف خواهد شد . و بکارگیر ی کارشناسان مجرب مقرون بصرفه بوده وسود حاصل از حلقه های تولید به کشت و صنعت بر می گردد. و نیاز به نقدینگی کل حد اقل 50 % کاهش و سود حاصله حداقل 30% افزایش می یابد .
    آنچه ما به عنوان اصول ا ولیه آورده ایم در 10 اصل و 41 بند خلاصه شده است و علاقمندان بر اساس شرایط خود می توانند اصولی را حذف یا اضافه نمایند .

    1- اهداف کشت و صنعت سهامی

    الف : حفظ مالکیت مزارع میگوی خرد و جلو گیری از توسعه سرمایه داری غربی دربخش آبزی پروری.

    ب: خارج شدن ازوضعیت تولید میگوی تحقیر آمیز .

    ج: بی نیازی نسبت به اربابی بانکها .

    د : تولید با برنامه ریزی منظم با مدیریت متمرکز.

    ح : داشتن اختیار تمام حلقه های تولید از تکثیرمیگو تا فروش محصول برای مد یریت بهتر.

    و: فعال سازی مزارع راکد ، افزایش اشتغال و رونق اقتصادی .

    ز : اطمینان بخشیدن به سود دهی صنعت پرورش میگو و افزایش سرمایه گذاری .

    ه : کاهش هزینه ها ، افزایش سود و تولید پایدار.

    ط : حذف یارانه صادراتی پس از سه سال از صنعت میگو .

    2 - راهکارهای دست یابی به کشت و صنعت سهامی


    الف : تولید در قالب یک مجموعه متمرکز با مدیریت واحد وشراکت در سود وزیان انجام شود .

    ب : یارانه صادراتی میگو برابر با سه سال تولید بصورت یکجا در اختیار کشت و صنعت قرار گیرد .

    ج : امتیاز کارگاه تکثیر ، تولید خوراک و عمل آوری به کشت و صنعت سهامی واگذار شود .

    د : : در سالهای اول مزرعه داران با همکاری یک یا چند شریک( بانک ) اقدام به تولید نمایند .

    ح : سود حاصل از تولید در سالهای اول و دوم برای سرمایه گذاری استفاده گردد .

    و : درصدی از سود سال سوم به بعد برای افزایش نقدینگی و تکمیل سرمایه گذاری استفاده شود .

    ز : سهم هر مزرعه بر اساس سطح زیر کشت آن مزرعه محاسبه گردد .

    ه : هر کشت و صنعت سهامی حداقل 100 و حداکثر 500 هکتار زمین در اختیار داشته باشد.

    ط : ورود عضو جدید با پرداخت حق عضویت و رضایت هیئت مدیره صورت پذیرد .

    3- نحوه همکاری مزرعه داران میگو با کشت و صنعت سهامی :

    الف : مزرعه داران بعنوان سهامدار تمامی امکانات مزرعه رادر اختیار کشت و صنعت می گذارند .

    ب : مزرعه داران می توانند مالکیت خود را حفظ و مدیریت تولید را به کشت و صنعت واگذار نمایند .

    ج : مزرعه داران می توانند با رضایت هیئت مدیره به شکل سرمایه گذار ، مشاور ،کارشناس ، سرکارگر و کارگر در کشت و صنعت فعالیت نمایند .

    4- انتخاب مدیر تولید

    الف : مدیر تولید از طرف هیئت مدیره انتخاب و سایر اعضاء در این کار دخالتی ندارند .

    ب : مدیر می تواند از اعضائ هیئت مدیره یا هر شخص حقیقی یا حقوقی باشد .

    ج : هیئت مدیره در صورت نا رضایتی ازعملکرد مدیر تولید ، مسئولیت را به شخص دیگری واگذا ر می نماید .

    5 - شرح وظایف و اختیارات مدیر تولید عبا تند از :

    الف : مسئولیت انتخاب کارگر و سرکارگر را دارد.

    ب : بررسی و برآورد کننده نهاده های مورد نیاز دوره پرورش و مسئول آماده سازی سایت برای تولید است .

    ج : مدیر مسئو لیت دارد در اسرع وقت نسبت به رفع نواقص احتمالی دوره پرورش اقدام کند.

    د : هماهنگی و نظارت بر ارائه خدمات کارشناس یا کارشناسان مزارع را بعهده دارد .

    ح : مدیر تولید در خصوص هزینه کرد باید موافقت نمایندگان هیئت مدیره را داشته باشد .

    و : تهیه گزارش شفاهی جهت سرعت در هماهنگی و گزارش کتبی برای مستند سازی لازم است .

    ز : مدیر موظف است نماینده یا معاون خود را به هیئت مدیره معرفی تا هیئت مدیره صلاحیت ایشان
    را بررسی نماید .

    ه : مدیر تولید و نماینده ایشان باید در سایت حضور دائم داشته باشند . و خروج ایشان باید با هماهنگی باشد .
    ط : مدیر تولید در صورت کارایی نا مناسب نماینده می تواند ایشان را کنار گذاشته و شخص دیگری را معرفی نماید

    6- حقوق و مزایای مد یر و نماینده مدیر تولید

    الف : حقوق و مزایای مدیر تولید بر اساس حجم کار ، سابقه کاری و عرف محل توسط هیئت مدیره تعیین می گردد .

    ب : حقوق مدیر تولید 50 درصد بصورت ماهیانه و ما بقی در پایان دوره پرداخت خواهد شد .

    ج : حقوق نماینده مدیر تولید از طرف هیئت مدیره تعیین میگردد .

    د : در صورتیکه مدیر در امور محوله کوتاهی نماید هیئت مدیره با تشخیص خود از پرداخت
    50 درصد حقوق مدیر در پایان دوره خود داری می نماید .

    7 – انتخاب شریک و شرایط شراکت عبارت است از :

    الف : شریک می تواند آورده نقدی یا اقلامی از نهاده های تولید را فراهم کند .

    ب : سود شریک با آورده نقدی برابر ... درصد و سود شریک با آورده نهاده تولید برابر... درصد محاسبه می گردد .

    ج : شریک می تواند بدون دریافت سود، محصول میگوی تولیدی را با قیمت از قبل تعیین شده دریافت نماید.

    د : شریک می تواند با داشتن کارگاه خورا ک یا لارو یا کارگاه عمل آوری از ابتدا در سود و زیان گروه تولید سهیم باشد ( فعال سازی کارگاه های راکد ).

    8- هیئت مدیره موظف است یک کارشناس بومی بعنوان بازرس در کنار سایر کارشناسان انتخاب تا از عملکرد درست کارشناسان اطلاع و برای بهبود عملکردشان راهکار ارائه نماید .

    9- نمایندگان هیئت مدیره و کارشناس بازرس که غیر مستقیم با تولید در گیر هستند حقوق دریافت می کنند ومیزان حقوق از طرف هیئت مدیره تعیین می گردد .

    10- رئیس و اعضاء هیئت مدیره بر اساس نوع شرکت انتخابی (سهامی خاص یا تعاونی ) انتخاب می شوند .
    منبع:منصور خیاطیان - کارشناس ارشد تکثیر و پرورش- شیلات هرمزگان - بندر لنگه

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...