لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 18 از 177 نخستنخست ... 81415161718192021222868118 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 137 تا 144 , از مجموع 1410

موضوع: گنج یابی و کشف عتیقه ها

  1. Top | #137
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض غارهاي باستاني ايران

    غارهاي باستاني ايران
    در مورد غارهای ایران حرفی براتون نمی زنم چون اگه بخوام بنویسم خودش 10 تا وبلاگ می شه و فعلا فقط به دو مسئله کلی که به حفاری مربوط می شه بسنده میکنم و کروکی چند تا غار را براتون تو وبلاگ میزارم.
    توجه داشته باشید که برای شناخت و کشیدن کروکی دقیق این غارها چیزی بیشتر از ده سال وقت توسط دوست خوبم داريوش صرف شده که ماه عسلش به سادگی در اختيار دوستان عزیز قرار میگیره.
    موضوع کوچکی که میخواستم برای شما در مورد غارها بگم این 2 مسئله هست:
    1- اکثرا غارهای ایران دفینه دارند (تقریبا 90%)

    ۲- غارهائی که طول آنها بیشتر از 30 متر باشد برای این منظور انتخاب می شدند و غارهائی که در زمان های قدیم محل سکونت بودند.

    كروكي غارهاي باستاني :

    کروکی غار شیل گنج در به طول 13 متر

    کروکی غار آق قایا

    کروکی غار افغان به طول 174 متر
    کروکی غار بورنیک کوچک
    کروکی غار پودنیک به طول 51 متر
    کروکی غار پیرزن خانی
    کروکی غار دربند سمنان به طول 114 متر
    کروکی غار زاغه بزرگ به طول 110 متر
    کروکی غار شاگین به طول 350 متر
    تعدادی از غارهای ایران را براتون نام میبرم و مکانهای آنها را نیز مینویسم تا بعد سر فرصت کروکی آنها را نیز در اختیار شما قرار دهم.

    1- غار آب کناری در کوه خیص در کوهدشت
    2غار آتشگاه در شمال غربی کاشمر
    3غار آزاد در توسرکان
    4غار آزاد خان در نزدکی محلات
    5غار آسانگران در شمال غربی کوههای پرو کرمانشاه
    6غار آسیی در نزدکی انجدان اراک
    7غار آق قایا در جاده همدان
    8غار آوازا در کرمانشاه
    9غار اخلمه در نزدکی مشهد در دهی به همین نام
    غار ارژنگ نزدیک دماوند
    غار آوهزا در شنقر کلیایی
    غار اسبول در کوهای رالون در نزدکی میگون
    غار اسپند خورشید در فیروزکوه
    غار استاد در نزدکی شیروان در دهی به همین نام
    غار اسک در جاده آمل در دره هراز نزدیک آب اسک
    غار اسکندر در دامنه کوه سهند
    غار اشکف بلند در غرب شیراز
    غار اصحاب کهف در کوه هفت تنال بختیار
    غار افغان در مبارکه گرمسار
    غار انبهون در زرین دشت
    غار انجدان در شرق اراک در دهی به همین نام
    غار اوله تاو در ارتفاعات سیوان در ایلام
    غار ایوان در کوهای شهر ری
    غار بابا جابر در محلات در دهی به همین نام
    غار باغچه در قوچان به سمت دره گز در دهی بنام آسیاب
    غار برج در طالاقان
    غار بزلی در نزدکی قلعه دژ
    غار سفید نام در دهکده چیلک
    غار بزمیدان در چناران مشهد
    غار بگیچه در همدان
    غار بنایی در یزد
    غار بورنیک کوچک در مهاباد
    غار بورنیک بزرگ در مهاباد
    غار بیدخت در نزدکی گناباد در رشته کوهای کلاری
    غار بیدک نزدیک بجنورد دهی به همین نام
    غار بیمار آب در حدود 50 کیلومتری مشهد دهستان کارده دهی بنام

    کوشک آباد در مغرب آن
    غار پراو در کرمانشاه
    غار پرده رستم در جمع آب چناران مشهد
    غار پرو یا پر آب در حدود 10 کیلومتری کرمانشاه
    غار پری یاغی در حدود 30 کیلومتری شرق شیراز
    غار پلنگ در 12 کیلومتری (کمهِ) از بخش سیمدم اصفهان
    غار پلنگ در نزدکی فیروز کوه
    غار پلنگان در کوه ستخرگزین در شمال غربی شیراز
    غار پودنیک در نزدکی ساوه
    غار پوستین دوز در 30 کیلومتری شمال غربی شیروان در روستای
    لوجعلی
    غار پهاوان اشگفت در یزد
    غار قلعه دختر در قلعه دختر دهدشت
    غار پیرزن خانی در نور و کوجور در نزدکی ده اوزکلاه
    غار پیری در جنوب شیر کوه ِ شیروان در منطقه ای به نام اٌی سورمه
    غار تاوان در 120 کیلومتری شرق شیراز به سمت جهرم
    غار تارون در دامنه کوه تارون واقع در 40 کیلومتری جنوب شرقی
    شاهرود
    غار تایله نو یا تایوله در کرمانشاه

    غار تخت در همدان در نزدکی دهی به نام قلی آباد تهران
    غار ترخان در کرمانشاه در روستای سمتیان از بخش بیلوار
    غار تشهید در جاده ملایر
    غار تعارچه آسیی به سمت انجدان
    غار تک چای در جنوب محلات
    غار تیره زرد در ایلام
    غار چال نخجیر در 80 کیلومتری شمال شرقی دلیجان
    غار چاه ارازه در قریه آب سنجد یا باقرآباد در شرق مورچه خورت
    غار چاه پوده در 90 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان در دهی بنام پوره
    غار چاه پیرزن در نزدکی جاه قلعه بندر
    غار چاه حمزه در شهر ری
    غار چاه زرده در کوه راسوند در اراک

    غار چاه زنجیر در نزدکی میگون
    غار چاه زندان در نزدکی تکاب در منطقه کردستان در نزدکی تخت سلیمان
    غار چاه قلعه بندر (قهندژ) در شمال شرقی شیراز
    غار چاه مرگ در 55 کیلومتری شیراز در دشمن زیاری در دهی بنام شول
    غار چاه ودَمه در نزدکی اصفهان
    غار چاه های راسوند در 35 کیلومتری جنوب اراک در کوهای راسوند
    غار دامدام در نزدکی اراک
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirarshad (Monday 7 May 2012-1), سنگ نوشته (Friday 16 November 2012-1)

  3. Top | #138
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض " فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف "

    " فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف "
    انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
    در این میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجا دفن
    کنند.


    در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینی دفن می‌کردند

    پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.
    تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند. احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.
    مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.
    در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادی می‌طلبید.
    در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها را غول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.
    در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌ها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.
    در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنان جداگانه دفن شده است.

    در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند


    در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند. در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگار مانده است.
    داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
    پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌ی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عید مسیحی‌ست.


    حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خوار در پرواز بودند


    مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
    زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌دان است.
    استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردند مرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد و برای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.

    اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردند روح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست که حوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.
    در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.
    پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید، از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌ی آنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.
    تدفین در آب


    در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را به رود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

    هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

    در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراه اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

    در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم او آزاد می‌شود.

    در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.


    در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است


    ‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از جنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و با این فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

    بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌ها منسوخ شد.

    در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس از محاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهید روح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.


    با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیم بگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

    تدفین در زمانه‌ی ما

    مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیت می‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.

    اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا می‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

    در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
    گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمی‌گذارند.

    اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظر معماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
    پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.

    سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌ی آنان را بسوزانند.

    در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

    در آلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را در کفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #139
    پارسیان (شاپرزفا)
    samuel.parseh هم اکنون آنلاین است.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    شماره عضویت
    78421
    نوشته ها
    65
    میانگین پست در روز
    0.08
    تشکر ها
    11
    از این کاربر 47 بار در 21 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    پارسیان (شاپرزفا)

    دوستان علامت مرغ یا خروس در حالت نشسته به چه مفهومه..ممنون میشم جواب بدین:


  5. Top | #140
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض همه چیز درباره فلزیاب

    همه چیز درباره فلزیاب

    با توجه به اینکه درباره دستگاه فلزياب به زبان فارسي در اينترنت يا مجلات داخلي چيزي پيدا نمي كنيد و اگر هم چيزي باشد متعلق به شركت ها يا افرادي است كه از فروش فلزياب فايده مي برند بازار شايعات و دروغ و كلاهبرداري داغ است و شما هرگاه جنسي را خريديد و آن را امتحان كرديد تازه به معايب يا محاسن آن آگاه مي شويد من بعد از تجربه و آزمايش فلزياب هاي مختلف و تحقيق علمي و عملي درباره آنها اين مطالب را به زبان ساده و بدون استفاده از اصطلاحات و لغات فني مربوطه تهیه کردم تا قابل استفاده براي همه باشد.
    فلزياب چيست؟

    دستگاه فلزياب وسيله ايست براي پيدا كردن اجسام فلزي مخفي شده درون زمين ديوار يا مواد ديگر.

    فلزياب چگونه كار مي كند؟
    دستگاه فلزياب يك ميدان مغناطيسي در اطراف ديسك جستجوگر خود ايجاد مي كند. در زماني كه جسم فلزي در محدوده ميدان مغناطيسي قرار گيرد شدت ميدان مغناطيسي تغيير يافته ودستگاه فلزياب با احساس اين تغييرات متوجه وجود فلز در اطراف ديسك خود مي شود و آنرا آشكار مي كند. هر چه شدت ميدان مغناطيسي توليد شده توسط دستگاه بيشتر باشد عمق كشف فلز بيشتر خواهد شد. لازم به ذكر است كه عمق كاوش توسط فلزياب با توجه به جنس فلز اندازه و شكل فلز تغيير مي كند(كمتر يا بيشتر مي شود)
    انواع معمول فلزياب:
    ۱- فلزياب هاي تفريحي:(vlf)
    اين نوع فلزياب ها معمولا خيلي سبك و كم حجم بوده و ديسك آنها كوچك(ديسك استاندارد آنها ۲۵ سانتي متر)است وعمق كاوش فلز آنها نيز معمولا كمتر از يك متر است. يعني اين كه يك فلز مربع شكل به اندازه ۱متر در ۱متر را حداكثر از فاصله يك متري مي توانند پيدا كند. فلزياب هاي تفريحي براي كشف فلزات در سطح خاك طراحي شده اند. اين نوع فلزياب ها داراي صفحه نمايشگري ديجيتالي و پيشرفته هستند. فلزياب هاي تفريحي كه داراي نمايشگر ديجيتالي مي باشند قدرت تفكيكي برابر با ۸۰ درصد دارند. يعني فقط مي توانند فلزات آهني را از فلزات غيرآهني با دقت ۸۰ درصد جدا كنند.

    ۲- فلزياب هاي حرفه اي:(pi)
    فلزياب هاي حرفه اي داراي قدرت بسيار بيشتري نسبت به ديگر فلزياب ها هستند. فلزياب هاي حرفه اي داراي وزن سنگيني هستند زيرا در آنها به دليل مصرف زياد برق از باتري هاي اسيدي شبيه موتورسيكلت استفاده شده. و معمولا خود دستگاه يا باتري آنها يا هر دوي آنها به كمر شخص بسته مي شود. فلزياب هاي حرفه اي قدرت تفكيك ندارند و نمي توانند فلزات آهني را از غير آهني جدا كنند و هر فلز يا آلياژي را ببينند آشكار مي كنند. فلزياب هاي حرفه اي صفحه نمايشگر يا مانيتور ندارند و بسيار ساده مي باشند.

    ۳- فلزياب هاي صنعتي:
    از فلزياب هاي صنعتي در صنايع مختلف مانند فرش ماشيني-چوب بري و صنايع بسته بندي و كارخانه جات استفاده مي شود.

    ۴- فلزياب هاي فرستنده وگيرنده:(tr)
    فلزياب هاي فرستنده - گيرنده از يك ديسك فرستنده در جلو و يك ديسك گيرنده در عقب دستگاه كه معمولا به شكل مربع هستند تشكيل شده اند. اين نوع فلزياب ها قدرت تفكيك ندارند و فقط براي كشف فلزات بزرگ مانند لوله هاي آب و توده هاي بزرگ فلزي طراحي شده اند و به آنها گاهي انبوه ياب گفته مي شود. كار كردن با اين فلزياب ها مشكل بوده و به دليل دشوار بودن تنظيمدستگاه- خطاي زياد - گم كردن هدف - خطا در تعيين محل دقيق فلز - از استقبال عمومي برخوردار نبوده.

    اخطار:
    ازآنجايي كه فلزياب در كشور ما صنعتي تازه و بي سابقه است و اخبار و اطلاعات فني درباره آن كم مي باشد به همين دليل اكثر خريداران اطلاع كافي از سيستم هاي مختلف و كارايي آنها را ندارند و اين مشكل زمينه سواستفاده و كلاه برداري بعضي شركتها را فراهم كرده بطوريكه در چند سال اخير مشاهده شده دستگاه هايي مانند ولت متر - مولتي متر- فركانس متر- تستركابل و غيره را با تهيه كاتالوگهاي دروغي و جعلي با عنوان فلزياب و معدن ياب به افراد مختلف فروخته اند. در زير نام بعضي از آنها را ذكر مي كنم. بسيار مراقب باشيد.
    نام دستگاه هاي دروغي وبي ربط وبي فايده كه با نام فلزياب در بازار موجود است:
    ۱- ليزراسكن:
    ليزراسكن دستگاهي است كه با ارسال امواج ماورابنفش به صورت نقطه اي اختلاف دماي سطحي اجسام را اندازه مي گيرد و اعداد و ارقامي كه نشان مي دهد نسبي است و بسته به شرايط زماني و محيطي متغير است. اين وسيله جهت بعضي كارهاي مهندسي و نقشه كشي و آزمايشگاهي كاربرد دارد وهرگز ليزر اسكن يك فلزياب نيست.

    ۲-سيستم هاي آنتني:(ldl)(lrl)
    اين دستگاه ها شامل دو عدد سيم ال شكل مي باشند كه به آنها آنتن مي گويند.اين نوع دستگاه يك دروغ محض است و قسمت الكترونيكي آن كاري انجام نمي دهد. تمامي كساني كه سيستم آنتني خريده اند از خريد خود پشيمان شده اند. هرگز سيستم آنتني يك فلزياب نيست و هيچ چيزي را پيدا نمي كند.

    ۳- سيستم دوربيني:
    برخي شركت هاي كلاهبردار دوربين هاي هندي كم كه داراي فيلتر مادون قرمز مي باشند را به اسم فلزياب به مردم مي فروشند. هرگز فلزياب دوربيني وجود ندارد و من تا كنون چند نمونه از اين دوربين ها را ديده ام كه همگي كلاه برداري و دروغ محض بوده است.

    ۴- فلزيابي از راه دور:
    هنوز دستگاهي كه بتواند از راه دورفلز را پيدا كند ساخته نشده و وجود ندارد. بنابراين: هرگز فلزياب از راه دور وجود ندارد ولي چند نمونه دروغي و كلاهبرداري در بازار موجود است كه من همه آنها را آزمايش كرده ام و به شما تضمين مي دهم كه هيچ كاري انجام نمي دهند.

    ۵- فلزياب تصويري:
    بطور كلي فلزيابي كه بتواند تصويري از فلز مدفون شده نمايش دهد وجود ندارد(اگر چه با بهره گيري ازبعضي فن آوريهاي پيشرفته مانند اولتراسونيك و رادار امكان پذير است اما بسيار پر هزينه) ولي بعضي از افراد و شركت ها فلزياب هايي را كه نمايشگر ال سي دي دارند را به عنوان فلزياب تصويري معرفي كرده اند. در اين دستگاه ها بعضي از علايم مانند وضعيت شارژ باتري - وضعيت تنظيم و غيره روي صفحه نمايش داده مي شود و در معدودي از فلزياب هاي تفريحي فلزات كوچك تا عمق ۱۲ اينچ(۳۰ سانتي متر) بسته به شكلي كه دارند به صورت علامت مربع يا دايره يا خط نشان داده مي شوند كه البته نمايش اين علايم نيز با خطاي زيادي همراه است.

    چند نكته:
    تفكيك در دستگاه هاي فلزياب:
    به امكان تشخيص جنس فلز بوسيله فلزياب تفكيك گفته مي شود.
    اما ببينيم يك فلزياب پيشرفته چه جنس فلزي را تفكيك مي كند:
    گروه اول فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده دارند مانند آهن - فولاد -چدن. كه بطور كل به اين گروه فلزات آهني مي گويند.
    گروه دوم فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده ندارند و غير الكترومغناطيس هستند مانند سرب - قلع - نقره - مس - طلا - برنز - برنج - آلومينيوم-مفرغ كه بطور كل به اين گروه فلزات غير آهني مي گويند.
    توجه:
    يك فلزياب داراي قدرت تفكيك فقط مي تواند بگويد فلز زير خاك آهن است يا غير آهن آن هم با دقت ۸۰ درصد يك فلزياب داراي قدرت تفكيك حتي نوع پيشرفته آن نمي تواند بگويد فلز زير خاك طلا يا نقره است پس فريب تبليغات را نخوريد.
    عمق كاوش:
    عمق كاوش مهمترين نگراني استفاده كنندگان از دستگاه فلزياب است بطور كلي عمق كاوش به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :
    ۱- قدرت دستگاه - كه به نوع دستگاه و مدار الكترونيك آن بستگي دارد.
    ۲- اندازه فلز- هر چه فلز بزرگتر باشد در عمق بيشتري قابل كشف است.
    ۳- جنس فلز- حساسيت دستگاه ها نسبت به فلزات مختلف متفاوت است بطوريكه مقدار مشخصي از چند فلز مختلف در عمق هاي متفاوتي قابل كشف است.( بطور مثال : اگر در کاتولوگ دستگاهی ذکر شده باشد که عمق کاوش ۳ متر است این به آن معناست که فلزات آهنی را حداکثر تا عمق ۳ متر می یابد و فلزاتی همچون طلا و نقره با همان ابعاد را حداکثر تا عمق ۱ متر می یابد.)
    ۴- تكنولوژي ساخت و جنس سيم پيچ ديسك جستجوگر- در ساخت ديسك هاي فلزياب از فنون و آلياژهاي مختلفي استفاده مي شود بعضي از ديسك هاي جديد عمق كاوش را تا ۳۰ درصد افزايش مي دهند.
    ۵- شكل فلز- عمق كاوش براي اشكال مختلف اجسام فرق مي كند.
    ۶- جنس زمين و خاك - در زمين هاي سنگي و سنگلاخي عمق كاوش كمتر است.


    اگر قصد خريد فلزياب را داريد توصيه هاي زير را جدي بگيريد:
    ۱- قبل از خريد هر دستگاهي نسبت به سيستمهاي مختلف و كارايي آنها از منابع مختلف و بيطرف اطلاعات لازم را كسب كنيد.
    ۲- فلزياب را فقط با امتحان و آزمايش بر روي زمين(خاك) خريداري كنيد.
    ۳- قبل از خريد دستگاه از گارانتي و خدمات پس از فروش آن اطمينان حاصل كنيد.
    ۴- از شركت هاي باسابقه و معتبر خريد كنيد.
    ۵- از خريد دستگاه هاي بدون شماره سريال و فاقد برچسب و كارت خوداري كنيد.
    ۶- قبل از خريد با افراد متخصص و باتجربه و شركت هاي مطرح در عرضه فلزياب مشورت كنيد.
    ۷- فريب ظاهر يا كاتالوگ يا مدل- خارجي يا ايراني بودن فلزياب را نخوريد و قبل از هر چيز بسيار تحقيق كنيد.
    ۸- براي كارها و مكان هاي مختلف نوع فلزياب فرق مي كند فلزياب هاي مخصوص گنج يابي يا عتيقه وآثارباستاني با فلزياب هاي مخصوص مين يابي و مناطق جنگي يا معدن يابي و غيره فرق مي كند. پس قبل از هر چيز ببينيد براي چه كاري و كجا مي خواهيد از فلزياب استفاده كنيد بعد متناسب با آن فلزياب بخريد.



    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    سنگ نوشته (Friday 16 November 2012-1)

  7. Top | #141
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بانک اگیـبی و شرکا نخستین بانک شناخته شده در جهان

    بانک اگیـبی و شرکا

    نخستین بانک شناخته شده در جهان
    پارسیان (شاپرزفا)پیداست که با فرمانروایی کورش اقتصاد ایران وارد مرحله­ی نوین و جهانی خود شد، که تا فروپاشی حکومت ساسانیان، روند عمومی آن کم و بیش دست نخورده ماند. گشودن لیدی، کشور ثروتمندی که مردمش به مبتکران ضرب سکه شهرت دارند و گشودن بابل، یکی از معدود باراندازها و بازارهای کهن بین المللی، ایران را، از سند تا مدیترانه، به بزرگترین مرکز اقتصادی جهان باستان تبدیل کرده بود.
    این گستره­ی بزرگ دادوستد، با سه مرکزیت همدان، پاسارگاد و بابل و در کنار این سه، مرکزیت­های بزرگی مانند اورشلیم و سارد، ناگزیر از برخورداری از شبکه­های مالی بزرگ بود، که بتواند جوابگوی آن همه تحرکی باشند که یک شبه پدید آمده بود.


    پارسیان (شاپرزفا)
    شاید شگفت انگیز باشد، که این نظام جدید، از بانکی، تقریبا مانند بانک­های امروز برخوردار بوده است.
    قدیمی­ترین بانک (= بنگاه فارسی) شناخته شده در قلمرو ایران در زمان کورش بزرگ، به بانک «اِگیبی و پسران» مشهور بود.
    (1) درباره­ی این سازمان مالی نیز آگاهی­های ما، به سبب نبود ِخط از درون خاک ایران نیست. با بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی و جهان گشایی کورش و برقراری آرامش و امنیت در آبادی­ها و راه­ها و همچنین آغاز رونق نقش سکه، شبه بانکداری نیز، که از هزاره­ی دوم پیش از میلاد در بین­النهرین تا حدودی شناخته شده بود، وارد مرحله­ی نوینی شد. معمولا کارهای مالی را معبدها به عهده داشتند، اما از اواخر سده­ی هفت پیش از میلاد که با فروپاشی یا ضعف حکومت­های بین­النهرین، معبدها توانایی پرداختن به امور مالی را از دست دادند، این شبه بانک­ها شکل جدی­تری پیدا کردند. این بانک­ها نخست فقط وام می­دادند و برای وام گرویی قابل توجهی، مانند زمین کشاورزی یا برده برای بهره برداری و بهره کشی، در اختیار بانک قرار می­گرفت.(2)
    پارسیان (شاپرزفا)شاهنشاهی پارس برای نظام بانکی امکاناتی فراهم آورد که پیشتر هرگز وجود نداشت. تا این زمان تنها امیران و روحانیان، به استثنای موردهای نادر به امر بانکداری و پول می­پرداختند. ظاهرا در زمان هخامنشیان بانک­های حقیقی و خصوصی مانند بانک اگیبی و پسران و بانک «مورشو و پسران»، برای نخستین بار به طور رسمی تاسیس شدند و یا هویتی رسمی یافتند. سدها سند بانکی از بایگانی این بانک­ها، از آن میان بانک وارسان شخصی به نام اگیبی از اهالی بابل به خط میخی به دست آمده است، (3) که آگاهی­های گرانبهایی درباره­ی نظام بانکی عصر باستان در اختیار ما می­گذارد.
    با اینکه این بانک از آن ایرانیان نبود اما چون در قلمرو حکومت هخامنشیان کار می­کرد عملا سازمانی ایرانی به شمار می­آمد و حتی برای دولت مرکزی مالیات و خراج جمع­آوری می­کرد.
    (4)
    آغاز کار بانک اگیبی و شرکا به سده­ی 7 پیش از میلاد می­رسد و به گمان از زمان «نبوکدنـَزر»(نبوکدنصر)، تا داریوش فعالیت داشته است.
    «اونگند»
    (5) که ضمن مقاله­ای ارزشمند خاندان اگیبی را معرفی کرده است گمان می­کند، که نخستین اگیبی در سال­های میان 690 تا 610 پیش از میلاد زنده بوده است. بانک «اگیبی و پسران» با بانک دیگری به نام «مورشو و پسران» در طول فعالیت خود تمام قدرت پول منطقه را در اختیار خود داشتند (6).
    بانک اگیبی و پسران به امور رهنی و اعتباری و همچنین امانی می­پرداخت. سرمایه­ی بانک صرف امور مربوط به مسکن، مزرعه، دام و کشتی­های باربری می­شد. پول، غله، خرما، آجر و دیگر وسایل مصرفی و حتی برده در قبال بهره­ی زیاد به صورت جنسی به بانک سپرده می­شد.
    (7)
    بردگان برای «بهره گیری نامشروع» به متقاضیان اجاره داده می­شدند. گله­های بزرگ در اختیار طرف قرارداد قرار می­گرفت و به جای بهره تعداد زیادی از بره­ها، پشم و پوست دریافت می­شد. علاوه بر این، بانک اداره­ی ملک افراد را در برابر سود در اختیار می­گرفت.
    ایرانی­های مقیم بابل که خود تمایلی به کار روی ملک خود را نداشتند، از این موقعیت استفاده می­کردند. بانک حتی در قبال بهره­ی غیر مستقیم پرداخت بدهی افراد را به عهده می­گرفت. غنیمت­های جنگی نیز به بانک فروخته می­شد.
    (8)
    در بانک اگیبی، حسابی مانند حساب جاری بانک­های امروزی وجود داشت و استفاده از چک نیز معمول بود.
    (9)
    پارسیان (شاپرزفا)از لوحی که در بابل به دست آمده است چنین برمی­آید که در ماه سپتامبر 537 پیش از میلاد شخصی به نام «تادانو» مقداری نقره به «ایتی - مردوک - بلاتو» رییس بانک اگیبی، سپرده است، تا در ماه نوامبر بهره­ی آن را دریافت بکند. این سند در اکباتان تنظیم شده است و پیداست که به هنگام نوشتن سند، مسوول بانک (یکی از اگیبی­ها ؟) در پایتخت بوده است. (10)
    در این سند مقرر شده است، که وام پرداخت شده در بابل، به صورت خرما به نرخ روز بازپرداخت شود.
    همچنین دیده می­شود، که 4 سال بعد، همین شخص در یک شهر ایرانی، به این دادوستد پرداخته است، اما این بار قرار شده است، که وام در اکباتان بازپرداخت شود.
    در لوحه­های متعدد دیگری به تاریخ دوران پادشاهی کمبوجیه (یک مورد به تاریخ پادشهای بردیا [وَهَیزداتــَه]) معلوم می­شود، که بانک اگیبی در پارس، در جایی به نام «خومدشو»(خومَـدِشو) یا «متزیش»(مَـتـِـزیش)، در نزدیکی تخت جمشید، سرگرم کار بوده است.
    چهار قرارداد ایتی - مردوک - بلاتو در این شهر بدست آمده است. موضوع مربوط بوده است به خرید بردگانی که نام ایرانی دارند و فروش آن­ها در بابل شگفت انگیز است، که بار دیگر همان­ها را به طرف تجاری خود در متزیش فروخته است.
    (11)
    معمولا مورخان درباره­ی برده داری در ایران در مقایسه با دیگر جاها با کمبود سند روبرواند. بنابر این این سند را می­توان نخستین سند به شمار آورد !
    از سندهای مربوط به بانک اگیبی چنین برداشت می­شود که ایتی - مردوک - بلاتو در سال­های 575 تا 520 پیش از میلاد زنده بوده است. از اینکه ایتی - مردوک - بلاتو رییس بانک اگیبی و برادرانش در سال 536 تا 535 پیش ار میلاد مبلغ هنگفتی از کمبوجیه، ولی­عهد کورش بزرگ، وام گرفته­اند
    (12) می­توان چنین نتیجه گرفت که بانک اگیبی ارتباط خوبی با دربار ایران داشته است.
    متاسفانه از مدرک­های موجود درباره­ی علت این وامگیری چیزی به دست نمی­آید. امکان دارد، که دربار و یا دست کم ولی­عهد، با این بانک شریک بوده است. در هر حال خواه کمبوجیه شریک بوده باشد، خواه پردازنده­ی وام، پیداست که دامنه­ی فعالیت بانک برای داشتن دستی باز در کارهای بانکی، بطور صوری از کمبوجیه وام گرفته است. در هر حال سود کمبوجیه بایستی مبلغ چشمگیری بوده باشد، که او به این همکاری تن داده است.

    پارسیان (شاپرزفا)
    ظاهرا خاندان اگیبی از یهودی­های مهاجر بوده­اند و نام بنیانگذار بانک «یعقوب» بوده است. (13) در حالیکه به نظر اومستد (14) در سراسر نیمه­ی اول فرمانروایی هخامنشیان بهره­ی بانکی، اغلب به صورت جنسی، تقریبا بدون استثنا 20 در 100 بوده است، میلو (15) معتقد است، بهره­ای که در زمان نبوکدنزر حدود 10 در 100 و در زمان کورش و کمبوجیه بیش از 20 در 100 رسیده و حتی در پایان سده­ی 5 پیش از میلاد به 40 تا 50 در 100 بالغ شده است.
    هرگاه وام در روز سررسید پرداخت نمی­شد، جریمه­ی سنگینی به میزان بدهی افزوده می­شد. گاهی سندها را شخص دیگری پشت نویسی می­کرد و چنانچه از طرف بدهکار، در پرداخت به موقع کوتاهی می­شد، ظهرنویس مسوول پرداخت بود.
    برای وامی که گرویی داشت بهره دریافت نمی­شد، چون وام دهنده از گرویی مناسبی مانند خانه، زمین یا برده در اختیار داشت، برای مدت وام، به صورت رهن استفاده می­کرد.
    در یادداشت تفاهم قید می­شد، که به هنگام برگشت پول، گرویی بازگشت داده خواهد شد و نه وام گیرنده اجاره خواهد گرفت و نه وام دهنده بهره.


    در این نظام بانکداری استفاده­ی بیشتر همیشه از آن بانک بود و در صورتیکه وام گیرنده از عهده­ی پرداخت بدهی بر نمی­آمد، گرویی از طرف بانک ضبط می­شد. گاهی برای یک وام هم گرویی دریافت می­شد، هم بهره و در سند قید می­شد : هرچه وام گیرنده در شهر و بیرون از شهر دارد در گرو بانک است.
    وام­های بی­بهره و گرویی (قرض الحسنه)، برای راه اندازی کار دوستان و خویشان بود.
    اغلب بهره به صورت ماهانه پرداخت می­شد و گاهی هم یکجا و با اصل وام. برای هر قسط رسیدی جداگانه صادر می­شد. به هنگام تمام شدن وام، لوح اصلی بدهی نابود می­شد.
    از لوح­های سالمی که به دست آمده­اند می­توان نتیجه گرفت که وام­های مربوط به آن لوح­ها هرگز تسویه نشده­اند !
    زمین، خانه، چارپا و حتی برده، قسطی و [ از طریق بانک ] خریداری می­شد. از لوح­های بدست آمده گاهی دیده می­شود که آخرین قسط وام را نوه­ی وام گیرنده پرداخت کرده است !
    (16)
    ظاهرا سودجویی این بانک سبب فقر مردم می­شده است. مخصوصا که دولت دریافت مالیات و خراج منطقه را به این بانک به مقاطعه می­داده است و دست ماموران بانک تا حدودی در دریافت مالیات باز بوده است.
    (17)
    شاید این موضوع توجیهی باشد برای شرکت کمبوجیه در بانک. منبع­های موجود نشان نمی­دهند که آیا این بانک خود نیز به حکومت مرکزی مالیات می­پرداخته است یا نه.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    سنگ نوشته (Friday 16 November 2012-1)

  9. Top | #142
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض كاوشهاي باستان شناسي در شهر باستاني هگمتانه1362-1369



    در حدود 385 كيلومتري غرب شهر تهران و در دامنه رشته كوههاي مرتفع الوند شهر همدان قراردارد. ارتفاع آن از سطح دريا 1813 متر مي باشد . شهر همدان بين مدار 25-33 درجه و 45-55 دقيقه عرض شمالي و 47-49 درجه و 34-36 دقيقه طول شرقي نصف النهارگرينويچ واقع است ارتفاع بلندترين قله آن موسوم به الوندكه در18كيلومتري جنوب شهر همدان مي باشدداراي 3874 متراست و رودخانه مهمي مثل خاكسور، قره چاي ، همه كسي و سيمينه رود از دامنه اين كوهستان جاريست .
    تپه هگمتانه به صورت بيضي شكل در مركز شهر همدان ديده مي شود . خيابان اكباتان كه از ميدان امام آغازمي شود تپه را در جهت شمال – جنوب به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مي كند . و پس از رسيدن به ميدان هفت تير به طرف غرب بلوار علويان كشيده شده كه تا ميدان عين القضاه ادامه يافته و مجددا" تپه را به دو قسمت شمالي ، جنوبي تقسيم مي كند . از خيابان شهداء ( شورين سابق ) در منطقه جنوب شرقي تپه هگمتانه اخيرا" بلواري بنام هگمتانه كشيده شده كه اين بلوار دامنه شرقي تپه هگمتانه را به طرف شمال تا ميدان هگمتانه دور زده و از آنجا به بلوار علويان به صورت يك بلوار كمربندي متصل مي شود و قراراست اين بلوار محوطه جنوب غربي تپه هگمتانه را دور زده و از آنجا به خيابان اكباتان متصل شود .
    هر چند محدوده فعلي تپه هگمتانه حدود 25 هكتار مي باشد ولي بنظر مي رسد كه هنوز بقاياي بيشتري از تپه باستاني هگمتانه در زير شهر جديد همدان مدفون باشد .
    ارزش و اهميت تپه هگمتانه از آنجا ناشي مي شود كه احتمال وجود شهر گمشده باستاني (( هگمتانه ) ) يا (( اكباتانا )) مركز حكومت كشور ماد در درون آن مي رود . قوم ماد كه از حدود اواسط قرن 8 قبل از ميلاد قدرت سياسي را در محدوده غربي ايران به دست گرفته بود بنا به روايت تاريخ تا روي كار آمدن سلسه هخامنشيان در حدود 520 قبل از ميلاد بر سر قدرت باقي مي ماند . در طول اين مدت كه دو قرن طول مي كشد پادشاهي چون دياكو ( 675-728قبل از ميلاد ) ، فري ورنيش ( 653-675 قبل از ميلاد ) ، كياكسار ( 585-625 ق. م ) و ازدهاك ( 550 – 585 قبل از ميلاد ) در اين منطقه حكومت كردند .
    معروفترين و مهمترين پادشاه مادها كياكسار بود كه با كمك بابليها توانست بر پادشاه آشور (( سين شاريشكون – ساراك )) غلبه نموده و بعد از تصرف نينوا دولت آشور را كه در آن زمان بزرگترين قدرت منطقه محسوب مي شد منقرض نمايد .
    برطبق روايت هرودوت هاكيناوناسي مورخ يوناني ، بينانگذار سلسه ماد ، (( دياكو )) بوده و بنا به دستور وي شهر (( هگمتانه )) ( بمعني محل تجمع ) احداث و به صورت پايتخت كشور ماد در آمد. اين شهر داراي عظمت و شكوه فراوان بوده و نه تنها در دوره ماد بلكه در دوره هخامنشيان نيز به عنوان پايتخت ،آن هم پايتخت تابستاني ، بعد از شهرهاي شوش و تخت جمشيد انتخاب شد .
    اسكندر مقدوني بعد از تصرف شهرهاي اخير الذكر شهر هگمتانه را نيز به تصرف خود درآورد گويا در هنگام حضور وي در پايتخت مادها و هخامنشيان يكي از سرداران معروف وي به نام هفايستيون فوت می کند.
    وي نيز دستور مي دهد تا آرامگاه مجللي براي وي بسازند . هر چند تا كنون آرامگاه وي در همدان كشف نشده ولي وجود يك شير سنگي در ميدان سنگ شير همدان نشانگر استفاده از اين نوع مجسمه ها در مدخل آرامگاه سردار يوناني اسكندر مي باشد .
    شهر هگمتانه نه تنها در ادوار ماد و هخامنشي و سلوكي مورد توجه خاص بوده بلكه در دوره هاي ديگر تاريخي ( پارتي ، ساساني ) و نيز در ادوار اسلامي بنا به نوشته هاي مورخين بيگانه و اسلامي به عنوان يكي از شهر هاي مهم ايران مطرح بوده است .
    تعدادی از اشیاء کشف شده در شهر هگمتانه
    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..] [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    سر گاو سفالی (هخامنشی) ظروف شیشه ای (پارتی)
    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..] [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    پیه سوز با لعاب (ساسانی) مهر سنگی (ماد)
    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..] [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    اسکلت (هزاره دوم قبل از میلاد) کاسه سفالی (اسلامی)
    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..] [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    کتیبه با خط پهلوی(اشکانی) سنگ قبر با خط کوفی(سلجوقی)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  10. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    سنگ نوشته (Friday 16 November 2012-1)

  11. Top | #143
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آثار باستانی جزایر خلیج فارس (1)



    جزیره خارک جزيره خارک يکي از شمالي ترين جزاير خليج فارس به شمار ميرود که قدمت آن به بيش از 6000 سال مي رسد.
    طول اين جزيره حدود 8 کيلومتر و عرض آن در حدود 4 کيلومتر و مساحت آن 28 کيلومتر مربع است و تا بوشهر 57 کيلومتر فاصله دارد.
    اين جزيره سرزميني مرجاني است که زمين شناسان پيدايش آن را به 14 هزار سال پيش نسبت مي دهند. جزيره خارک در نقطه اي سوق الجيشي در امتداد راه دريائي بنادر باستاني مهمي چون سيراف; ليان; سينيز; مهرويان قرار داشت.
    به دليل موقعيت حساس خارک در دوره باستان که به عنوان شمالي ترين پايگاه دريائي قوم پالميران به شمار مي رفت و همچنين توسعه فعاليت هاي نفتي و ساخت و سازهاي گستردهاي که در اين جزيره در حال انجام است، هياتي به سرپرستي حميد زارعي کارشناس ارشد باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي; صنايع دستي وگردشگري استان بوشهر اقدام به بررسي و شناسائي کامل جزيره کرد.
    اين بررسي ها هدف شناسائي آثار باستاني و نمونه برداري سطحي جهت دستيابي به اطلاعاتي در زمينه الگوهاي مختلف زندگي انسان باستان; از اول آذر آغاز شد.
    محور بررسي از پلاز کارگري واقع در منتهياليه شمال جزيره; آغاز شد و طبق برنامه مسيرهاي فضاي سبز; حاشيه دانشگاه آزاد; محوطه پيرامون هتل 90 خوابه شرکت نفت; نواحي بيروني شرکت فلات قاره; محوطه پيرامون طرح متانول; باغ ولايت; حاشيه شمالي و شرقي بقعه مير محمد حنفيه و حاشيه ساحلي به صورت سيستماتيک مورد بررسي قرار گرفت. در اين پژوهش بيش از 200 اثر باستاني مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت.
    اين آثار شامل مواردي چون چاه; آب انبار; قنات وسيستم هاي آبياري; گور معبد; گوردخمه;استودان;قبور دوره اسلامي; بقعه و امامزاده; کليسا; آتشکده; چهار طاقي و تپه باستاني است.
    ترکيب کلي آثار کشف شده به دو دوره تاريخي و اسلامي تقسيم بندي مي شود.
    غالب آثار مربوط به دوره ساساني است که به صورت قنات; چاه; آب انبار; گور دخمه; استودان; آتشکده; چهار طاقي وکليسا که در مناطقي همچون نواحي باغ پيرمرد; باغ نصر; بخش شرقي بقعه مير محمد حنفيه; سواحل غربي جزيره ديده مي شود.
    قديمي ترين اثر باستاني دو تخته سنگ ضربي; شبيه قبور دلمن مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد بوده که نزد مردم مشهور به دو دخترون است.
    کشف سفالينه هائي با نقش مشخص و همچنين قطعات چيني با نقش و نگار گل و پيچک; حاکي از اين است که اين جزيره زيستگاه مردمي بوده است که با کشورهاي شرق آسيا همچون چين; هند ارتباط داشته اند.
    به نظر مي رسد در دوره ساساني; جزيره از اهميت ويژه اي برخوردار بوده زيرا در بخش وسيعي از جزيره سفال شاخص ساساني به چشم مي خورد.
    احتمالا در دوره ساساني فقط چند نقطه از جزيره را مد نظر داشته اند.
    اين نقاط را با توجه به آثار موجود مي توان به خوبي مشخص کرد. به نظر مي رسد صخره کم ارتفاعي که در بخش شرقي بقعه مير محمد حنفيه به طول 200متر و عرض 20متر قرار گرفته در دوره ساساني از اهميت بالائي برخوردار بوده; زيرا بخش اعظمي از آثار دوره ساساني از قبيل دخمه; گور معبد; آتشکده;چهار طاقي و قبور سنگي در حاشيه و بر روي اين صخره ايجاد شده است.
    در اين پژوهش با سفال هاي شاخصي چون سفال هايي با نقش خطوط مواج درون کادري با نوارهاي باريک وسفالهائي با نقش خطوط متقاطع مربوط به دوره ساساني برخورد شد.
    همچنين چندين قطعه چيني آبي و سفيد که به صورت پراکنده در حاشيه ساحلي و بخش مرکزي جزيره بخصوص در ضلع شمالي دانشگاه آزاد اسلامي کشف شد که حکايت از ارتباط تجاري با چين; هند وسوماترا دارد.
    به رغم اينکه دو تخته سنگ ضربي (دلمن)مربوط به هزاره نخست پيش از ميلاد که پيشتر در جزيره موجود بوده و به عنوان قديميترين اثر باستاني جزيره به شمار مي رفت;مي توان ادعا کرد آثار مهم و به خوبي شناخته شده در اين ناحيه مربوط به دوره ساساني است که مشخصات ويزه خود را داراست.


    جزایر قشم - هرمز
    قلعه پرتغالي ها – در انتهاي شمال شرقي جزيره قشم يك قلعه قديمي و مخروبه وجود دارد . اين قلعه را درسال 1030 هجري قمري ( 1621 ميلادي ) به دستور پادشاه اسپانيا درمسير بندرقشم ساخته اند . اين قلعه در سال1622 به دست سپاهان ايران فتح گرديد و تا امروز نيز آثار ديوار خارجي آن باقي مانده است . قلعه مذكور دو حصار و برج هايي در چهارگوش دارد . در پشت حصار بيروني قلعه ، خندقي وجود داشته كه اينك پر شده است . ديوار سازي قلعه با سنگهاي مرجاني و سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج به شكل بناهاي عهد ساساني انجام گرفته است .
    در ميان خرابه هاي قلعه هنوز تعدادي لوله زنگ زده توپ وجود دارد : چهار لوله از اين لوله ها را در اطراف در ورودي پاسگاههاي قديمي شهر قشم و لافت نصب كرده اند و چند لوله توپ ديگر نيز به بندرلنگه حمل شده است .

    قلعه هرمز- اين قلعه كه در ضلع شمالي جزيره هرمز و درساحل دريا قرار دارد ، مهمترين قلعه باقي مانده از روزگار تسلط پرتغاليها برسواحل و جزاير خليج فارس است . اين قلعه به فرمان ( آلفونسو آلبوكرك )‌ دريانورد پرتغالي در سال 1507 ميلادي ، در محلي موسوم به ( مورنا ) احداث شد . قلعه به شكل چند ضلعي نامنظم است . ساختمان آن بسيار محكم است و ديوارهايي به قطر 5/3 متر با چند برج به ارتفاع 12 متر دارد . تاسيسات قلعه شامل انبارهاي تسليحات ، آب انبار و اتاق هايي باسقف هلالي است . در زمان شاه عباس كه استعمار پرتغالي ها درايران خاتمه داده شد ، اين قلعه به دست امام قلي خان از سرداران شاه عباس فتح گرديد علاوه بر قلعه هاي مذكور ، آثارو بقاياي قلعه هاي شهرهاي ميناب و جاسك نيز از بقاياي سايرقلعه هاي استان است.
    شهر قديـمي خــربز : اخيرا هنگام حفاري هاي باستان شناسي در جزيره قشم آثار يك شهر قديمي كشف شد . اين شهر كه تا قرن چهارم هجري قمري شهري آباد بوده است به دوره ساسانيان مربوط است . در حفاري هاي انجام شده ، سفالينه ها و آثار بسياري از محل به دست آمده است . طول تقريبي شهر خربز هفت كيلو متر است و از منابع آب شيرين برخوردار است .

    اسكله باستاني بندر لافت - در بندر لافت ، آثاراسكله اي وجود دارد كه به دوران مادها ، هخامنشيان و ساسانيان مربوط است . طول اين اسكله 130 متر و ضخامت اصلي كف آن 7 متر و ديوارهاي روي اسكله 3 متر مي باشد كه باسنگهاي لبه دار ساخته شده است .

    تپه كولغان قشم - بالاي يكي از تپه هاي كولغان ، آثار معماري و آبراهها ( كانالهاي) سالمي باديوارهاي سنگي به طول بيش از صد مترباقي مانده است كه نوعاً جالب توجه هستند .در قسمت ديگري از قبرستان منظمي با قبرهايي در درديف و با فاصله دومتراز يكديگر وجود دارد . نشانه هاي باقي مانده از اتاقك هاي مجاور تپه گوياي آن است كه اين محل احتمالاً بازاري بوده كه رونق بسيار داشته است . در كنار اين ويرانه ها سه حوض حفر شده در داخل سنگ وجود دارد كه بزرگ ترين آنها 12 متر و طول 4 متر و عرض دارد . درخت كنار تنومند و زيبايي نيز در جوار آن قرار دارد . تپه هاي كولغان مشرف بر دريا و سد خاكي ( بالاتل ) هستند و از زيبايي و چشم انداز بسيار جالبي برخوردارند . عده اي معتقدند كه اين مكان نيايشگاه ناهيد بوده است .

    آب انبــارها و چـــاهها
    محدوديت منابع آب شيرين در استان هرمزگان موجب گرديده است ، مردم محلي و مهاجمان براي ذخيره آب شيرين ، آب انبارها و چاههايي را احداث كنند كه مشخصات برخي از آنها در پي مي آيد :
    آب انبار بي بي – اولين بركه آب شهر قشم در سال 1202 هجري قمري به وسيله زن خيرونيكو كاري به نام صوغيه همسر شيخ عبدالله حاكم وقت قشم ساخته شده است . سقف اين بركه كه به آب انبار معروف است بارها تجديد بنا شده است و درحال حاضر پس از دويست سال هنوز به نام بركه بي بي مورد استفاده مردم بومي است . اين آب انبار از حيث معماري جالب توجه است .


    آب انبار خربز- در كنار شهر باستاني خربز در جنوب جزيره قشم حدفاصل بين شهر و يك نيايشگاه مهري يك مخزن بزرگ آب مربوط به دوره ساسانيان وجود دارد . اين بركه مدت ها مخروبه بود و لي در سالهاي اخير به نحو بسيار مطلوبي باز سازي شده است .

    چاه پرتغالي ها – معروف به چاه قديمي استان هرمزگان چاه پرتغالي ها است . اين چاه در حال حاضر در محوطه نيروگاه برق قشم در سربندر قشم واقع شده است .

    چاههاي بندرلافت – در پشت قلعه لافت و در داخل گودال مجاور قلعه به تعداد روزهاي سال كبيسه 366 چاه كم عمق براي جمع آوري آب باران حفر شد ه اند . برخي از محققين معتقدند اين چاهها مربوط به دوران هخامنشي و ساساني است.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  12. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    سنگ نوشته (Friday 16 November 2012-1)

  13. Top | #144
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض كارشناسي آثار و اشياء باستاني


    كارشناسي آثار و اشياء باستاني

    1- شناخت مکانهای باستانی که ما به این قسمت اصلاً کاری نداریم.
    2- شناخت اجساد که به صورت خلاصه برایتان توضیح دادم.
    3- شناخت سنگ ها که خود به 3 بخش تقسیم میشود:
    1- سنگهای دوران حجر
    2- سنگهای بعد از دوران حجر
    3- سنگهای میان دوره ای

    4- شناخت سفال ها در دوره پنج هزار ساله

    1- ساده ، قهوایی ، سیاه ، خاکستری
    2- لعاب دار – لعاب بیرونی ، لعاب درونی
    3- نقش دار که به رنگهای مختلف است و هر رنگ متعلق به یک دوران خاص
    5- فلزات که بحث اصلی ما هستند که خود به پنج قسمت تقسیم میشوند.
    الف- مس : که از تمام فلزات قدیمی تر است. مس را هم به تنهائی درست
    میکردند و هم در فلزات دیگر آلیاژ میکردند
    ب - مفرغ : پس از مس مفرغ قدیمی ترین آلیاژ است. مفرغ ساده ساز دارد و نقش دار که بسته به حکومتها فلزات متفاوت میشود و قلم آنها فرق میکند مفرق بیشتر از کلیه فلزات مصرف میشد چون فلزی عادی بود و همه مردم میتوانستن آن را خریداری کنند. چون هم ارزان بود و هم فراوان و به همین دلیل است که در اکثر قبرهای قدیمی فلز مفرغ فراوان یافت میشود.
    3- نقره که خود بر دو قسمت تقسیم میشود.
    الف- نقره ساده : که از آن سکه و مجسمه های زیبا میساختند که اکثرآ با عیار بالا از آن استفاده میکردند و اصطلاحآ به آن نقره پنبه ای می گفتند.
    ب - نقره طلاشور : که از آن بیشتر ظروف و مجسمه میساختند و به نقره چند خط طلا میزدند (عیار میکردند) که عمر نقره زیاد شود. شما میدانید که نقره وقتی به مدت طولانی بماند به صورت خاک نقره میشود و از بین میرود. نه اینکه ذات نقره از بین برود بلکه اکسید میشود و به صورت خاک نقره باقی میماند ولی نقره هائی که طلا شور میشدند بسیار سالمتر از نقره خالص باقی میماندند و به همین دلیل هست که کاهی اوقات در حفاری ها در خمر ها فقط خاک نقره یافت میشود.
    4- طلا که به ذات خود نه تنها فلزی گرانبهاست که از استقامت بسیار بالائی برخوردار است و به هیچ عنوان از بین نمیرود.
    همه میدانیم که وقتی فلزی به مدت طولانی در زیر خاک میماند جرم خاک به روی آن می نشیند که در اصطلاح میگویند پاتین بسته است و کاملاً هم درست است ولی طلا به ذات خود پاک است و به همین دلیل هم هست که طلا وقتی به مدت طولانی در زیر خاک میماند از خاک پاتین نمیبندد و اکثر کسانی که کار تقلبی میسازند در این قسمت کار مشکل دارند که نمیتوانند طلا را پاتین بندی کنند.
    این را میگم که بدونید که پاتین طلا از خود طلا است که به صورت ذرات به روی کار مینشیند چون طلا همه چیز را از خود دور میکند بغیر از طلا.
    5- هفت جوش : در زمانهای قدیم اجناسی را که میخواستند محکم درست کنند که از بین نرود و عمری طولانی داشته باشد ، هفت آلیاژ را با هم ترکیب میکردند که درجه ذوب آن بسیار بالا بود که و از نظر سختی به تیتانیوم فعلی معروف میباشد و از فلزات طلا ، نقره ، مس ، روی ، سرب ، آهن ، مسوار تشکیل می شد که قلم زدن هفت جوش بسیار سخت و طاقت فرسا بود و هنر مندان بسیار ماهری میخواست تا بتوانند این آلیاژ را بسازند و قلم بزنند. در مورد هفت جوش باید بگویم که از تمام فلزات سنگین تر است و چون ساخت آن بسیار سخت بود آن را قالب هم می ریختند.
    6- سه جوش : بعد از اینکه سختیهای هفت جوش نمایان شد و برای همه هنرمندان کار با آن مشکل بود آلیاژ سه جوش درست شد که کار با آن بسیار راحت تر از هفت جوش بود. این آلیاژ از ترکیب طلا ، نقره و مس ساخته میشود که قلم خوردن آن خیلی راحت تر از هفت جوش بود ولی باز هم از فلزات دیگر محکمتر و سخت تر است و یکی از دلائلی که نقره را طلا شور میکردند همین سختی آلیاژ هفت جوش و سه جوش بود.

    پس توضیحات کلی را دادیم فقط چند تا نکته ریز موند که در زیر براتون میگم.
    فلز نقره طلا شور را اکثرآ هنرمندان برای خاندان دربار می ساختند.
    طلا کوب با طلا شور فرق میکنه و این دو تا با هم قاطی نشوند.
    بعضی از نقره ها را طلا کوب میکردند و بعضی از طلا ها را نقره کوب.
    بعضی از مفرغ ها را طلا کوب میکردند.
    بعضی از مفرغ ها را نقره کوب میکردند. که این نیز برای شکیل شدن کار بود و اکثرا هنرمندان این کار را برای درباریان انجام میدادند.
    بغیر از این چهار عمل بالا ، عملی برای کوبیدن با فلزات دیگر انجام نمیشد
    به صورت کلی برای شما در مورد فلزات گفتم و ادامه بحث را در همینجا در مورد کلیه مسائل کارشناسی میراث فرهنگی مینویسم و شما میتوانید در آینده در همینجا مطالب را دنبال کنید.
    مقدمه سنگهای قیمتی
    سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.
    گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.
    شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.
    رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.
    به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.
    این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.
    جواهرات و سنگها
    سنگ تورمالین : سنگی متبلور به رنگهای زرد ، سرخ ، بنفش که معادن آن در برزیل و برمه و آمریکا و سیبری وجود دارد
    سنگ دُر دُر بر دو شکل کلی هست. کوهی و بیابانی و بشکل و رنگ بلور میباشد که دارای تللول میباشد و مروارید یکتا در صدف را هم دُر میگویند
    سنگ زمرد یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز که از سنگهای قدیمی هست و هر چه پر رنگ تر باشد گرانبها تر است
    الماسیکی از سنگهای گرانبها که عبارت است از کربن خالص متبلور و در هندوستان ، برزیل ، آفریقا و برخی از کشورهای دیگر بشکل کریستال در کانها پیدا میشود گاهی بی رنگ و گاهی در رنگهای سبز ، سرخ ، آبی ، صورتی ، و سیاه یافت میشود. نوع بی رنگ آن در ردیف سنگهای گرانبها هست و فراوانتر از رنگهای دیگر میباشد ولی کلیه رنگهای آن گرانبها هستند. الماس هر چه درشت تر و پاک تر باشد گرانبها تر است. الماس همه اجسام را مخطط میکند و فقط با گرده های مخصوص خود صیقلی می شود. نوع صنعتی آن در شیشه بری به کار میرود.
    یاقوتنوعی سنگ گرانبها هست که از معدن به دست می آید به رنگ سرخ ، زرد ، کبود ، سبز و سفید. نوع سرخ و شفاف آن بعد از الماس از بهترین سنگهای موجود میباشد و هر چه بزرگتر و خوش رنگ تر باشد گرانبها تر است در فارسی قدیم به آن یاکند هم میگفتند یواقیت جمع یاقوت است. رمانی= یاقوت درشت و سرخ رنگ شبیه انار یاقوت خام کنایه از لب معشوق می باشد.
    زبرجدیک قسم آلومین رنگین مانند زمرد به رنگ زرد یا سبز که از سنگهای قدیمی است و در جواهر سازی بکار میرود و مشهور ترین آن سبز رنگ است در آمریکا و برزیل و استرالیا و روسیه یافت میشود
    لعلیکی از سنگهای قیمتی به رنگ سرخ مانند یاقوت یک قسم آلومین رنگین است و در طبیعت پیدا میشود لعل بدخشان یکی از معروفترین آنها میباشد
    کهرباصمغ برخی از درختان نوع سرو و کاج که از منۀ قدیمه تولید و مانند سنگ سفت و سخت شده و به رنگهای مختلف زرد و سرخ و سفید است و بر اثر مالش خاصیت الکتریسیته پیدا میکند و در 278 درجه حرارت ذوب میشود و سپس به شکل تیره رنگی میسوزد و در آب و الکل و جوهر سقز حل میشود. یکی از اقسام لینیت زغالی است سخت و براق و به خوبی جلا و صیقل پیدا میکند و در جواهر سازی بکار می رود
    عقیق یک قسم کوارنز بی شکل به رنگهای مختلف است. نوع مرغوب آن به رنگ سرخ یا آلبالوئی است و مانند سنگهای قیمتی در زینت بکار میرود نوعی از آن که در یمن به دست می آید و سرخ رنگ است معروف به عقیق یمنی یا یمانی است که بیشتر نگین انگشتر میشود و واحدش عقیقه است
    فیروزهیکی از سنگهای قیمتی به رنگهای آبی آسمانی که از معدن استخراج میشود و بیشتر نگین انگشتر از آن به دست می آید و در نیشابور و کرمان و فارس و آذربایجان به دست می آید. بهترین آن از معدنی از نیشابور به دست میآید و آن را فیروزه بواسحاقی میگویند.
    یشمسنگی است شبیه عقیق یا زبر جد به رنگهای مختلف کبود ، سبز تیره و رنگ صابونی آن نیز یافت میشود.
    لاجورداز سنگهای معدنی به رنگ آسمانی یا آبی پر رنگ که سائئده شده آن در نقاشی به کار میرود و در طب قدیم نیز کار برد داشته است. به عربی به آن لازورد میگویند.
    مردار سنگ لیتارژ ، جوهر سرب ، جسمی است به رنگ سرخ یا زرد بیستر از سرب و قلعی گرفته میشود برای ساختن مرهم بکار میرود و به آن سنگ مردار هم گفته میشود.
    مرواریدگوهری است سفید و درخشان که در داخل صدف رشد میکند. وقتی ذره شنی بین صدف و جبه او قرار می گیرد جانور کم کم ماده آهکی بدور آن ذره ترشح میکند و رفته رفته مروارید ساخته میشود. درشتی آن به اندازه دانه خنثی شروع میشود و تا اندازه تخم کبوتر آن وجود دارد و در خلیج فارس و اقیانوس هند صید میشود.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...