مقدمه:
كشور كهنسال و باستانی ما ایران از لحاظ داشتن گنجینه‌های هنری بسیار غنی است و بجرأت می‌توان گفت كه ایران زمین از دیرباز مهد هنرمندان بزرگی بوده است. حاصل كوششهای مداوم باستانشناسان و حفریات آنها،مطالعات مستشرقین و ایران شناسان برجسته ای چون گیرشمن و پوپ مؤید گفته‌های فوق است.
همچنین شاهكارهای هنری متعددی كه اكنون در موزه‌های بزرگ جهان نگهداری می‌شود شاهد دیگری بر این مدعاست. آثار تغزلی و حماسی و فلسفی شعرای طراز اول ایرانی چون حافظ و خیام و فردوسی و سعدی،معماری خیره كننده كاخهای باستانی چون تخت جمشید و مدائن،كاشیكاریهای مساجد و اماكن متبركه چون مسجد شیخ لطف الله و عالی قاپو،مینیاتورهای كمال الدین بهزاد و تابلوهای محمودخان ملك الشعرا،قالی‌های بهارستان و زمستان خسرو همه و همه در نوع خود شاهكارهای بی نظیری محسوب میگردند.
این مظاهر ظرافت و زیبائی كه حاكی از ذوق سرشار و استعداد شگرف ایرانی حاصل تكامل تمدن چندین هزار ساله ما است.
بعبارت دیگر روح زیباپرست و شاعرانه و هنردوست ایرانی الهام بخش نیروی خلاقه هنری او در این راه پرشكوه بوده است. رشته‌های مختلف هنری ایران هر كدام محسنات و امتیازات مخصوص بخود دارد كه نمی‌توان در مقام ارزشیابی و مقایسه بین آنها برآمد ولی در میان هنرهای متعدد ایرانی كه بعضی از آنها متأسفانه بدست فراموشی سپرده شده است كمتر هنری می‌توان یافت كه در اثر هجوم پدیده‌های هنری نو توانسته باشد تاب مقاومت بیاورد و تغییر خصوصیت ندهد. در دنیای فعلی كه فواصل كشورها از نظر ارتباط فوق العاده كوتاه شده است تأثیر محیطهای هنری روی رشته‌های مختلف هنر بسرعت فوق العاده نمودار میگردد.
نقاش رئالیست تحت تأثیر محیطهای جدید بسبك پیكاسو و سالوادر دالی میگراید و كوبیسم پیش میگیرد و معماری شرقی تحت تأثیر شیوه‌های غرب تغییر مسیر میدهد وموسیقی اصیلی ایرانی رنگ جاز بخود میگیرد با توجه باینكه خصوصیات هنری هر آب و خاكی جزو نوامیس آن مرز و بوم بحساب می‌آید تغییر سبك و گرایش در كار هنرهای ملی واقعاً می‌تواند بلیه ای محسوب گردد. اختراعات متعدد نیز در تضعیف رشته‌های مختلف زیاد بی تأثیر نیست،با رواج دستگاههای چاپ و ماشین تحریر دیگر نمیتوان درانتظار خوشنویسانی همپایه گذشتگان بود و همچنین با رواج هنر عكاسی نمیتوان امید چندانی بظهور كمال الملك دیگری داشت.
اما در میان رشته‌های مختلف هنری ما در گوشه و كنار هنرهای متعددی نیز میتوان یافت كه هنوز اصالت و باصطلاح رنگ و بوی ایرانی و شرقی خود را حفظ كرده اند،كه باید با دقت و كوشش فوق العاده ای از انحراف مسیر آنها جلوگیری شود و در كشورهای خارجی وجهه و اعتبار خاصی برای هنر اصیل ایرانی كسب گردد. چه لطافت و بداعت آنها با اصالتشان همراه است و بس. باید هنرمند ایرانی مدافع هنر خویش باشد و با بكاربردن ذوق سلیم مختص بخودش و استفاده از تكنیك غربی پایه گذار هنر نوینی گردد.
حفظ میراث هنری و تكمیل و اعتلای آن بر اساس موازین علمی و روشهای بین المللی از وظایف ملی هر هنرمند ایرانی است. در میان هنرهای متعدد مستظرفه ایران هنری تحت عنوان چیت گری وجود دارد كه عنوان مطلب مورد بحث ماست. این هنر كه بغلط بقلمكاری مشهور شده است از جمله صنایع دستی قدیمی و نفیس ایرانی است. نقوش و رنگ آمیزی پارچه‌های قلمكار خصوصیات كلی هنرهای ایران را داراست و هنری است كه نزدیكی بیشتری با طرز فكر و ذوق ایرانی دارد. قرابت از این لحاظ كه دارای زمینه صددرصد ایرانی است و مأخوذ از ذوق ایرانی است. در میان نقوش متعدد و متنوع این پارچه‌ها میتوان شاعرانه طراحان این پارچه‌ها را كه نقشه‌هائی بر مبنای هنر اصیل ایرانی طرح كرده اند جستجو نمود.
اینك جهت آشنائی بیشتر خوانندگان محترم با این هنر ظریف و دلپذیر بشرح قسمتهای زیر می‌پردازیم. این قسمتها عبارتنداز:
۱) سابقه تاریخی
قلمكاری و نقاشی روی پارچه از دوره مغولها در ایران مرسوم و متداول گشته است بدین دلیل كه در دوره فوق بعلت حمایت و پشتیبانی خوانین مغولی پارچه‌های منقوش چینی در بازارهای ایران فروش فوق العاده پیدا كرده بود. و ایرانیها نیز جهت رقابت با چینی‌ها و همچنین بمنظور جلب نظر خوانین مذكور دست بابتكاراتی زدند كه از آنجمله ابداع نقاشی روی پارچه یا باصطلاح اختراع پارچه‌های قلمكار است،سپس در دوره صفویه این هنر گسترش بیشتری پیدا كرد و یابعبارت دیگر دوره صفوی اوج ترقی این رشتهٔ هنری بود و بتدریج در دوره‌های بعدی كارگاههای متعدد پارچه‌های قلمكار یكی پس از دیگری تعطیل گردید.
در گذشته در اكثر شهرهای ایران تعداد زیادی از این كارگاهها دایر بوده است و هنرمندان و طراحان اینگونه پارچه‌ها در شهرهای مختلف ایران فعالیت قابل ملاحظه ای داشته اند. از معروفترین این شهرها اصفهان و شیراز و بروجرد را میتوان نام برد. از نظر اهمیت پارچه‌های قلمكار بروجردی در درجه اول قرار داشته است. اما تنها شهری كه در حال حاضر حامی این هنر است و فعالیتهای چشمگیر و تقریباً پراكنده ای در زمینه احیاء و جلوگیری از انهدام این هنر ظریف در آن بچشم میخورد شهر اصفهان است.
در این شهر در حدود چهل كارگاه كوچك و بزرگ در بازارچه ای مشغول فعالیت در این زمینه میباشد،در تهران نیز كارگاه كوچكی در غرفه هنرهای دستی ایران در طبقه فوقانی فروشگاه فردوسی با دو كارگر و یك طراح و قالب ساز دایر است و احیاناً عده ای نیز بطور حرفه ای برای فروشگاهها و عتیقه فروشیها كار میكنند. در بازدیدی كه سال گذشته وسیله علیاحضرت شهبانو (ش۱) از غرفه مذكور بعمل آمد پارچه‌های قلمكار نقاشی شده در كارگاه مذكور مورد توجه فوق العاده معظم لها قرار گرفت. در این بازدید شهبانو دستوراتی در مورد گسترش هنر مذكور صادر فرمودند. امروزه اكثر هنرمندان و طراحان پارچه‌های قلمكار در كارخانه‌های چیت سازی در زمینه نقاشی و رنگ آمیزی پارچه‌ها مشغول فعالیت هستند.
۲) تنوع نقش پارچه‌های قلمكار
گرایش بسبكهای هنری گذشته و پیروی از آن همیشه مورد توجه هنرمندان معاصر و هنردوستان عصر جدید بوده است. امروزه اكثر كلكسیونرها و مجموعه داران و افراد با ذوق همیشه در جستجوی آثار هنری باستانی میباشند كه بر مجموعهٔ خود بیافزایند. در منازل اینگونه افراد اكثراً نشانه‌هائی از آثار گذشتگان بچشم میخورد و اگر این آثار اصیل نباشد ولی حداقل نسخه‌های جدیدی از آثار متقدمین است.
مشرق زمین منبع الهام هنرمندان و هنردوستان غربی بوده است و دلیل این امر هم در سابقه تاریخی چندین هزار ساله هنرمندان شرقی است. بدینجهت این مسأله زیاد عجیب نمی‌نماید كه آثار هنری كشورهای شرقی در بازارهای اروپائی و امریكائی بقیمت گزافی خرید و فروش میشود و خواستاران زیادی دارد.
تنوع نقوش پارچه‌های قلمكار كه تا حدی هم نزدیك بنقشه‌های فرشهای ایرانی است باعث گردیده است كه پارچه‌های قلمكار خریداران زیادی پیدا كند. نقوش این پارچه بیشتر عبارتند از نقوش اسلیمی و نقشه‌های مجالس بزمی (ش ۲) و شاعرانه ای چون مجالس خسرو و شیرین،لیلی و مجنون،یوسف و زلیخا،شیرین و فرهاد،مجالس عیش و نوش سلاطین گذشته با ساقیان و رقاصان و مطربان درباری،منظره شكار و چوگان،مخصوصاً مناظر شكار گورخر و آهو،مجالس رزمی كه حاوی صحنه‌هائی از داستانهای شاهنامه فردوسی و واقعه كربلاست،همچنین شمایلهائی مربوط بائمه اطهار و پیشوایان دینی نیز در میان این نقوش مشاهده می‌شود.
مطالعه و بررسی نقشه‌های متنوع این پارچه‌ها بما كمك خواهد كرد كه بنكات مهمی از هنرهای گذشته دسترسی بیابیم. در میان این نقشه‌ها میتوان آثار اصیلی از هنر گذشته ایران را كه در سایر قسمتهای مختلف هنری نیز مشاهده میشود دریافت. برای مثال نقش معروف بته ترمه ای یا بته جقه ای كه به بته شاه عباسی نیز معروف است (ش ۳ و ۴ و ۵) در اغلب این پارچه‌ها چه در حاشیه و چه در متن بمقدار زیادی یافت میشود. همچنین تصاویری از ستونهای دربارها با سرستونهای معروف گاوهای بالدار تخت جمشید نیز مشاهده میگردد.
ضمناً در حواشی این پارچه‌ها كتیبه‌هائی بخط كوفی و نستعلیق كه شامل آیات قرآن و اشعار عربی و فارسی است مشاهده میگردد. یكی از این حاشیه‌ها معروف بحاشیه محتشم است و شامل دوازده بیت از آثار محتشم كاشانی است كه در رثای امام حسین ع سروده شده است. چنانكه گفته شد بعلت وجود خصوصیات شرقی و ایرانی در پارچه‌های قلمكار امروزه این پارچه مصارف متعددی پیدا كرده است كه اغلب بصورت زینت بكار میروند و عبارتند از پرده،روتختی (ش ۶ و ۷)،رومیزی،سفره،سجاده،زیرع امه،بقچ(ش ۸)،چارقد ،دستمال،لباسهای محلی،پیراهنهای زنانه،روسری،شال گردن،كیف و كراوات.
۳) آشنائی با ظرز كار هنرمندان قلمكار.
الف) وسائل لازم :
▪ میز چوبی
بطول و عرض ۷۵×۱۲۵ سانتیمتر با پایه‌هائی بطول ۲۵ سانتیمتر كه قطر سطح آن در حدود ۷ سانتیمتر می‌باشد
▪ چادر شب
عبارت از هشتاد متر متقال است. چادر شب را تا میكنند و روی میز پهن می‌كنند و علت بكار بردن چادر شب بخاطر اینست كه رویهٔ میز یكنوع خاصیت ارتجاعی داشته باشد تا هم دندانه‌های قالب‌ها خرد نشود و هم پارچه پهن شده جهت رنگ آمیزی كاملاً رنگ بخود بگیرد،در هر بیست روز چادر شب را بعلت سفت شدن عوض می‌كنند.
▪ قدح یا كشتی
عبارت از قدح بزرگی است از سفال كه قطر دهانه آن در حدود چهل سانتیمتر است. بقدح مذكور پنجری نیز اطلاق میشود. قدح را همیشه لبریز می‌كنند از كتیرائی كه در حدود سه روز خیس شده و بحالت فرنی درآمده است و علت مصرف كتیرا بحالت تقریباً خمیری صرفاً ایجاد یك محیط الاستیك در زیر پارچه استامپ می‌باشد. ایجاد این حالت بخاطر آنست كه تمام قسمتهای قالب بخوبی با رنگ آغشته گردد. چون مایع داخل قدح بمرور زمان حالت چسب مانند خود را از دست می‌دهد لهذا در فواصل معین زمانی مایع داخل قدح را عوض می‌كنند.▪ استامپ
استامپ بپارچه ای اطلاق می‌شود كه در حدود یك متر مربع مساحت دارد و روی قدح را با آن بشكل دنبك می‌پوشانند (ش ۹) و روی آنرا با قلم مو برنگهای مخصوصی آغشته می‌كنند و سپس قالب را با پارچه استامپ با رنگهای لازم آغشته میسازند.
▪ مچ پیچ
مچ پیچ تشكیل شده است از یك قطعه پارچه ۲۰×۱۵ و چند قطعه چرم كه كارگر قلمكار آنرا بطرز مخصوصی به مچ خود می‌بندد تا ضربه ای كه بر روی قالب می‌زند باعث رنجش مچ دست نشود در شكل ۱۰ وضع بستن مچ پیچ را بمچ دست و همچنین وضع قرار گرفتن قطعات چرمی را می‌توان بخوبی مشاهده كرد.
▪ طاقه عبارت از پارچه ای است كه قلمكار روی آن نقاشی میكند.
▪ رنگ
رنگهای مخصوصی جهت رنگ آمیزی پارچه‌های بكار میرود كه ذیلاً بطرز تهیه آنها اشاره خواهد رفت.
▪ قلم
عبارت از نوعی قلم مو است كه جهت آغشته ساختن پارچه استامپ روی قدح با رنگهای مخصوص بكار میرود.
▪ قالب
قالب‌ها عبارتند از قالب‌های چوبی كه بطرز كنده كاری ساخته میشود و در قسمتهای بعد بطرز ساختشان اشاره خواهد شد (ش ۱۱)
ب) طرز تهیه طاقه- چنانكه گفته شد طاقه بپارچه‌هائی اطلاق می‌شود كه جهت رنگ آمیزی یا باصطلاح قلمكاری بكار میرود. طاقه را قبلاً باندازه‌های مورد نظر آماده می‌كنند. حاشیه این پارچه‌ها وسیله كارگران زن ریشه تابی میشود. معمولاً پنج نوع پارچه جهت طاقه مصرف میشود. نوع اول پارچه‌های ابریشمی است كه اكنون بكار بردنش رواج ندارد. نوع دوم كرباس است. نوع سوم كه ناشور نامیده میشود متقالی است كه ریزتر از كرباس یافته میشود و دست باف نیز می‌باشد.
نوع چهارم كه به ململ حاج علی اكبری معروف است یكنوع پارچهٔ كارخانه ای است. نوع پنجم یكنوع چلوار و كتان خارجی است. بدیهی است برای طاقه نمیتوان پارچه‌هائی پشمین مصرف نمود. پارچه‌های طاقه ای را قبلاً برای اینكه زمینه كرمی پیدا كند در آبی كه محتوی پوست انار آسیاب شده است شستشو می‌دهند. پارچه شستشو یافته معمولاً دارای چروك است لهذا پارچه‌ها را در حالت فعلی در محلهای آفتابگیر پهن كرده و پس از خشك شدن باجبار روی آنها آبپاشی می‌كنند و سپس جهت اطو كردن آنها را در زیر فشار پرسهای مخصوص و سنگهائی مانند سنگهای آسیاب قرار می‌دهند و بعداً پارچه‌های اطو یافته را جهت نقاشی بكارگاه میبرند.
ج) طرز تهیه رنگ
معمولاً پنج نوع رنگ جهت رنگ آمیزی پارچه‌های قلمكار بكار میرود كه عبارتند از سیاه،قرمز،زرد،آبی،سبز و بترتیب بطرز تهیه هر كدام از رنگهای فوق اشاره میگردد:
▪ طرز تهیه رنگ سیاه
برای تهیه رنگ سیاه مواد زیر لازم است: زنگ آهن چهار مثقال،زاغ سیاه قزوین و سه مثقال روغن كنجد. كتیرا را تقریباً بمدت بیست روز خیس می‌كنند و مواد مذكور را در مایع مذكور حل می‌كنند كه منجر به تهیه مایع سیاهرنگ و با ثباتی می‌شود.
▪ رنگ قرمز
برای تهیه رنگ قرمز دو كیلو كتیرای محلول،دو سیرونیم زاغ سفید قزوین و سه سیر گٍل سرخ (اُخری) لازم است. ابتدا زاغ را در آبی كه در حال جوش است حل می‌كنند و سپس داخل آن كتیرا می‌ریزند و پس از مدتی در حدود پنج دقیقه گٍل محلول را بمخلوط فوق اضافه می‌نمایند،مایع سرخ رنگی حاصل میگردد.
▪ تهیه رنگ زرد
برای تهیه رنگ زرد پوست خشك شده انلر را می‌كوبند و در آب جوش حل می‌كنند سپس مایع را از صافی می‌گذرانند و یك سیر زاغ سفید بمایع حاصله اضافه می‌نمایند مایعی برنگ زرد متمایل بشیری تهیه میشود.
▪ تهیه رنگ آبی- نیل را كوبیده و بصورت گرد درمیآورند و در آب جوش حل می‌كنند سپس بر مایع حاصله یك كیلو كتیرای محلول اضافه می‌كنند.
▪ تهیه رنگ سبز
برای تهیه رنگ سبز بر مایع شیری رنگ حاصله در قسمت سوم مقداری كتیرای محلول و دویست و پنجاه گرم رنگ آبی تهیه شده (بطریقی كه در قسمت چهارم اشاره رفت) اضافه می‌نمایند محلولی برنگ سبز چمنی حاصل میگردد. بدیهی است كه اوزان و مقادیر ذكر شده نسبت معینی است كه در اثر تجربه بدست آمده است و در صورت اینكه بخواهند بمقداری بیشتری رنگ تهیه نمایند نسبت‌ها را بهمان مقدار بالا می‌برند.
د) تهیه قالب
برای تهیه قالب معمولاً از چوبهای سخت و با دوام جنگلی استفاده میشود. تنه درختان را بشكل استوانه‌هائی بقطر بیست سانتیمتر و ارتفاع هیجده سانتیمتر می‌برند. این چوبها را بمدت زیادی در حدود یك الی دو سال در جای آفتابگیری قرار می‌دهند تا كاملاً خشك شود و سپس قاعده ای از استوانه را كه می‌خواهند جهت كنده كاری قالب مورد مصرف قرار دهند با رنده و سمباده صاف می‌كنند و روی آن ورقه‌های نازك بقطر پنج میلیمتر با پیه مذاب ایجاد می‌كنند تا سطح چوب نرم و مناسب كنده كاری شود. چه تنها در این صورت است كه قالب ساز براحتی میتواند با قلم یا منقاش نقشهای موردنظر را روی چوب بكند.
سپس ورقه پیه را از روی قالب می‌تراشند. بعد روی قالب را با آب پوست انار و محلول كتیرا مالش می‌دهند و نقشه را كه قبلاً در روی كاغذ كشیده اند بعكس روی قالب برمیگردانند و با دست پشت كاغذ را مالش می‌دهند تا نقشه روی قالب ترسیم گردد. سپس با قلمهای مخصوص كه منقاش نامیده می‌شود نقشه را روی قالب می‌كنند و كلیشه یا قالب آماده می‌گردد. این كلیشه‌ها و قالب‌ها بر حسب نقش خود اسامی مخصوصی دارند كه در میان كارگران كارگاههای قلمكاری بآن اسم معروفند. تعدادی از این كلیشه‌ها عبارتند از: محرمات،رج رج،درهم،بندمتكا،بند رومی،زنجیره ترمه،زنجیره مرغ، گلدان،گل هشت دانه یا هشت تا یك گل،گل تاج،كتیبه شاه عباسی،صحرای محشر،جنگ هفت لشگر،ذوالفقار علی..
ه) مراحل مختلف
پس از آماده شدن وسائل لازم سه مرحله اصلی در كار قلمكاری مشاهده میشود كه كاملاً شبیه كار و مراحل عكاسی است. این مراحل عبارتند از مرحله چاپ و ظهور و ثبوت كه ذیلاً شرح هر كدام از مراحل فوق از نظر خوانندگان محترم میگذرد:
۱) مرحله چاپ
در این مرحله كه مرحله ابتدائی است رنگرز و نقاش عمل نقاشی را روی پارچه انجام میدهد. بدینترتیب كه كارگر پشت میز مخصوص می‌نشیند و پس از بستن مچ پیچ به مچ دست چادر شب را روی میز پهن می‌كند و سپس طاقه مورد نظر را كه قبلاً حاشیه اش زنجیره تایی شده است روی چادر شب پهن می‌كند.
بدیهی است طاقه قبلاً بطرزی كه گفته شد زمینه كرمی پیدا كرده است. سپس كارگر با قلم مو رنگ مورد نظر را روی پارچه ناشور(استامپ) كه در روی قدح قرار دارد آغشته میكند و سپس قالب را برداشته و باستامپ می‌زند و بعد قالب را بمثابه مْهری روی طاقه قرار میدهد (ش ۱۲) و یا دستی كه مچ پیچ بآن بسته است ضربه ای برپشت قالب وارد می‌سازد و نقش قالب روی طاقه میافتد. البته چون اكثراً پارچه‌ها دارای رنگهای متعدد هستند (اصولاً پنج رنگ) لهذا قلمكار مجبور است پنج بار با رنگهای مختلف طاقه را قالب بزند. نقشهای حاصله اصلی و ثابت نیستند و محتاج دو مرحله دیگر است تا دارای رنگ ثابت شود.
۲) مرحله ظهور و ثبوت
برای اینكه پارچه‌ها دارای رنگهای اصیل و ثابتی باشند پارچه‌های رنگ آمیزی شده را كه مرحله اول را گذرانده است بكارگاههای دیگری میبرند. این پارچه‌هاذ را در دیگهای بزرگی كه دارای محلول رناس كوبیده و جوهر رناس (آلزرین) است قرار می‌دهند،بعد از دو ساعت پارچه‌ها را از دیگ درآورده و مجدداً شستشو می‌دهند و این آخرین مرحله عمل است كه پارچه‌هائی با نقوش زیبا و ثابت را نتیجه میگردد.