نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال1385 نشان می‌دهد کشورمان در آستانه افزایش جمعیت شهری به دو سوم کل جمعیت کشور قرار گرفته است و پیش بینی می‌شود طی دهه‌های بعدی همچنان افزایش داشته باشد. آمارها و اطلاعات حاکی از این است که بخش زیادی از جمعیت شهری کشورمان در تعداد محدودي کلان‌شهر کشور متمرکز شدند. این مقاله در کنار مطالعه روند شهرنشینی به توزیع جمعیت شهری مي پردازد. با توجه به شرایط متنوع اقلیمی و توزیع منابع در ایران روند توزیع، جابه‌جایی و تمرکز جمعیت متفاوت بوده و دسترسی به امکانات مختلف اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و فرهنگی در این توزیع جمعیت، تأثیرگذار است.پارسیان (شاپرزفا) در این نوشته به مطالعه تحولات شهر و شهرنشینی طی دوره پنجاه ساله (1385-1335) در ایران و توزیع جمعیت شهری استان‌ها براساس سرشماری‌های 1375 و 1385 با روش توصیفی- تحلیلی می‌پردازیم. نقش مهاجرت براساس اطلاعات مهاجران وارد شده به استان‌ها در افزایش جمعیت شهری كشور نيز بررسي می‌شود. داده‌های مورد نیاز از نشریات نتایج سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران طی سال‌های مختلف استخراج و با استفاده از نرم‌افزار اکسل و برنامه Urban Indexدر بسته نرم‌افزار جمعیتی PASS پردازش و سپس تحلیل شده است.
نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که جمعیت شهری کشورمان طی سال‌های مختلف سرشماری همواره در حال افزایش بوده و نتایج سرشماری سال‌های 1375 و 1385 حاکی از این است که الگوی توزیع جمعیت در شهرها به‌گونه‌ای بوده که چند متروپل (مادرشهر/ کلان‌شهر) و در رأس آنها تهران عمده جمعیت شهری و مهاجران وارد شده به شهرها را در خود جای داده و در اكثر استان‌ها بیشترین جمعیت مهاجر وارد شده به شهرهای استان‌ها وارد شهر اول هر استان شده‌اند. ویژگی این شهرها نشان می‌دهد مهم‌ترین عامل در افزایش سریع این کلان‌شهرها برتری امکانات جمع شده در آنها نسبت به سایر شهرها است.
يكي از جنبه‌هاي توزيع جغرافيايي جمعيت، تفكيك آن برحسب جمعيت شهرنشين و روستانشين است. در حال حاضر ميزان شهرنشيني در كشورهاي مختلف جهان روز‌به‌روز رو به افزايش بوده، به صورتی که رشد جمعيت شهري سريع‌تر از رشد جمعيت جهاني است. بنابراین شهرنشینی يكي از مهم‌ترين پديده‌های اجتماعی و جمعیتی عصر حاضر محسوب می‌شود. در ايران تحول شهرنشيني بسيار شتابان و سريع بوده است. آستانه50 درصد جمعیت شهری براساس سرشماری سال 1365، در ایران محقق شد (2/54 درصد جمعیت بر اساس سرشماری سال 1365شهرنشین بودند) و نتایج آخرین سرشماری کشورمان در سال 1385 نشان می‌دهد 5/68 درصد جمعیت کشورمان شهرنشین هستند.
تعداد شهرهاي كشورمان از200 شهر در سال 1335 به1012 شهر در سال 1385 افزايش پیدا کرده است اما نگاهی به توزیع جمعیت در شهرهای مختلف و بررسی‌های انجام گرفته در این زمینه نشان می‌دهد، الگوي توسعه شهري و افزايش جمعيت شهرها در ايران الگوي تسلط تك شهري و تمركزگرايانه است. بررسي تحولات شهرنشيني كشور و استان‌ها نشان خواهد داد كه كلان‌شهرهاي محدودي بخش عمده‌اي از جمعيت مناطق شهري را به‌خود جذب کرده و طی سال‌های مختلف سرشماری افزایش جمعیت چشمگیری داشته‌اند. پایتخت و چند شهر بزرگ دیگر از امکانات آموزشي، بهداشتی و به‌ويژه اقتصادي مانند امکان کسب وکار بیشتری برخوردارند که از دلايل اصلي موج‌هاي مهاجرت به سمت پايتخت و شهرهای بزرگ است.
براساس سرشماری سال 1385 حدود 15844730 نفر یا5/22 درصد از کل جمعیت کشور در شش نقطه شهری تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج و شیراز تمرکز یافته‌اند. نتایج سرشماری سال 1385 نشان می‌دهد نزدیک به یک سوم یا 27 درصد مهاجران وارد شده به شهرها طي دهه 1385-1375 نیز توسط این شش متروپل جذب شده‌اند.
تعریف شهر
بررسی تعریف شهر درکشورهای مختلف نشان می‌دهد که کشورهای جهان تعاریف متعددی از شهر دارند و براساس آن به شمارش جمعیت شهری می‌پردازند. تعاریف شهر در سرشماری‌های مختلف کشورمان تغییراتی داشته که به آن اشاره می‌شود. براساس تعریف مرکز آمار ایران در سرشماری سال 1335 شهر مکانی تلقی می‌شد که تعداد سکنه آن پنج هزار نفر یا بیشتر بودند. در سرشماری سال 1345 نیز همین تعریف در شمارش جمعیت شهرها لحاظ شد اما در سرشماری سال 1355 تمام مراكز شهرستان‌ها بدون در نظر گرفتن جمعيت آنها و نقاطي كه جمعیت پنج هزار نفر و بيشتر داشتند جزء نقاط شهری سرشماری شدند. در سرشماری سال 1365 معیار داشتن شهرداری در کنار جمعیت شهری پنج هزار نفر و بیشتر پذیرفته شد. براساس سرشماری سال‌های 1375 و 1385 هریک از نقاطی که دارای شهرداری باشد، جمعیت آن نقاط جزء جمعیت شهرنشین محسوب می‌شود.
تحولات الگوی شهرنشینی کشور طی سرشماری‌های 1385-1335
نخستین شهرهای جهان در حدود 3500 سال پیش از میلاد در مصر، عراق و پاکستان پدیدار شدند. با معیارهای امروزی شهرها در جوامع سنتی بسیار کوچک بودند اما امروز جوامع صنعتی و در حال توسعه به میزان بسیار زیادی شهرنشین هستند. افراطی‌ترین شکل زندگی شهری امروز در آنچه بعضی‌ها آن را کلان‌شهر نامیده‌اند، نمایان است. این اصطلاح در اصل در یونان باستان برای اشاره به یک دولت – شهر ابداع شد که بنا بود مایه رشک همه تمدن‌ها شود اما در کاربرد امروزی هیچگونه رابطه‌ای با آن رؤیا ندارد.
پيش‌بيني‌هاي سازمان ملل نشان مي‌دهد تا سال 2050 جمعيت شهري جهان به مرز 70 درصد مي‌رسد و نسبت جمعيت شهرنشين ايران با كمي تفاوت نسبت به كشورهاي توسعه يافته برابر 84 درصد خواهد شد.
با يك تقسيم‌بندي كلي جمعيت شهري در دو گروه از کشورهای در حال توسعه و كشورهاي توسعه‌يافته مي‌توان گفت كه رشد قابل توجه جمعيت شهري در کشورهای درحال توسعه، همچنان ناشي از سرريز جمعيت روستايي و ادامه حرکت‌های مهاجرتي است اما چند عامل را مي‌توان در آن مؤثرتر دانست از جمله: ورود آرام صنعت به حوزه‌های کشاورزی، افزایش نسبی قابلیت تولید و آزاد شدن نیروی انسانی و سپس روانه شدن آن به شهر، فقدان زمين قابل كشت تا حد مورد نياز يا بهره‌برداري بيش از حد منجر به فرسايش خاك و نبود اصلاحات لازم در زمينه‌هاي مختلف، حوادث طبيعي و پيامدهاي منفي زيست‌محيطي، سهولت نسبي دستيابي به خدمات اساسي در شهر و... اما در شهرهاي كشورهاي توسعه‌يافته وضعي متفاوت به‌چشم مي‌خورد. عمده‌ترين ويژگي آن در كاهش نرخ مواليد به ميزان كمتر از حد جايگزيني است. نتيجه طبيعي آن افزايش نسبت كهنسالان در كل جمعيت با پيامدها و نتايج خاص خود است. اين پديده از نيمه دوم قرن بيستم تحولات شگرفي داشته و براساس پيش‌بيني‌ها اين افزايش چشمگيرتر نيز خواهد بود.
زمینه‌های رشد شهرنشینی در ایران به‌طور دقیق از دهه1300 مقارن با گسترش روابط اقتصادی– اجتماعی سرمایه‌داری فراهم شد. متعاقب آن فرآیند تحولات و شکاف عمیق اقتصادی بین جامعه روستایی و شهری و مهاجرت گسترده از روستا به شهر باعث رشد سریع و شتابان جمعیت شهرها و تعداد آنها شد. عوامل دافعه روستایی بعد از اصلاحات ارضی به‌ویژه در حاشیه قرار گرفتن بخش کشاورزی و کاهش فعالیت‌های آن در کنار عوامل جاذبه شهری، یعنی ویژگی‌های مثبت شهرها با دگرگونی‌های وسیع اقتصادی و نیاز به نیروی کار فراوان و ارزان، موجب کاهش روزافزون شاغلان بخش کشاورزی و مهاجرت روستاییان به شهرها شد.
پارسیان (شاپرزفا)
جدول‌های شماره یک و2 تحولات تعداد استان‌ها و شهرها و متوسط رشد سالانه جمعیت شهری و روستایی و کل را نشان می‌دهد. تعداد استان‌های کشور درسال 1335، 13 استان بود که در سال 1385 به 30 استان رسید و تعداد شهرهای کشور از 199 شهر درسال 1335 به 1012 شهر در سال 1385 افزایش یافت. نتایج سرشماری‌ها در سال‌های مختلف حاکی از این است که تا سال 1365 تعداد شهرهای با بیش از یک میلیون نفر جمعیت تنها به شهر تهران محدود می‌شد. طی سرشماری‌های بعدی در سال‌های 1365، 1375و 1385 تعداد شهرهای با یک میلیون نفر جمعیت و بیشتر به 4، 5 و 6 شهر افزایش یافت.
جمعیت شهری با رشد انفجاری و شتابانی دردهه 1345-1335 افزایش یافته است. افزایش مطلق نسبت به سال 1335 بیان‌کننده رشد جمعیت شهری و جابه‌جایی سریع جمعیت روستایی به طرف شهرهاست. درصد متوسط رشد سالانه جمعیت کشورمان طی این دهه برابر10/5 است. در دهه بعدی درصد متوسط رشد سالانه جمعیت شهری اندکی کاهش یافت و سپس در دهه 1365-1355 به رقم بی‌سابقه 41/5 رسید. طی دو دوره 1375-1365 و 1385-1375 این میزان برابر 21/3 و 74/2 است. در نتایج سرشماری سال 1385 برای نخستین با رشد منفی جمعیت روستانشین روبه‌رو شدیم و انتظار داریم این روند طی سال‌هاي آینده ادامه یابد.
جمعيت مجموعه شهرها از چهار عامل منشأ می‌گیرد: 1- جمعیت مقیم شهر در یک تاریخ معین و افزایش طبیعی آن (تفاوت موالید و مرگ‌ها) طی مدت معین. 2- مهاجرت‌هایی که از نقاط دیگر اعم از شهر و روستا و حتی سایر کشورها به شهرها صورت می‌گیرد. 3- ادغام حومه‌ها و اقمار شهری به محدوده شهری. 4- عامل تبدیل نقاط روستایی به شهر در نتیجه رشد طبیعی و جاذبه جمعیتی آن و در نتیجه فرارفت از ضابطه حداقل جمعیت شهری (به‌طور معمول پنج هزار نفر).
در سه دهه 1365-1335 کشورمان با رشد بالای جمعیت شهری مواجه شد، این رشد در درجه اول از افزایش طبیعی جمعیت شهرها اثر پذیرفته است اما در کشورهایی که رشد اقتصادی سریع‌تری دارند نقش مهاجرت در افزایش جمعیت بیشتر از رشد طبیعی است. رشد جمعیت شهری در دهه‌های بعد از 1365 ناشی از افزایش مهاجرت به شهرها است و با توجه به کاهش سریع رشد جمعیت مناطق روستایی کشورمان به نظر می‌رسد تبدیل روستاها به شهر یا الحاق روستاها به شهر و به‌خصوص مهاجرت‌های روستا- شهری مهم‌ترین عامل افزایش جمعیت شهری کشورمان باشد.
در سرشماري سال 1385 استان‌هاي قم، تهران، اصفهان، يزد و سمنان از بيشترين ميزان شهرنشيني برخوردار بودند.
در مقابل استان‌هاي هرمزگان، كهگيلويه و بويراحمد، خراسان شمالي، گلستان و سيستان و بلوچستان کمترین ميزان شهرنشینی را داشتند. آمارها حاکی از این است که درصد جمعیت شهری تمام استان‌های کشور طی سه دهه یادشده همواره افزایشی بوده است. در سال 1365 در استان تهران4/86 درصد جمعیت شهرنشین بودند که این نسبت برای سال 1375 برابر2/86 است. نتایج سرشماری 1385 نشان داد که 1/91 درصد جمعیت استان تهران در شهرهای استان ساکن هستند.
تحولات شاخص اولويت شهری
تا سال 1355 تهران، پایتخت کشور تنها کلان‌شهر به شمارمی رفت و اعمال سیاست‌های تمرکزگرا بر برتری تهران و رشد بی‌رویه آن به شدت اثر گذاشت. از سوی دیگر، ضریب کشش مهاجران به این شهر را افزایش داد، به‌طوری که در دهه 1345-1335 ، 38 درصد مهاجر‌پذیری داشته است. سرشماری سال‌های 1365، 1375 و 1385 تعداد کلان‌شهرهای کشورمان را به ترتیب برابر 4، 5 و 6 شهر نشان داده است. هرچند این کلان‌شهرها نقش مهمی در توسعه شهرنشینی و افزایش تولید ملی ایران داشته‌اند اما با نگرش اجتماعی، اقتصادی و اکولوژیکی و توجه به حقایق شهرنشینی در این کلان‌شهرها، مسایل محیطی در فضای کلان‌شهری به‌ویژه در سکونتگاه‌های غیررسمی آنها بیشتر نمود یافته است.پارسیان (شاپرزفا)
جدول شماره 3 تعداد جمعیت و درصد رشد سالیانه کلان‌شهرها را طی سال‌های 1335 تا 1385 نشان می‌دهد. نتایج سرشماری سال 1385 نشان داده که کلان‌شهر کرج بالاترین درصد متوسط رشد سالیانه شهری را در بین شش متروپل تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج و شیراز داشته است. تا چندین دهه قبل این کلان‌شهر به‌عنوان شهر حاشیه‌ای در اطراف تهران تلقی می‌شد اما به دلایلی مانند نزدیکی به پایتخت و پایین‌تر بودن هزینه‌های مسکن و زندگی و شرایط جغرافیایی مطلوب، طی سال‌های گذشته جمعیت بی‌شماری را به خود جذب کرده به‌طوری‌که براساس سرشماری سال 1385 معادل 1386030 نفر جمعیت داشته است در حالی‌که این شهر در سال 1335 تنها 14526 نفرجمعیت ساکن داشت. این شهر طی دوره‌ 1375-1365 با نرخ متوسط رشد سالیانه 09/13 درصد بالاترین میزان رشد جمعیت شهری را تجربه کرده است و در سال 1385 با نرخ رشد بالاتر از سایرکلان‌شهرها برابر 95/3 درصد جمعیت آن از شهر شیراز نیز فزونی گرفت و به رتبه پنجمین کلان‌شهر ارتقا پیدا کرد. با چنین روندی انتظار می‌رود طی سال‌های آتی افزایش جمعیت بالاتری نسبت به سایر کلان‌شهرها داشته باشد.
شاخص اولویت شهری از مهم‌ترین شاخص‌های جمعیتی در مطالعات شهرنشینی محسوب می‌شود. در این نوشته با استفاده از برنامه Urban Indexدر بسته نرم‌افزاریPASS و ورود جمعیت شهر اول و بعدی شاخص اولویت شهری برای چهار و یازده شهر، نسبت تمرکز شهری به تفكيك استان‌ها محاسبه شده است. نتایج به همراه نسبت جمعیت شهری به روستایی در استان‌ها و کل کشور براساس سرشماری سال‌های 1375 و 1385 در جدول شماره 4 آمده و قابل مقايسه است.
شاخص نسبت جمعیت شهری به روستایی نسبت افراد ساکن در شهرها را به افراد ساکن در روستاها نشان مي‌دهد. در صورتی که تعداد افراد ساکن روستاها و شهرها برابر باشد حاصل این کسر برابر یک خواهد بود. در کشور ما اين نسبت در سال‌هاي 1335، 1345، 1355 و 1365به ترتيب برابر 46/0، 61/0، 89/0 و 19/1 بوده است. این میزان برای سال1375 برابر58/1 بوده و در سال 1385 به رقم 17/2 افزایش یافته که افزايش7/4 برابري را نسبت به سال1335، نشان مي‌دهد و حاكي از رشد قابل توجه جمعیت شهری است.
نسبت جمعیت شهری به روستایی طی دهه 1375 تا 1385 در تمام استان‌ها افزایشی بوده است اما این میزان در تعدادی استان‌ها افزایش بیشتری را نشان می‌دهد. نسبت جمعیت شهری در استان‌های اصفهان، تهران، قم و یزد به‌ترتیب از رقم 89/2 ،23/6، 32/10 و 68/2 در سال 1375 به 99/4، 55/10، 45/15 و 93/3 در سال 1385 افزایش یافته است. شاخص اولويت شهري كل كشور براساس چهار و يازده شهر اول در سال 1375 به‌ترتیب برابر 55/1 و 43/1 بوده است. این شاخص برای سال 1385 به 44/1 و 31/1 کاهش یافته است. این شاخص برای استان تهران طی دوره 1375 تا 1385 کاهش نداشته و در شاخص چهار شهر اول افزایشی بوده است. اما استان تهران به دلیل دارا بودن دو متروپل تهران و کرج و پنج شهر بالای 200000 نفر جمعیت رقم کمتری را در این شاخص‌ها نشان داد.
پارسیان (شاپرزفا)
شهرنشینی و مهاجرت
مهاجرت و به‌خصوص مهاجرت روستا- شهری یکی از ارکان افزایش جمعیت شهرها محسوب می‌شود. در مراحل اولیه توسعه کشورها گرایش شدیدی به تمرکز جمعیت و انتقال مهاجران روستایی در شهرهای بزرگی که بر نظام شهری مسلط هستند، دیده می‌شود. ایران نیز در وضعیت گسترش شهرها و افزایش جمعیت به‌خصوص در شهرهای بزرگ است. به این نکته نیز باید توجه کرد که کشورمان تا دو دهه پیش افزایش بالای جمعیت را به‌دلیل رشد فزاينده موالید تجربه کرد و این مسأله شامل شهرها هم می‌شود پس طبیعی است که ما اکنون با رشد بالای جمعیت شهری که مهاجران روستایی را با میزان بالای باروری کل در خود جذب کرده، باشیم. پارسیان (شاپرزفا)
جدول شماره 5 توزیع جمعیت مهاجران وارد شده طی دهه 1385-1375 را به استان‌ها و به شهرهای اول و شهرهای با 200000 نفر جمعیت و بیشتر هر استان نشان می‌دهد. شهرهای استان تهران 6/28 درصد مهاجران وارد شده طی دهه 1385-1375به شهرهای کشور را به‌ خود اختصاص داده‌اند و شهرهای استان‌های خراسان رضوی و اصفهان با تفاوت قابل توجه با استان تهران با نرخ 5/7 و 3/7 درصد در رتبه‌های بعدی جذب مهاجران قرار دارند. استان‌های ایلام، خراسان جنوبی و خراسان شمالی پایین‌ترین جذب مهاجر را طی این دهه داشتند. در بین30 استان کشور در سال 1385، تنها هفت استان کشور بیش از یک شهر با جمعیت 200000 نفر و بیشتر دارند. در استان‌های مازندران، لرستان، کردستان و تهران تفاوت زیادی بین نسبت جمعیت شهر اول و شهر دوم مشاهده نشد. شهر تهران 5/38 درصد مهاجران وارد شده به شهرهای استان را جذب کرده است و شهر کرج 6/16 درصد مهاجران را شامل می‌شود.
نتیجه‌گیری
توجه به تحولات روند شهرنشینی، الگوی توزیع جمعیت شهری در کشور و استان‌ها از موضوع‌های قابل توجه و بررسی است. اگر چه بين شهر‌نشيني و توسعه انساني همبستگي بالایي وجود دارد اما رشد شتابان آن بدون برنامه‌ریزی و سیاستگذاری منجر به پیامدهایی می‌شود. در سال 1385 شهرنشيني در کشورمان نسبت به سال 1335 بيش از دو برابر شده است. شهرنشینی امروز زندگی همه مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
کاهش جمعیت روستایی در کشورمان حاکی از این است که شهرنشيني در کشور به‌طور عمده نتيجه مهاجرت جمعيت به‌خصوص از مناطق روستايي به شهرها است. كاهش مرگ ومير كودكان در مناطق روستايي و بالا بودن باروری زنان روستايي در چند دهه گذشته سبب افزايش طبيعي جمعيت در روستاها نسبت به شهرها شد.
نتایج این بررسی نشان می‌دهد رشد شهرنشيني در كشور ما داراي چند ويژگي عمده مانند شتابان، تمركزگرايانه و ناشی از مهاجرت است. شهرنشيني با خود پيامدهاي مثبت و منفي فراواني دارد، به‌خصوص سهم الگوي شهرنشيني در اين بین، قابل توجه است.
بروز مشکلات اجتماعی، حاشیه‌نشینی و بيكاري پنهان از نتایج گسترش بی‌حد و حصر جمعیت شهری است. با گسترش شهرهای بزرگ به‌ویژه کلان‌شهرها، افراد در این شهرها با مشکلات متعددی روبه‌رو شده‌اند که از مشخص‌ترین آنها افزایش تقاضا و کمبود مسکن، ساخت وساز ناایمن، مشکلات زیست‌محیطی و آلودگی‌های مرتبط با آن، است.
مطالعه شهرنشيني جمعيت كشورمان نشان مي‌دهد كه عمده جمعيت شهري در شش كلان‌شهر كه غالب شركت‌هاي بزرگ، دانشگاه‌هاي مادر، کارگاه‌ها و كارخانه‌هاي توليدي و امكانات عمده كشور را در برمي‌گيرد، متمركز هستند.
به‌دنبال افزایش معضلات ناشی از رشد شهرگرایی و تمرکز در شهرهای بزرگ، شایسته است در روند برنامه‌ریزی‌ها به سمت شهرهای میانی و کوچک توجه شود و در این راستا برنامه‌ریزی‌های عمرانی منطقه‌ای به سود شهرهای کوچک یا میانه باشد زیرا شهرهای بزرگ بیش از حد رشدکرده‌اند و باید سیاست‌های برنامه‌ریزی شده در راستای تمرکززدایی در کلان‌شهرها اجرا شود.
منابع:
1- ارجمندنیا، اصغر (1371)، «نظام اسکان جمعیت و نقش شهرهای میانه»، مجموعه مقالات سمينار جمعيت و توسعه، شهريور 1367، سازمان برنامه و بودجه (سابق).
2- امانی، مهدی (1380)، «جمعیت‌شناسی عمومی ایران».
3- پیران، پرویز (1368)، «توسعه برون‌زا و شهر، مورد ایران»، مجله اطلاعات ----------- اقتصادی، شماره اول.
4- زنجانی، حبیب‌الله (1371)، سمپوزیوم ملی شهر سالم.
5- زارع، بيژن (1384)، «جمعيت شناسي اقتصادي و اجتماعي»، سمت.
6- فنی، زهره (1382)، «شهرهای کوچک، رویکردی دیگر در توسعه منطقه‌ای»، انتشارات سازمان شهرداری‌های کشور.
7- گيدنز، آنتوني (1378)، «جامعه‌شناسی»، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، نشر ني.
8- سید میرزایی، سید محمد(1383)، «نگاهی به آینده شهر»، پژوهشنامه علوم انسانی، شماره 42-41 ، تابستان 1383، صص 104-85.
9- علیزاده، محمد و کاظم کازرونی( 1365)، «سیاست‌ها، راهبردها، روند و ابعاد شهرنشینی در ایران»، انتشارات وزارت برنامه و بودجه (سابق).
10- مرکز آمار ایران (1382)، نشریه مهاجرت و شهرنشینی در ایران.
11- مركز آمار ايران، نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال‌های 1385-1335.
12- نوراللهی ،طــه (1380)، «توزیع و طبقه‌بندی جمعیت شهرهای کشور و تطبیق جغرافیایی جمعیت استان‌های کشور 1375-1335»، مرکز آمار ایران.
* مدیر کل دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری- مرکز آمار ایران
**کارشناس جمعیت دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری – مرکز آمار ایران
پارسیان (شاپرزفا)
پارسیان (شاپرزفا)