سعید بیابانکی
پارسیان (شاپرزفا)

نام:سعید
نام خانوادگی:بیابانکی
سال تولد:1347
محل تولد: خمینی شهر

آثار:
ردپایی بر برف ، نیمی از خورشید ، نه اناری ، نه ترنجی و چند مجموعه شعر کودک.

و بعد...
در رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه اصفهان فارغ التحصیل شد. او با تشویق علی اصغر حاج حیدری "خواسته" که از شاعران خمینی شهر است از سال1363 به صورت جدی به سرودن پرداخت.
شعرهای او به صورت پراکنده در نشریات مختلف کشور ، جٌنگ های ادبی و همچنین کتاب فارسی دوم راهنمایی چا÷ شده است.
بیابانکی از سال 1376 به مدت دو سال مدیر روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان بوده است.
به اعتقاد او شعر از خانواده شعور است. شعر یک نوع آگاهی است و شاعر هم انسانی آگاه.

چند شعر


1
دف دف زنان بيا به شبستان من برقص
هوهو کنان بچرخ و به ايوان من برقص
چون گردباد پای بکوب و به پای خيز
چرخان ميان بهت بيابان من برقص
دست از ميان باغچه ی من برآور و
نيلوفرانه بر لب ايوان من برقص
گيسو رها کن ای شب پيچيده زير ماه
لختی ای آبشار پريشان من برقص
ای مستی هميشه به مينای من بچرخ
ای تلخی مدام به فنجان من برقص
عريان شو ای جهنم ناب ای گناه محض
آتش بزن به خرمن ايمان من برقص
مرداد آتشين من اسفند دود کن
ارديبهشت وار به آبان من برقص
الوند من نشسته و خاموش تا به چند
برخيز ای غرور فروزان من برقص...

2
ناگهان
شيشه های خانه بی غبار شد
آسمان نفس کشيد
دشت بی قرار شد
بهار شد..
*
باغچه ها منتظر
تاقچه ها بی قرار
کاش از آن دور بيايد بهار..
**
يک قدم مانده است
تا بتکاند به سرم نورو گل
روزگار
چند قدم مانده زمن تا بهار؟
***
يک توسن بی سوار بايد باشد
سر گشته و بيقرار بايد باشد
اينگونه که آسمان تعجب کرده است
از تاختنش ... بهار بايد باشد
****